🔃8⃣
#بارهستی
#میلان_کوندرا
#پرویزهمایون_پور
تلخیص : #زهرا
فرانز فکر می کرد که به رغم بی اعتنایی جهان ، « راه پیمایی بزرگ» ادامه دارد ، اگر چه راهپیمایان عصبی وتب آلودند. دیروز علیه اشغال ویتنام توسط امریکا، امروز برضد اشغال کامبوج توسط ویتنام ، دیروز به نفع اسراییل ،امروز به خاطر فلسطین ، دیروز برای کوبا ، فردا علیه کوبا ، وهمیشه بر ضد آمریکا، هربار محکوم کردن قتل وکشتار وهربار برای حمایت از قتل وکشتار های دیگر ،اروپا همچنان به راه پیمایی وتظاهرات ادامه می دهد وبرای این که از هیچ یک از رویدادها عقب نماند قدم ها را بیش از پیش تند می کند. در «راه پیمایی بزرگ» افراد شتابزده ای شرکت می کنند که بسیار سریع راه می روند، وصحنه را پیمایی بیش از پیش محدود می شود تا روزی که تنها نقطه ای بدون ابعاد شود.
ص۲۸۲
انسان گاهی در پاره ای موقعیت ها گرفتار می شود که چاره ای جز نمایش ندارد. پیکار او علیه اقتدار سکوت ( علیه اقتدار سکوت آن سوی رودخانه ، علیه پلیس که میکروفن در دیوار پنهان می کند) ، به پیکار یک گروه بازیگر تاتر میماند که به یک ارتش هجوم برده است.
ص ۲۸۳
همه ما نیاز به پرتو« نگاه» داریم وبرحسب نوعی نگاهی که درزندگی خواستار آنیم، می توان مارا به چهار گروه تقسیم کرد.
نخستین گروه.، تعداد بی شماری از چشمان ناشناس را می طلبند وبه عبارت دیگر خواستار نگاه عموم مردمند. آواز خوان آلمانی، ستاره سینمای امریکایی وهمچنین روزنامه نگار چانه دراز، در این گروه جا می گیرند.
درگروه دوم کسانی هستند که اگر در پرتو نگاه جمع کثیری از آشنایان نباشند ، هرگز نمی توانند زندگی کنند. این افراد بدون احساس خستگی میهمانی های عصرانه، شام وناهار می دهند . این ها خوشبخت تر از گروه اول هستند ، زیرا افراد گروه اول اگر مستمعین خودرا از دست دهند، تصور می کنند که روشنایی در عرصه هستی آنان خاموش شده است. واین چیزی است که دیر یا زود برای همه انها اتفاق می افتد. اما افراد گروه دوم همیشه موفق می شوند برای خود نگاه هایی به دست آوردند . ماری کلود ودخترش ازاین گروه به حساب می آیند.
گروه سوم کسانی هستند که نیاز دارند در پرتو چشمان یار دلخواه زندگی کنند. وضع آنان به اندازه گروه اول خطرناک است. کافی است که چشمان یاردلخواه بسته شود تا عرصه هستی آنها نیز در تاریکی فرورود. ترزا وتوما را باید در میان افراد این کرغوه قرار داد.
گروه چهارم ونادرترین گروه، کسانی هستند که در پرتو نگاه های خیالی موجودات غایب زندگی می کنند. افراد این گروه اغلب در رویا به سر می برند . فرانز را باید جزو این گروه شمرد. اواگر تا مرز کامبوج طی طریق کند فقط به خاطر سابینا است. اتوبوس در جاده تایلند تکان تکان خورد واو نگاه سابینا را برخود احساس کرد.
ص ۲۸۴ ۲۸۵
فرانز وسیمون قهرمانان رویایی این رمان هستند. بر خلاف فرانز ، سیمون مادرش را دوست نداشت واز اغاز کودکی چشم به راه پدر بود.
ص ۲۸۶
مرگ توما وترزا با نشان « سنگینی» همراه بود وسابینا می خواهد به « سلکی» بمیرد، او از هواهم سبک تر خواهد شد. به نظر پارمنید، این تبدیل منفی به مثبت است.
ص ۲۸۸
اری ، خاکسپاری شوهر ، سرانجام وصلت وعروسی همسر است! تاجگذاری زندگی اوست! پاداش تمام سختی ها ورنج های تمامی عمر اوست!
این مسئله را کشیش به خوبی درک می کند وبر سرمزار، از عشق فنا ناپذیر زن وشوهر سخن ها می گوید، عشقی که به رغم فراز ونشیب های بسیارش_ همچون ساحل نجات، متوفی را به سوی خود خواند. حتی همکار فرانز_ که به خواهش ماری کلود چند کلمه ای در مراسم خاکسپاری سخن گفت_ با ستایش واحترام خاص از همسر متوفی نام برد.
ص«۲۹۰_۲۹۱
هنگامی که تلگراف رییس شرکت تعاونی به دست سیمون رسید، موتورسیکلت خود را سوار شد وبه راه افتاد. مراسم خاکسپاری. ا به عهده گرفته ودستور داد تا روی سنگ مزار پدرش این جمله را حک کنند:« او می خواست زمین عالم ملکوت باشد».
روی سنگ مزار فرانز این جمله به چشم می خورد:« پس از گمراهی، باز گشت به سوی او ».
ص ۲۹۱
پیش از ان که فراموش شویم، به صورت « کیچ» در می آییم. « کیچ» ، ایستگاه ارتباطی میان هستی وفراموشی است.
ص ۲۹۲
#بارهستی
#میلان_کوندرا
#پرویزهمایون_پور
#ادامه_دارد
https://t.me/hezar_khom
🔃
Post #1745
178
- 👏 8