ابیاتی از «عرفی شیرازی» به انتخاب صائب تبریزی:
آوارگی است رهبر، در وادیِ محبت
طوفان بوَد معلّم دریای بیکران را
عذابِ دوزخآشامان به آتش چون کند ایزد؟
مگر در سینهی آسودگان اندازد ایشان را!
در نگیرد صحبتِ عرفی به شیخِ صومعه
کو به زیرک دشمن و، عرفی به کودن دشمن است
یک سجدهیمستانه و صدسالهعبادت
فهمیدنِ این مسأله موقوفِ دو جام است!
غیرتم بین که برآرندهی حاجات، هنوز
از لبم نامِ تو هنگامِ دعا نشنیده است
به لوحِ مَشهدِ پروانه این رقم دیدم
که شعلهیی که مرا سوخت؛ خویش را هم سوخت!
تمامِ عمر با اسلام در داد و ستد بودم
کنون میمیرم و از من بت و زنّار میماند
امیدِ عافیت از مردن است و میترسم
که مرگ دیگر و، آسودگی دگر باشد!
نازم به حسن و عشق که از جوشِ اتحاد
مَستاند و از میانه، حیا کم نمیشود...
عاشق، هم از اسلام خراب است و هم از کفر
پروانه، چراغِ حرم و دیر نداند!
من در نفَسگدازی و این عشقِ بدگمان
مُهرم هنوز بر لبِ خاموش میزند
زحمتِ حُجاجِ دیر از کعبهجویان برتر است
ره بسی طی میشود تا ره به باطل میبرند...
در محبت، زندگی را با شهادت جنگ نیست
دیدهیی باید که بیند خونِ من در گردنش!
چشمم نه بهرِ خویش دَمِ نزع، تَر شود
ترسم که من بمیرم و غم دربهدر شود...
قانع به بوی دوست نگردید شوقِ ما
این جنس را به مفلسِ کنعان فروختیم!
تا خون نخوری چاشنیِ درد ندانی
تا دل ندهی آنچه به من کرد ندانی
آنان که غمِ تو برگزیدند همه
در کوی شهادت آرمیدند همه
در معرکهی دو کون، فتح از عشق است
با آنکه سپاهِ او شهیدند همه
«این اشعار از منتخبات میرزا صائب است علیه الرحمه» / مجمع النفائس؛ خان آرزو، ج 2، صص 1052 به بعد.
#عرفی
#صائب
#خان_آرزو
🌸
https://t.me/hezar_khom
Post #1079
164
- ❤ 2