«من در این اتاق ساکت، با سرفههایی که پیوسته و بیوقفه مرا آزار میدهند، فقط به یک چیز امید بستهام: محبت کوچک شما برایم چون صدایی از دنیایی است که دیگر به آن راه ندارم. دنیایی که تنها از پشت دیوارها، به صورت سایهها و گمانهای ناپایدار به سراغم میآید. آدم فقط وقتی که بیمار و در خانه محبوس میشود، تازه درمییابد که دوستی ساده یک همسایه چه نور بزرگی است. نوری که گاهی از هر دارویی، تحمل رنج را آسانتر میکند.»
📗نامههای پروستبههمسایهاش
👤مارسلپروست
https://t.me/hezar_khom
Post #10338
462


- ❤ 13
- 👏 1
- 🙏 1