نجات یک زندگی
گاهی
در میانِ صدای آژیرها
و خیابانی که
از ترس میلرزد،
یک دست
تمامِ امیدِ یک آدم میشود.
کسی زیر آوار مانده است؛
نه فقط زیر سنگ و خاک،
زیرِ ترس،
زیرِ تنهایی،
زیرِ این فکر که
شاید دیگر کسی نرسد.
و تو میرسی...
با یک کوله
با چند تکه ابزار
و قلبی که
اجازه نمیدهد
از کنارِ درد
ساده عبور کنی.
خم میشوی
خاک را کنار میزنی
و از دلِ سکوت
صدایی میشنوی:
«کمک...»
همین یک کلمه
کافیست
تا تمامِ خستگیهایت
فراموش شود.
دستش را میگیری؛
دستی لرزان
که هنوز
به زندگی چنگ زده است.
میگویی:
«من اینجام...
نگران نباش.»
و شاید ندانی
همین جمله
برای کسی که
میان مرگ و زندگی ایستاده،
از هزاران دارو
اثرگذارتر است.
هلالِ سرخ
روی سینهات میدرخشد،
اما قهرمانِ این لحظه
آن نشان نیست؛
انسان است،
که برای انسان
ایستاده است.
گاهی
نجات دادن یک زندگی
یعنی فقط
چند دقیقه زودتر رسیدن،
یک دست گرفتن،
یک نفس مصنوعی،
یک «طاقت بیار»...
و شاید
فردا
همین آدمی که امروز
تو از مرگ برگرداندی،
زندگیِ آدم دیگری را نجات دهد.
چه کسی میداند؟
شاید
نجات یک زندگی
نجاتِ هزاران زندگی باشد؛
فقط کافیست
وقتی کسی
در تاریکی افتاد،
چراغی باشیم
که خاموش نمیشود.
نوشته:سجاد ساجدی
🔷کانال تلگرام کانون هلال احمر دانشگاه تربت حیدریه
https://t.me/helal_d_th
♦️پیج اینستاگرام کانون هلال احمر دانشگاه تربت حیدریه
https://instagram.com/helal_d_th?igshid=ZDdkNTZiNTM=
کانال ایتا
https://eitaa.com/joinchat/63571479C83e0a4b2a6
Post #2849
141