#لحظاتیبرایمطالعهوتفکر
#تاریخمشروطهایران
#احمدکسروی
مردم تبریز ۷ مورد را پیشنهاد دادند تا مجلس از محمدعلی شاه بخواهد:
۱- شخص همایونی باید دستخطی بنویسد مبنی بر اینکه دولت ایران، مشروطه تامه است؛
۲- هشت وزیر فعلا کافی بوده و تشکیل هر وزارتخانه جدیدی باید با امضاء مجلس باشد؛
۳- خارجی ها نباید وزیر تعیین کنند؛
۴- در هر ولایات و ایالاتی، زیر نظر مجلس، انجمن محلی برقرار باشد؛
۵- وزیران افتخاری دیگر نباید باشند؛
۶- عزل مسیو نوز و پریم و توقیف رییس گمرکخانه تبریز فوری لازم است؛
۷- عزل ساعدالملک.
صفحات ۲۰۳ تا ۲۱۵
مشیرالدوله *صدراعظم* در واکنش به پیشنهادات ۷ گانه ی تبریزیان گفت:
اصلا دولت مایل است هزار وزیر داشته باشد، به مجلس چه ربطی دارد،
دولت به شما مشروطه نداده است.
مجلس صرفا برای وضع قانون است.
در ضمن مسیو نوز را هم برکنار نمیکنیم.
نمایندگان بشدت عصبانی شده و گفتند حال که اینطور است، ما مردم را مطلع میکنیم که شما چه میگویید.
صدراعظم گفت: تند نشوید، منتظر بمانید تا با محمدعلی میرزا صحبت کنم.
چیزی که مشخص است، آنست که حرفهای صدراعظم، همان نظرات محمدعلی میرزا بود
صفحات ۲۱۵ تا ۲۱۹
مجلس منتظر جواب محمدعلی میرزا بود اما او علنا با مشروطه مخالفت کرده و جواب نامه را نداد.
مجلس و مردم دست به اعتراضات گسترده ای زدند و بازارها را بستند
بعداز این حوادث، محمدعلی میرزا نوشت:
با همه محذورات عزل مسیو نوز و پریم، آنان را معزول کردیم،
اما لفظ مشروطه را *مشروعه* میکنیم
ما دولت اسلام هستیم و سلطنت مشروعه است.
مجلسیان باز اعتراض کرده و گفتند ما جز مشروطه، لفظ دیگری نمی پذیریم
صفحات ۲۱۹ تا ۲۲۲
حاجی مخبرالسلطنه به مجلس آمد و گفت :
از باب خیرخواهی عرض میکنم که: مشروطه بودن دولت ایران به صلاح نیست زیرا در مشروطه، همه چیز آزاد است و لابد تمام ادیان هم آزاد خواهند شد و این به نفع اسلام نیست.
از بهانه گیری های دربار، مردم به شدت اعتراض کرده و مخصوصا مردم تبریز هر لحظه بر شدت اعتراضات میافزودند.
محمدعلی میرزا که تمایلی به قبول مشروطه نداشت، به ناچار دستخطی نوشت و مشروطه را قبول کرد.
صفحات ۲۲۲ تا ۲۲۴
حداقل فایده این اتفاقات برای محمدعلی میرزا آن بود که فهمید اگر بخواهد مشروطه را نابود کند، بیشتر از تهران، باید برای تبریز نقشه بکشد،
اما در شرایط فعلی خود را همراه مشروطه نشان میداد.
یکی از اقدامات مجلس ، تشکیل اولین کابینه قانونی و کناره گیری مشیرالدوله بود.
بدین سان اولین بهار آزادی از راه رسید و مردم با شادمانی و کنارگذاشتن کینه ها ، تلاش میکردند تا کشور را بسازند.
صفحات ۲۲۴ تا ۲۳۵
بسیاری از *روحانیون* و *ثروتمندان* از همراهی کردن مشروطه منصرف شده و تلاش میکردند تا مشروطه را براندازی کنند.
۱- روحانیون از اول معنای مشروطه را نمی فهمیدند و تصور میکردند وقتی کارها از دست دربار خارج شود، به آنان واگذار شده و روحانیون سروری خواهند کرد، اما وقتی فهمیدند که همچین خبری نیست ، با مشروطه به مخالفت برخواستند.
۲- ثروتمندان هم از اینکه میدیدند توده ی مردم ، قد علم کرده و با آنان برابری میکنند ، به مخالفت با مشروطه پرداختند
ص ۲۳۵ تا ۲۴۱
مردم بر علیه حاجی میرزاحسن مجتهد،اعتراضات شدیدی کرده و حتی بعضی از آنان با تفنگ و تپانچه آمده بودند.
این اولین شورش مسلحانهی مردم بود.
مردم خواستار آن بودند که میرزاحسن مجتهد و پسر بزرگش میرزا مسعود باید از شهر بیرون روند.
باور کردنی نبود مردمی که مدتهای طولانی زیردست روحانیون بودند، اکنون بر علیه مجتهد شورش کرده اند.
صفحات ۲۴۱ تا ۲۴۵
سید طباطبایی و سید بهبهانی از اینکه مردم ، میرزاحسن مجتهد را از شهر بیرون کردند ناراحت شده و از مردم خواستند که مجتهد را خشنود کنند.
اما نه تنها مردم این کار را نکرده بلکه تصمیم گرفتند نمایندگان فاسد را هم شناسایی کرده و بجای آنان، نمایندگان دیگری انتخاب کنند.
این شورش ها نشانه ی پیشرفت مشروطه می بود
صفحات ۲۴۵ تا ۲۴۷
کم کم تمامی روحانیون از مشروطه کناره گیری کردند و فقط آزادیخواهان باقی ماندند که آنان هم دیگر راه خود را از روحانیون جدا کردند.
تا قبل از آن، چون روحانیون، خود را پیشوای مشروطه می دانستند، مدام حرف از شریعت و دیانت می زدند،
اما حال که از مشروطه کناره گیری کرده بودند، آزادیخواهان صحبت از وطن پرستی و نجات توده ی مردم می کردند.
اما متاسفانه اینان هم آنگونه که باید، صاحب مدیریت و اندیشه ای عالی و مستقل نبوده و نتوانستند در راه پیشرفت کشور گام موثری بردارند
صفحات ۲۴۷ تا ۲۴۸
https://t.me/hezar_khom
🔃📑 2⃣1⃣ صص (۲۴۸ -۲۰۳ )
Post #3229
325
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم #ادامهتاریخمشروطهیایران
- 🙏 8
- ❤ 5
- 👍 2