#لحظاتیبرایمطالعهوتفکر
#تاریخمشروطهایران
#احمدکسروی
از زمانی که *کریمخان زند* درگذشت تا سال ۱۲۱۲ ، در این پنجاه سال
در اروپا پیشرفت های بزرگی رخ داد.
و دولت های قوی ای بوجود آمد.
اما ایرانیان و قاجاریه در خواب و ناآگاهی بسربرده و همچنان مانند قدیمیان زندگی میکردند.
اگر هم انسانهای کاردان و دانایی مانند *قائم مقام فراهانی* و *امیرکبیر* ظهور میکردند ، کشته میشدند و جای آنان را افراد بی خاصیت پر میکرد.
صفحات ۷ تا ۸
سپهسالار هم که در زمان ناصرالدین شاه ، صدراعظم شد، مرد دانایی بود و چون درباره پیشرفت های اروپا آگاهی داشت، خواست ایران را شکوفا کند
اما دشمنانش ، آخوندها را تحریک کردند که سپهسالار میخواهد ایران را مانند فرنگستان کند.
لکن آخوندها که در ایران ، قدرتمند بودند، سپهسالار را به *بی دینی* متهم کرده و در نهایت ، او را منزوی ساختند.
صفحات ۸ تا ۱۰
بعداز آن، ناصرالدین شاه به اروپا میرفت اما بجای آنکه بداند اروپا بخاطر اراده و آگاهی دولت و مردم به پیشرفت ها دست یافته است
و مردم ایران را بهحرکت درآورده و به کارهای سودمند وادارد،
برعکس، از دیدن شکوه اروپا به ناامیدی گرایید
و در برابر همسایگان ، بیشتر زبونی نشان میداد
و همانطور که میدانید در سالهای واپسین پادشاهی ناصرالدین شاه، امتیازاتی به بیگانگان بخصوص انگلیسیها داده شد که شناخته ترین آنها ، امتیاز توتون و تنباکو بود.
صفحات ۱۰ تا ۱۷
ناصرالدین شاه 50 سال حکومت کرد و در زمان او خواه و ناخواه ، پیوستگی میان ایران و اروپا بیشتر شد
و چیزهای بسیاری مانند تلگراف، تلفن، اداره پلیس ، پست خانه، چراغ گاز ... از اروپاییان گرفته شد.
وزارتخانه ها به شیوه ی اروپا برپا گردیدند
و نیز دارالفنون، روزنامه، دبستان.
در سال ۱۲۶۷ ه.ش *میرزاحسن رشدیه* مدرسه ای برای تعلیم الفبای فارسی تاسیس کرد
آخوندها با تحریک کردن مردم، میز و نیمکت ها را شکستند و مدرسه را آتش زدند.
زیرا علما فتوا داده بودند که مدرسه، بچه ها را لامذهب تربیت میکند.
با دارالفنون نیز همین رفتار را کردند.
صفحات ۱۸ تا ۲۱
پس از ناصرالدین شاه نوبت به پسرش مظفرالدین شاه رسید
او جُربزهی پدر خود را هم نمی داشت.
شاه سخت بی پول گردیده و چون بیمار هم بود، پزشکان توصیه کرده بودند تا به اروپا برود و برای رفتن به این سفر هم نیاز به پول داشت.
لذا امین السلطان از روس ها، بیست و دو میلیون و نیم منات وام گرفته و گمرک
های شمال ایران را در گرو آنان گذاشت.
صفحات ۲۱ تا ۲۵
مظفرالدین شاه با اتابک و دیگران به اروپا سفر کرده و به تماشا و گردش پرداخته و پولها را خرج کردند و با دست خالی به ایران بازگشتند.
این رفتار برای مردم بسیار گران تمام شد و تمام اینها را از چشم اتابک دیده و او را دست نشانده ی روس ها میخواندند
مدتی بعد، دوباره شاه و اتابک به فکر وام گرفتن از روس ها و به گردش اروپا رفتن افتادند
و بار دیگر ۱۰ میلیون منات از روس ها وام گرفته و به اروپا رفتند و اینبار به لندن هم سفر کرده و باز با کیسه خالی بازگشتند
صفحات ۲۵ تا ۲۷
در ایران ، رشتهی کارها به دست دو گروه بود.
۱-درباریان و نزدیکان شاه
۲- روحانیون که هروقت اراده میکردند میتوانستند مردم را بشورانند.
روحانیون و طلبه ها، مردم را در مسجد جمع کرده و معترضانه خواستار تعطیلی مهمانخانهها و مدرسه ها بودند.
با مهمانخانهها مخالف بودند چون چیز جدیدی بود و در آن مشروب هم عرضه میشد.
و با مدرسه نیز همانطورکه قبلا عرض کردیم، مخالف بودند.
لذا طلبهها به مهمانخانهها و مدارس
حمله کرده و همه را ویران کردند.
صفحات ۳۰ تا ۳۳
در شهرهای ایران ، حوزه های علمیهی فراوانی برای طلبهها بود که در آن زندگی میکردند و از درآمد موقوفات مدرسه به آنان حقوق داده میشد.
میان طلبههای مدرسه محمدیه با طلبههای مدرسهی صدر، دعوا و قمهکشی مفصلی رخ داد.
چون موقوفات مدرسه محمدیه بیشتر بود و طلبه های مدرسهی صدر، تلاش میکردند برای پول بیشتر به آنجا دست یابند.
عین الدوله با قاطعیت تمام، دستور دستگیری طلبهها را صادرکرد
لذا طلبهها را چوب زدند و دست و پا بسته سوار الاغ کرده و به اردبیل فرستادند.
سابقه نداشت که چنین رفتاری با طلبه ها شود، آنهم در ایرانی که مردم به روحانیون دین بسیار احترام میگذاشتند.
لذا علما و مردم از عین الدوله بسیار خشمگین شدند.
صفحات ۳۳ تا ۳۵
https://t.me/hezar_khom
🔃📑 8⃣ صص ( ۳۵-۷ )
Post #3153
467
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم Photo
- 👏 10
- ❤ 5
- 👍 3
- 🙏 1