خاصیت عشق هم همین است که آدم را در عین حال بدگمان و زودباور کند، کاری کند که به دلدار، زودتر از هر زن دیگری، شک ببریم و انکارهایش را هم راحتتر باور کنیم. باید عاشق باشی تا به این فکر بیفتی، یا متوجه شوی، که همهی زنان پارسا نیستند، و باز باید عاشق باشی تا به این امید، یا این اطمینان برسی، که زنان پارسایی هم هستند. جستجوی درد، و در جا شفا خواستن از آن، انسانی است. گفتههایی را که چنین شفایی از آنها بر بیاید بهراحتی باور میکنیم، درباره مسکنی که اثر میگذارد چه کسی جر و بحث میکند؟ وانگهی، دلدار هرچقدر هم که چندوجهی باشد، میشود که در هر حال از او فقط دو شخصیت اساسی ببینی، و این بستگی دارد به آنکه او از آن تو به نظر رسد، یا این که دلش هوای دیگری جز تو را داشته باشد. از این دو شخصیت، اولی دارای نیروی خاصی است که نمیگذارد واقعیت شخصیت دوم را باور کنی، دارای رمز خاصی است که رنجهای ناشی از این دومی را تسکین میدهد. یعنی دلدار بهتناوب هم درد است و هم دارویی که درد را متوقف و بدتر میکند.
📚در جستجوی زمان از دست رفته
📗سدوم و عموره(جلد چهارم)
👤مارسل پروست
🔁مهدی سحابی
https://t.me/hezar_khom
Post #10274
617



- ❤ 12
- 👍 3
- 👏 2
- 🙏 1