دوستان خلاصه فصل دهم به کانال ارسال نشده بود که در ادامه خواهم گذاشت
📗وقتی بدن نه میگوید
👤گابور ماته
📝خلاصهفصل دهم: راهِ حلِ ۵۵ درصدی 🔟
فصل ده کتاب، به بیماریهای التهابی روده (از جمله کرون و کولیت اولراتیو) و تأثیر سنگین استرسهای پنهان، سرکوب عواطف و زخمهای عاطفی بر آشفتگیهای گوارشی میپردازد. عنوانِ فصل اشارهای دارد به پدیدهی اثرِ داروی کاذب (پلاسیبو) و این حقیقتِ علمی که در بسیاری از آزمایشها، بیش از نیمی از بهبودی بیماران نه از خودِ دارو، بلکه از قدرتِ ذهن و امیدِ برخاسته از ارتباطِ انسانی سرچشمه میگیرد:
نویسنده سراغ سرگذشت زنی به نام مارتا میرود. مارتا در سیسالگی با تشخیص بیماریِ کرون روبهرو شد. او دوران پر از شلوغی و استرسی را در زندگی تجربه کرده بود در حالی که همسرش (جری) دانشجوی دندانپزشکی بود و خودش در مونتانا درس میخواند و سه فرزند خردسال (شامل نوزادی پنچماهه) داشت. مارتا دچار خونریزیهای رودهای، درد شکم و تب شد. بیماری او با دورههای عود، عملهای جراحی سنگین، شوکهای پزشکی و بستری شدنهای مکرر در بخش مراقبتهای ویژه همراه بود.
در بعد عاطفی و زناشویی، زندگی مارتا در بستر خیانت، بیتوجهی و رفتار پرخاشگرانهی همسرش به تباهی کشیده شده بود. او سالها در تنهایی، رنجِ مراقبت از کودکان و بارِ عاطفی سنگینِ زندگی را یکتنه به دوش کشیده بود، بیآنکه راهی برای ابراز خشم یا رهایی از این تالابِ عاطفی داشته باشد.روشن است که از نظر پزشکان و پژوهشگران،استرسهای مزمن، احساس درماندگی و سرکوب عواطف، نقش اصلی را در شکلگیری و عودِ بیماریهای التهابی روده ایفا میکنند؛ چنانکه رودهها بهعنوان «مغز دوم» بازتابدهندهی تلاطمهای روحیِ انساناند.
داستان دیگر این فصل، مربوط است به سرگذشتِ دوستِ صمیمی نویسنده، تیبور.
تیبور در پیِ مرگ ناگهانی پدرش و در شرایطی که مراقبت از خواهرِ کوچکتر و مادری بیمار را بر دوش داشت، در اوایل بیستسالگی دچار دورهای از تشدید شدیدِ بیماریِ کولیت (زخم روده) و خونریزیهای شدید از ناحیهی روده بزرگ شد.
تیبور پس از بستری شدن و دریافت درمانهای اولیه، تصمیم گرفت به جای تسلیم شدن در برابر شرایط، کنترل زندگیاش را به دست بگیرد، استرسهای محیطی را به حداقل برساند و مسئولیتِ سلامتِ خویش را تقبل کند. همین تغییر نگرش سبب شد تا بیماریاش فروکش کند و سالها بدون نیاز به دارو یا مداخلهی شدیدِ پزشکی در سلامت زندگی کند.
بخش دیگر فصل، به نظریات کلیدی و پزشکانِ برجسته و دیدگاههای علمیِ چند تن از متخصصان برجسته برای تبیین ارتباط میان روان و دستگاه گوارش، اختصاص یافته:
دکتر داگلاس دراسمن، متخصص سرشناس گوارش و استاد دانشگاه کارولینای شمالی،
که بر اساس تجارب بالینی و پژوهشی خود تأکید میکند عوامل روانی،اجتماعی بهطور مستقیم بر آسیبپذیری و عملکرد دستگاه گوارش تأثیر میگذارند.
دکتر نوئل هرشفیلد؛ متخصص گوارش مقیم کلگریِ کانادا، که طی مقالهای در نشریه گاستروانترولوژی کانادا به پدیدهی «قانون ۵۵ درصدی» (نرخ اثرِ داروی کاذب یا پلاسیبو در بهبود بیماران) اشاره کرد و بر لزوم آموزشِ ابعاد روانی و زیستشیمیِ التیام به جای اتکای صرف به فناوریهای پیشرفته تأکید نمود.
فرجامِ سخن در این فصل آن است که رودهها، زبانِ گویای استرسهای ناگفتهاند؛ و شفا، تنها در تیغ جراحی نیست و ما نیازمندِ بازشناسیِ درون، رهایی از روابطِ فرسایشی، و گشودنِ دریچههای امید و آگاهیِ روانشناختی هستیم.
#وقتیبدننهمیگوید
#گابور_ماته
✍ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/13631
Post #13692
962
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📗وقتی بدن نه میگوید 👤گابور ماته 📝خلاصه فصل نهم: آیا شخصیت سرطانی» وجود دارد؟9⃣ فصل نهم کتاب، دربارهی ساختار روانشناختی انسان، مکانیسمهای دفاعیِ برخاسته از رنجهای کودکی، و فروپاشی بیولوژیکی تن در قالب بیماریهای بدخیم است. این فصل با این سؤال آغاز میشود…
- ❤ 7
- 👍 2
- 🙏 1