TGViewer
Channel Public Channel
حکمت نامتناهی

حکمت نامتناهی

@hekmatenamotanahi

جست‌وجو و نگرانی لایزال انسان در دیالوگ با آفاق بی کران اندیشه

@bashgahandishe
Subscribers
325
Photos
346
Videos
6
Links
125
Recent Posts 20 shown
Post #1216 52

Forwarded from رف، رسانه صبر و تماشا

از جنس نشستن‌های طولانی؛
از جنس تماشایی که منتظر می‌ماند تا چیزی از دلش عبور کند.

ما رف را برای دیدن نساخته‌ایم. برای بودن ساخته‌ایم؛ برای لحظه‌ای که خانواده دور هم جمع می‌شود و صفحه فقط بهانه‌ایست برای نزدیک‌تر نشستن آدم‌ها.

میلاد پیامبر(ص) آغاز نوری بود که دل‌ها را دور هم جمع کرد.
ما هم همین را می‌خواهیم: جمع شدن.

از امروز، رف باز است.
برای تجربه کردن و نه فقط دیدن.

رف؛ رسانه‌ی صبر و تماشا
www.rafchannel.ir
  • ❤ 2
Post #1215 169
شاید این محرم،
وقتِ پیدا کردن پاسخ نباشد؛
وقتِ پیدا شدنِ سؤالِ درست باشد.
...
ششم تا هشتم تیرماه ۱۴۰۵
باشگاه اندیشه
#روضه_خانه
#استادمحمدحسین‌رحیمی

@emkanspace
Post #1214 175

Forwarded from باشگاه اندیشه

.
گفت‌وگوی سوگواران
سال هجدهم | نشست نخست

روضه الشهدا؛ اسطوره و تاریخ

با حضورِ منصور براهیمی، رضا رحیمی‌فرد، جواد قدوسی

🗓 دوشنبه ۱ تیر۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۶:۰۰

چکیده:

«روضةالشهداءِ» ملاحسین واعظ کاشفی، قرن‌هاست الگوی مسلط در سوگواری سنتی مردم در عزای حسین‌بن‌علی -درود خدا بر او- است؛ تا جایی که مجالس عزای ایشان را به همین سبب «روضه» نام نهاده‌اند. اما بسیاری همین را مبدأ و منشأ تحریف و خرافه در نقل وقایع عاشورا دانسته، و در مذمت آن سخن‌ها گفته‌اند.
در مواجهه با چنین متن اثرگذاری، چه می‌توان گفت؟ اینکه همه چیز را به فراست مؤلف در گردآوری نقل‌های عامیانه‌ی تاریخ عاشورا، و زبردستی او در شیوایی سخن، نسبت دهیم؛ حق مطلب ادا می‌شود؟
و یا اهمال علما و مورخان در تألیف منابع معتبر، را در رسوخ این اثر در مناسک دینی و آیینی عوام مؤثر بدانیم؛ کافی است؟ آیا نمی‌توان با دیدگاهی مردم‌شناسانه، و انسان‌پژوهانه، به ریشه‌های عمیق‌تر این سیطره‌ی فرهنگی و مذهبی پرداخت؟!
در اولین جلسه از گفتگوی سوگواران سال هجدهم، در باشگاه اندیشه، به ابعاد جدیدی از مواجهه با این پدیده قدیمی در سوگ سالار شهیدان کربلا خواهیم پرداخت.

@bashgahandishe
Post #1211 307
حکمت نامتناهی نشست بازخوانی متن انسان زندانی، سه‌شنبه مورخ ۹ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۳۰ الی ۱۵:۳۰ به صورت حضوری برگزار خواهد شد.
انسان زندانی- بازنویسی.docx26.4 KB
فایل متنی بازنویسی انسان زندانی

