همیشه فکر میکردم اگر زمانی داستان زندگی ام را بنویسم شروعی فوق العاده خواهد داشت، چیزی شاعرانه مثل خط اول رمان ناباکوف: " لولیتا، چراغ زندگی من، آتش وجود من!" ؛ یا اگر نمی توانستم شاعرانه اش کنم، چیزی کلی، مثل شروع تولستوی: " همه ی خانواده های خوشبخت شبیه هم اند، اما هر خانواده ی بدبختی، به طور خاص خودش، بدبخت است. " مردم حتی اگر همه چیز را درباره ی این کتابها فراموش کنند، این کلمات را به خاطر خواهند داشت. با این حال وقتی پای شروع قصه به میان می آید، به نظرم بهترین شروع، شروع سرباز خوب فورد مادوکس فورد است: " این غم بارترین قصه ای ست که تا به حال شنیده ام."
📚فرمین ، موش کتاب خوان
#سم_سوج
https://t.me/hezar_khom
Post #1506
338

- ❤ 2