تعهّدِ هنر
ناصر حریری :
فکر میکنم شعرهایِ شما حکایتِ فریادی از درونِ تنهائیِ شاعر به بیرون است.
احمد شاملو:
باید درست دریافته باشید. هر انسانی به تنهائی کودکِ گُم کرده مادری است سرگردان در کوچه هایِ ظلمات.
در لایههایی از اجتماع که هنوز انسان ها به غرایزِ تلطیف شده دست پیدا نکردهاند، جملهٔ « دوستت دارم » در اکثرِ موارد رشوئی است که برایِ گریزِ از تنهائی پرداخت میشود و یکی از عللی که عشق را به « تصاحب » تبدیل میکند به احتمالِ بسیار همین وحشت از تنهائی است. اما آن تنهایی که شما اشاره کردید مقولهٔ دیگری است.
شعر در نهادِ خود فریادی است از اعماقِ تنهائی، چرا که جهانِ شاعر جهانی چنان فردی است که حتا بی شماریِ خِیلِ ستایندگانش هم بر خلافِ تصوّر فقط به شناختِ هر چه بیش ترِ تلخی و عمقِ دردناکِ آن دامن میزند. وسعتِ تعدادِ همدلان و پذیرندگانش عملأ گسترشِ دامنهٔ مسئولیت و تعهّدِ او را موجب میشود، و ناگفته پیداست به روزِ کسی که حقِّ خطا کردن و حقِّ خاموشی گُزیدن و حتّا حقِّ نومید شدن از او سلب میشود چه میآید.
گلادیاتورِ عُریانی که بی هیچ سلاحی در میدانِ بیعطوفتِ مبارزهای بیرحمانه به خود رها شده است و جز تعدادی ستایندهٔ غالبأ پُرتوقع، حتّا برای دفاع در برابرِ بُهتانهایِ آشکارا بیشرمانه وسیلهٔ دفاعی در اختیار ندارد.
جهانِ هر کس پیلهٔ تنگِ از پیش ساختهای است، و در پیله هم جز یک پروانه نمیگُنجد. تفاوتِ قضیه در این است که بعضیها نوغان وار پیلهِ شان را خود به گِردِ خود میتنند و برخی دیگر آن را پناهِ اَمن خود تلقّی میکنند. اما بعضی دیگر در پیله به خود میآیند و فریادِشان حکایتِ آوازِ تلاشِ جان کاهی میشود که برایِ رهائیِ خود و دیگران از پیله به کار میبندند.
پیلهای که رهائی از آن به آسانی میسّر نیست و لایههایِ مقاومِ متعدّد و گوناگونی دارد.
منبع:
کتابِ در بارۀ هنر و ادبیات، به کوششِ : ناصر حریری، دیدگاههایِ تازه گفت و شنودی با احمد شاملو ص: ۱۳۶ ــ ۱۳۷، نشرِ آویشن، نشرِ گوهرزاد، ۱۳۷۷، چاپِ چهارم
https://t.me/hezar_khom
Post #1168
89
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم در غریوِ سنگینِ ماشینها و اختلاطِ اذان و جاز آوازِ قُمریِ کوچکی را شنیدم، چنان که از پسِ پردهای آمیزهٔ ابر و دود تابشِ تکستارهای. آن جا که گنهکاران با میراثِ کمرشکنِ معصومیتِ خویش بر درگاهِ بلند پیشانیِ درد بر آستانه مینهند و بارانِ بیحاصلِ اشک بر…Telegram 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم شمس میگفت: «هزار خُمِ خَمر آن نکند که کلام رب العالمین کند» مقالات شمس، صفحه ۹۱ 📚 «کتابخوانه»ی هزارخُم | کارگاهی برای خوانشِ تحلیلی آثار ادبی و هنری 🎯 نقد، تحلیل و واکاویِ ساختاریِ متون 👥 همراه با استادان، دانشجویان و علاقمندانِ ادبیات و هنر.
- 👍 1