#منصور_براهیمی
Post #1210 351
حکمت نامتناهی حکمت نامتناهی با حضور ِ محمدحسین قدوسی منصور براهیمی نشست بیست ‌و پنجم «انسان زندانی» دوشنبه بیست و سوم خرداد هزار و چهارصد و یک ساعت ۱۷ @bashgahandishe @hekmatenamotanahi
نشست بازخوانی متن انسان زندانی، سه‌شنبه مورخ ۹ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۳۰ الی ۱۵:۳۰ به صورت حضوری برگزار خواهد شد.
Post #1207 233
حکمت نامتناهی ".... منطق ارسطوئی تفکیکی بین تصویرهای ذاتی و غیرذاتی نموده و برای شناخت یک شی تصویرهای ذاتی را کافی دانسته و مابقی تصویرات را مازاد بر آن می‌داند. در واقع وقتی تصویر ذاتی یک شی برای شما روشن شد، احاطه شناختی بر آن شی پیدا کرده‌اید و مابقی جهل‌هایی که در مورد…
۱۸. اگر بخواهیم برآیندی از تمام این مطالب داشته باشیم باید اذعان کنیم که:
منطق صوری در نگاه حکمت نامتناهی "منطقی خشک و کلیشه‌ای" است که اگرچه مفاد و محتوای آن قابل قبول است اما "کلیشه و صلب بودن و مطلق بودن" آن قابل قبول نیست. منطقی است که انسان را "کلیشه‌ای، تک‌بعدی و تک ساختی" بررسی می‌کند، مفاد خود را "مطلق" می‌پندارد، جهان را "ساده" می‌انگارد و "بنیان محدود و مطلقی" را برای شناخت انسان بنا می‌کند که قدرت مقاومت در مقابل سیل "نسبیت نامتناهی" و "نامتناهی‌گری عینی" ندارد. اشیاء و ساحت‌ها واقعیت را با مرزهای اعتباری جدا کرده و بسیاری از حقایق را گذر می‌کند.
بنابر همه این‌ها؛ از دید حکمت نامتناهی باید منطق صوری را بخش "ارزشمند و معتبری" از واقعیت شناختی انسان در نظر گرفت و مانند همه دستگاه‌های دیگر باید "دیوارهای کلیشه‌های" و "محدودیت‌های تصنعی" و "اعتبارهای فرضی" آن را کنار گذاشته و آنگاه از آن نهایت استفاده را نمود.

۱۹. این شروع مواجهه با منطق صوری است اما در ادامه آن چنان‌چه در نشست هفتم حکمت (ویژگیهای شناخت ذهنی) گفته شد:

"...انسان در خط رشد فکری و در امتداد افزایش ظرفیت معرفتی و وجودی خود، پیوسته به شناخت‌های بالاتر و بالاتری می‌رسد که هر شناخت برآمده از نگاه وسیع‌تری است و بًعد بزرگتری از جهان عینی را به ما نشان می‌دهد و شناخت کامل‌تری از آن است. در عین حال همراه با هر معرفت و شناخت، جهانی که در آن زندگی می‌کنیم و ظرفی که از آن نگاه می‌کنیم، "بزرگ‌تر و بزرگ‌تر" می‌شود. این سیر معرفتی انسان همچون خط کشداری است که مداوم و بی‌انتها است و "سیر صعودی انسان" است که او را در "سلسله‌ای از شناخت‌های پی در پی و جهان‌های آن" پیش می‌برد و برای آن نهایتی نیست..."

و در ادامه:

".... اگر "منطق" را "قانون درست فکر کردن و درست تصور و تصدیق کردن" بدانیم؛ آنگاه جهان‌های گوناگون هر کدام "دستگاه‌های منطقی خاص خود" را دارند و این دستگاه‌‌ها - مانند همان جهان‌هایی که این دستگاه از آن‌ها برآمده- بی‌انتها هستند. در عین اینکه بین دو منطق می‌توان به دستگاه منطقی‌ای دست یافت، که برآیند بین دو دستگاه و "طریقه منطقی جمع این دو منطق" است و خود نیز از جهان وسیع‌تری که از "جمع دو جهان متناظر با دستگاه‌های منطقی خاص خود" هستند، برآمده است. جهان‌ها و نگاه‌های نزدیک به هم به صورت "تساهل و تسامح و قرارداد" می‌تواند از یک دستگاه منطقی استفاده کنند و جهان‌ها و نگاه‌های دور از هم به سختی می‌توانند به منطق واحدی دست یابند و این، تعامل و گفتگو بین آنان را سخت و گاه غیر ممکن می‌کند اگرچه "فرزانگانی اندک" یافت می‌شوند که با هموار کردن رنج مسافرت‌های دور و دراز و شنیدن و تحمل کردن اندیشه‌های متضاد بر این دوگانگی پیروز می‌شوند و از طریق "تکمیل و توسعه نامتعارف و شگفت جهان خود" به مرحله‌ای از فرزانگی دست می یابند که برای دیگران غیر ممکن است...."

