متاسفانه ناراحت شدن من اصلا نرمال نیست من اون پرنسسی نیستم ک قهر کنه و منتظر باشه نازش کشیده شه درحقیقت من واقعا آدم قهر کردن نیستم، من آدم رفتنم. و چون اینطوریم به کسایی ک واسم ارزش پیدا میکنن چندین بار شانس میدم و وقتی همه چوب خط هارو با رفتار های تخمیشون پر کردن پشت سر گذاشته میشن و تا ابد دیگه دیده نمیشن.
سرما استخوان هایش را خُرد ڪرد؛ و سڪوتِ پس از آن، از هر فریادے بلندتر بود. او با چشمانے باز ڪابوس هایش را دنبال میڪرد، درحالے ڪه مرگ بہ ارامے در رگ هایش یخ میبست. در اخر سنگینےِ زمستان بر روےِ شانہ هایش نشست، و برای همیشـه میان دانہ هاےِ سفید رنگِ آرامش ابدی، زیر نور ماہ خندہ ے ودا؏ سر داد.