🔃 4⃣
پدر آنت هیچ دشمنی نداشت. حد اعلی رقیبانی که بر سر راهش ایستاده و بد دیده بودند ولی آنان از او کینهای به دل نداشتند. او پس از آن که کلاهشان را پس معرکه میانداخت، چندان هنرمندانه از ایشان دلربایی میکرد که آنان مانند مرد کمرویی که پایش را کسی لگد کند، کم ماند بود که لبخندزنان از او پوزش بخواهد.
صفحات ۳۵ و ۳۶
پدر آنت در کار زناشویی توفیقش اندکی کمتر بود. زنش این بدسلیقگی را داشته بود که از هوسبازیهایش رنج ببرد. وگرچه به گمان او، زنش در بیست و پنج سالی که از پیوندشان میگذشت میبایست به خوبی فرصت عادتکردن یافته باشد، باز خانم “ریوی یر” هرگز نتوانسته بود تن به آنچه هست بدهد.
مادر آنت زنی بود در پاکدامنی خود عبوس، با رفتاری اندکمایه سرد به همان سردی زیباییش که خاص زنان شهر لیون است، دارای عواطفی نیرومند اما در خود فرو رفته، بیکمترین مهارتی در نگهداری شوهر، و با این همه عاری از این هنر بس سودمند که دربارهی آنچه نمیتوانست مانع شود خود را به ندانستن بزند.
بزرگواریش بیش از آن بود که زبان به شکایت بگشاید اما این را هم نتوانست که دندان روی جگر نهد و پیش شوهر وانمود نکند که میداند و رنج میبرد. و از آنجا که رائول (پدر آنت) مردی حساس بود یا دست کم خود چنین میپنداشت، پرهیز داشت که در این باره بیندیشد ولی از زنش که نمیتوانست خودخواهیش را از این بهتر پردهپوشی کند کینه به دل میگرفت.
پدر و مادر آنت سالها بود که تقریباً جدا از هم زندگی میکردند اما بر اثر موافقتی ناگفته این امر را از چشم دیگران پنهان میداشتند چنانکه حتی دخترشان آنت هرگز از آن بویی نبرد. دختر درصدد برنیامده بود که دربارهی ناسازگاری پدر و مادر خود غوررسی کند، این کار خوشآیند او نبود. برای جوانان همان گرفتاریهای خودشان به خوبی کافی است، به جهنم گرفتاریهای دیگران!
صفحه ۳۶
📍معنی لغت غوررسی در لغتنامه دهخدا:
تفتیش کُنه و حقیقت چیزی، رسیدگی دقیق، تفحص و استقصاء
نهایت تردستی رائول (پدر آنت) در آن بود که دخترش را هواخواه خود کرد. البته برای این منظور دست به هیچ کاری نزد و این بالاترین نشانهی هنر اوست. نه یک کلمه سرزنش، نه کمترین اشاره به تقصیرهای خانم ریوی یر (مادر آنت).
آری جوانمرد بود و کار کشف این تقصیرها را بر عهدهی خود دختر میگذاشت و دختر البته هم کشف کرد، چه او نیز در پنجهی افسونگری پدرش بود و مگر میتوانست تقصیر را به گردن مادر نگذارد، که زن چنان کسی بود و از بیعرضگی این سعادت را بر خود حرام میکرد.
در این نبرد نابرابر بیچاره خانم “ریوی یر” پیشاپیش مغلوب بود و او با زودتر مردن، این شکست را به کمال رساند و “رائول” یکهتاز میدان و تنها فرمانروای قلب دختر خود شد.
صفحه ۳۶
#رومن_رولان
#جان_شیفته
https://t.me/hezar_khom
🔃
Post #1995
201
- 👍 6
- ❤ 1