۲۰. آنچه که ذکر شد شروع بحث بر سر منطق است که از نگاه و نقد دستگاه منطق صوری آغاز شده و در ادامه نیازمند سلسله‌ای از بحث‌ها و گفتگوها در این رابطه است.


تمام

@hekmatenamotanahi2
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
Post #1206 123
حکمت نامتناهی ۸. اولین اختلاف زاویه‌ای که با منطق صوری می‌توان داشت در مورد مفاهیم سوال‌ناپذیر است. بدون اتکای بر این مفاهیم چگونه می‌توان چنین بنیادی برپا کرد؟ همان‌طور که در نشست ۱۲۳ حکمت نامتناهی توضیح داده شد؛ اگر ما امکان درک و دانستن و سوالاتی از این قبیل را از طریق…
".... منطق ارسطوئی تفکیکی بین تصویرهای ذاتی و غیرذاتی نموده و برای شناخت یک شی تصویرهای ذاتی را کافی دانسته و مابقی تصویرات را مازاد بر آن می‌داند. در واقع وقتی تصویر ذاتی یک شی برای شما روشن شد، احاطه شناختی بر آن شی پیدا کرده‌اید و مابقی جهل‌هایی که در مورد آن وجود دارد خسارتی به شناخت و تعریف اساسی شما نمی‌زند. چنین برداشتی اگر مربوط به مفهوم ذهنی شی باشد قابل قبول است و اگر مربوط به "عینیت خارجی" آن باشد قابل قبول نیست. به عنوان مثال انسان به عنوان حقیقت عینی و بیرونی قابل احاطه به وسیله "جنس و فصل" نیست و تصویر های ذاتی از انسان به اندازه مابقی تصویرها با جهل نامتناهی همراه است. ذاتی انسان نمی‌تواند ما را در شناخت او بی‌نیاز از بی‌نهایت جهلی کند که در آن گرفتار است. نسبت شناختی که منطق ارسطوئی آن را "ذاتی" می‌داند به بقیه ابعاد شناختی همان نسبت عدد محدود به بی‌نهایت است و در این امر فرقی بین تصویر ذاتی و عرضی نیست. اما اگر ما از حقیقت عینی انسان، یک تصویر کلان در ذهن خود بسازیم و آن را طبق قرارداد "نوع انسان" بنامیم؛ آنگاه این واژه می‌تواند ذاتی و عرضی داشته باشد و تعریف این واژه قراردادی و تصویر آن به وسیله "جنس و فصل" صحیح است؛ چرا که ما بر تصویر ذهنی خود احاطه داریم و می‌توانیم به صورت کامل آن را بشناسم...."


۱۴. در شماره ششم بند دوم توضیح داده شد که منطق صوری می‌گوید اگر از مقدمات درست با قواعد منطق حرکت ذهنی کنیم حتما به نتایج درست می‌رسیم. در نشست‌های گوناگون حکمت توضیح داده شد که هر دانش و آگاهی ما نگاهی به عینیت و از زاویه‌ای محدود است و انسان از این زندان محدودیت نمی‌تواند خارج شود (تا وقتی در این نشئه است) بنابراین هر شناخت انسان -اگر مقدمات درستی را برگزیده و به نتایج مطلوب رسیده باشد- تنها نسبتی از عینیت است و هرگز از این نسبیت نمی‌تواند خارج شود.

