عامل زمان و سیاست داخلی آمریکا
جنگ اکنون وارد سیاست داخلی آمریکا نیز شده است. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در سپتامبر نشان داد تنها ۳۴ درصد پاسخدهندگان از حملات ترامپ علیه ایران حمایت میکنند و هزینه زندگی و جنگ هر دو بر محبوبیت دولت فشار وارد کردهاند.
اما از این داده نمیتوان نتیجه گرفت که ترامپ پس از انتخابات حتماً به تشدید جنگ روی خواهد آورد. دو سازوکار متضاد محتملاند: محدودشدن رئیسجمهور در سیاست داخلی ممکن است سیاست خارجی را جذابتر کند؛ در مقابل، هزینه اقتصادی و کاهش حمایت عمومی میتواند انگیزه رسیدن به توافق را افزایش دهد.
بنابراین «تهاجم بزرگ پس از انتخابات» باید سناریوی قابل پایش تلقی شود، نه پیشبینی قطعی.
سه مسیر پیش رو
مسیر نخست، تشدید نظامی است: تلاش برای تبدیل برتری نظامی به شکست ساختاری یا امتیازدهی سیاسی ایران. مزیت آن افزایش فشار است؛ خطر آن، اشتباه گرفتن آسیبپذیری با فروپاشی و گرفتارشدن در جنگی طولانیتر است.
مسیر دوم، فرسایش کنترلشده است: محاصره، فشار اقتصادی و عملیات محدود همراه با انتظار برای کاهش تدریجی ظرفیت ایران. جیمز جفری آشکارا از نسخهای از همین راهبرد دفاع کرده است. هزینه اصلی این مسیر استمرار اختلال انرژی، مصرف منابع نظامی و خطر تشدید ناخواسته است.
مسیر سوم، توافق ناقص اما پایدارکننده است: استفاده از فشار موجود برای محدودکردن بخشی از برنامه هستهای و نظامی و کاهش تنش در هرمز، بدون ادعای حل کامل مسئله ایران. احتمال مذاکره همچنان منتفی نیست؛ ایران در ۲۲ سپتامبر اعلام کرد در برابر کاهش فشار نظامی و رفع محاصره بنادر، آماده بازگشایی هرمز است.
دلالت سیاستی
مهمترین مسئله برای تصمیمگیری، نه شمار اهداف منهدمشده بلکه توان هر طرف برای تبدیل ابزار نظامی به نتیجه سیاسی پایدار است.
برای ارزیابی جهت جنگ، پنج شاخص در ایران و آمریکا و منطقه و جهان بیش از شمار حملات به ایران اهمیت دارند:
میزان انسجام و اطاعت در ساختار فرماندهی و امنیتی ایران؛
ظرفیت واقعی بازسازی موشکی، هستهای و دریایی؛
وضعیت عملی کشتیرانی و هزینه عبور از هرمز؛
فشار جنگ بر مهمات، آمادگی نظامی، انرژی و افکار عمومی آمریکا؛
تحول مواضع واشنگتن از «تخریب توان» به «شرایط قابل سنجش برای پایان جنگ».
جمعبندی
تصویر مستند تا ۴ مهر ۱۴۰۵ نه با روایت «پیروزی کامل آمریکا و شکست ایران» منطبق است و نه با روایت «شکست آمریکا و پیروزی ایران».
آمریکا برتری نظامی آشکاری دارد و ایران آسیب سنگینی دیده است؛ اما تهران همچنان از ظرفیت بقا، اخلال و تحمیل هزینه برخوردار است و واشنگتن هنوز نتوانسته است برتری نظامی خود را به یک نتیجه سیاسی پایدار تبدیل کند.
بنابراین متغیر تعیینکننده مرحله بعد جنگ، احتمالاً فاصله میان تخریب و اجبار خواهد بود: آیا فشار بیشتر این فاصله را میبندد یا صرفاً جنگ را طولانیتر و حکومت ایران را به ساختاری متفاوت و نظامیتر تبدیل میکند؟
همین پرسش، و نه شمار اهداف منهدمشده، معیار دقیقتری برای سنجش مسیر جنگ است.
Post #4192
743
- ❤ 5
- 👎 1