🔃3⃣
خلاصه کتاب :
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_یالوم
ترجمه: سپیده حبیب
اروین یالوم، روانپزشک و استاد دانشگاه استنفورد، رمان وقتی نیچه گریست را در سال ۱۹۹۲ به زبان انگلیسی منتشر کرد.
این کتاب به روایت روانکاوی افراد مهم و سرشناس قرن ۱۹ از جمله نیچه پرداخته است.
جذابیت این رمان در آمیختگی خیال و واقعیت است. داستان از دیدار خیالی نیچه، فیلسوف آلمانی، و دکتر بروئر که یک پزشک، فیزیولوژیست و دوست نزدیک فروید بوده، شروع میشود.
بروئر، در آن سالها استادِ فرویدِ اطریشی که بعدها عصب شناس و پایهگذار و پدر علم روانکاوی شد، بود.
اگر به کتابهای روانشناسی علاقمند هستید این رمان بهترین گزینه است .
اروین یالوم در خلال کتاب وقتی نیچه گریست به توصیف درمانهای رایج برای وسواس فکری که در هر دو شخصیت اصلی رمان که به نوعی درگیر آن شده اند، میپردازد.
موضوعی که در این کتاب به طور مفصل به آن پرداخته شده رابطه پزشک و بیمار است که در جهت کمک به خودشناسی و توسعه فردی حرفی برای گفتن دارد و بسیار ارزشمند و کاربردی ست .
این روش درمانی که اروین یالوم در کتاب آورده مکتبی فلسفی به نام اگزیستانسیال نامیده میشود که اصل اول این مکتب میگوید :
«بشر هیچ نیست مگرآنچه از خود می سازد.
🔸خلاصه داستان :
دکتر بروئر که از پزشکان روان درمانِ بنامِ اطریشی است چندی ایست، به وسواس فکری دچار شده.
وسواس فکری دکتر بروئر مربوط به یکی از بیمارانش بنام برتا ست . برتا جوان است و زیبا.
این وسواس تا حدی جدی ایست که زندگی زناشوئی اش را نیز تحت شعاع قرار داده.
در این بحبوحه که برای تعطیلات باتفاق همسرش، ماتیلده به ونیز آمده نامه ای از طرف لو سالومه معشوقه نیچه، در کمال گستاخی، دریافت میکند .
مضمون نامه بسیار خودمانی برای دیدار، در یکی از کافه های ونیز آنهم صبح زود می باشد .
بروئر در زمان و مکان معین در انتظار لو سالومه ی ناشناس است .
بالاخره لو سالومه از راه می رسد و پس از آشنایی با یکدیگر، نامه ای که ریچارد واگنر برای نیچه نوشته بدست دکتر برویر میدهد.
بروئر پس از کمی تامل، نامه را گرفته و می خواند .
مضمون نامه چند سطری به قدرانی واگنر از نیچه برای کتابش بود و سپس واگنر سخن از بیماری نیچه بمیان آورده و درمان او را افتخاری برای خود دانسته .
پس از خواندن نامه، برویر از دوشیزه می پرسد چه کار می تواند انجام دهد ؟
لو سالومه میگوید نیچه سخت بیمار است و به کمک او نیاز دارد .
وقتی برویر از علائم بیماری می پرسد، پاسخی که از لو سالومه دریافت می کند چیز ناآشنایی نبوده اما سرسختی و جدیت این دوشیزه، برویر را ناگزیر به توجه می کند .
بروئر پس از سوالاتی که از کنجکاوی او ناشی میشود درمان نیچه را می پذیرد و چنان مجذوب این دوشیزه شده بود که با خود می اندیشید، شاید این دوشیزه بتواند او را از تفکرات برتا رها کند .
گفتگوی بروئر و سالومه به اینجا ختم میشود که دکتر بروئر بدون بردن نامی از سالومه و نامه ،نیچه را که از ناامیدی رنج می برد درمان کند.
چهار هفته بعد، طبق قراری دیگر که این بار هم لو سالومه تعیین کرده بود، بروئر، در دفترش انتظار لو را می کشید.
دوشیزه لو آمده تا هر آنچه بین او و نیچه گذشته برای دکتر بازگو کند تا دکتر موقعیت را درک کرده تا بتواند او را بهتر درمان کند.
قبل از هر چیز به بروئر از حساسیت فوقالعاده ای که نیچه به مساله ی قدرت دارد اشاره کرده و می گوید او حاضر نیست در موقعیتی قرار گیرد که ناچار به تفویض قدرتش شود. سپس ادامه داد که نیچه در ناامیدی خود، او را مسئول میداند.
برای روشن شدن موضوع، لو سالومه به گذشته رجوع کرده و توضیح میدهد که:
پل ره دوست لو سالومه از او خواسته بود تا در دانشگاه، شاگرد نیچه شود که خیلی زود، روابط دوستانه ای بین این سه بوجود آمد.
لو، پل ره و نیچه دوستی عمیقی پیدا میکنند، با اینکه لو سالومه بیش از چهار ملاقات با نیچه نداشت رابطه ای قوی بینشان بوجود آمده بود که به گفته ی نیچه، برای زمان خودشان می توانست آینده سالومه را نابود کند، بواسطه همین موضوع، نیچه برای حمایت از سالومه پیشنهاد ازدواج را مطرح میکند و از پل می خواهد تا لو را به پذیرش این پیشنهاد راضی کند .
لو اعتراف میکند که شیفته اش بوده اما این شیفتگی عاشقانه نبود.
بنا به دلایلی ، نیچه در ملاقات بعدی با لو، متوجه اشتباهش شده و میگوید :
باید پیشنهادش را فراموش کند و بجای ازدواج روابطی آرمانی و پاک و روشنفکرانه را با او داشته باشد.
پیرو این قرار، هر سه آشتی کرده و عکسی بیادگار میگیرند .
( عکس روی جلد کتاب )
اما این پیوند و دوستی دیری نپایید بواسطه علاقه ی مشترک پل و نیچه به سالومه و نامه نگاری ها، آنها دشمن هم شده و از سوی دیگر خواهرِ تفرقه افکن نیچه ذهنش را نسبت به لو مسموم کرده که در حال حاضر نیچه به هیچ عنوان چشم دیدن لو را هم ندارد.
🔃3⃣
Post #290
409