۱۵. جدای از این زاویه کلانی که از نگاه حکمت نامتناهی با منطق صوری ایجاد می‌شود، حتی در دستگاه منطق صوری و فلسفه شناخت برآمده از آن، همه علوم بر بدیهیات و بدیهیات هم بر اصل اولی‌الاوائل استوار است یعنی این اصل که "ارتفاع و اجتماع نقیضین محال است" و در صدق این اصل هم وحدات چند‌گانه معتبر است مانند وحوت در زمان و مکان و...
اما این وحدات استقرایی است و هر زمان وحدت جدیدی قابل اضافه شدن به آن است. مثلا وقتی که منطق‌دانان مسلمان حمل در یک قضیه را به "حمل ذاتی اولی" و "حمل شایع صناعی" تقسیم کردند وحدت دیگری اضافه شد همان‌گونه که در وحدات و تعداد آن‌ها نیز اختلافاتی بین حکمای مسلمان وجود دارد. اکنون نیز با تغییر بعضی از دستگاه‌های فکری ضروری است که تغییراتی در وحدات و تعداد آنها ایجاد شود. مثلا اکنون که دستگاه‌های هندسی به اقلیدسی و نااقلیدسی تقسیم شده چگونه می‌توان بدون توجه به تعدددستگاه‌ها وحدت مکانی واحدی را شرط دانست و توجهی به تفاوت مکان در دستگاه‌ها مختلف ننمود؟
استقرایی و قابل‌تغییر بودن شرایط صدق و برقراری اصل اولی‌الاوائل به معنی سیال بودن این اصل است و سیال بدن آن به معنی سیال بودن کلیت دستگاهی است که بر آن بنا می‌شود همان‌گونه که در نشست نسبیت نامتناهی توضیح داده شد و این نگاه هیچ "هرج ومرج شناختی" ایجاد نمی کند.

۱۶. حرکت ذهن از دانسته‌ها به نادانسته‌ها و کشف و درک آن اگرچه وجود دارد اما این بخشی از فرایند شناختی انسان است و نه تمام آن. همان‌طور که اصل حرکت ذهنی را نباید تنها روش انحصاری ذهن برای دانستن فرض نمود. خلقِ تصورات و تصدیقات ذهنی از یک طرف از طریق حرکت ذهنی معلوم به مجهول و کشف آن رخ می‌دهد و از سوی دیگر از طریق ارتباط شناختی انسان با عینیت. خلق‌هایی که بدون اتکای ابتدائی بر حرکت ذهنی و معلومات آن صورت می‌گیرد به حدی روشن و بسیار است که بدون آنها امکان زندگی انسانی وجود ندارد و نمی‌توان همه آنها را حمل بر حرکت ذهنی منطقی از معلوم به مجهول نمود. حدسها، لحظات ناب هنری، کشف و شهود انسان در زندگی علمی و اجتماعی، مکاشفات علمی و اختراعات و بسیاری از نمودها و رویدادهای انسان بر "خلقِ شناختی" انسان دلالت دارد که فراتر از فرایند "حرکت کلیشه‌ای ذهن از معلومات به حل مجهولات" است.

۱۷. صناعت خمس اگرچه محتواهایی برای بسیاری از افکار و عقاید و احساسات انسان غیر از محتوای خشک منطقی فراهم می‌کند اما در نهایت تنها آن را در محدوده حرکت ذهنی تحلیل و بررسی می‌نماید در حالی که فرایند حرکت فکری و وجودی انسان است که باید تحلیل منطقی و شناختی شود و چنین است که منطق صوری در محدوده‌های فراتر از "شناخت خشک منطقی" بسیار ناکارمد شده و توانائی کمتری برای ارائه و تبیین دارد.
Post #1205 103
حکمت نامتناهی حکمت نامتناهی نشست صد و بیست ششم پنج‌شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۸ بامداد بنیاد منطق صوری ۱. نگاه دیرین به منطق آن را شیوه درست فکر کردن می‌داند. از نگاه آنان منطق به انسان می‌آموزد که چگونه بیندیشد و چگونه حرکت ذهنی انسان از دانسته‌ها گونه‌ای تنظیم شود که مجهولات…
۸. اولین اختلاف زاویه‌ای که با منطق صوری می‌توان داشت در مورد مفاهیم سوال‌ناپذیر است. بدون اتکای بر این مفاهیم چگونه می‌توان چنین بنیادی برپا کرد؟ همان‌طور که در نشست ۱۲۳ حکمت نامتناهی توضیح داده شد؛ اگر ما امکان درک و دانستن و سوالاتی از این قبیل را از طریق "مفاهیم سوال‌ناپذیر" حل نکنیم چگونه می‌توان بنیان شناختی بنا کنیم؟

۹. در نشست ۱۲۴ (فراتر از شناخت) و نیز در نشست ششم (بنیاد شناخت ذهنی) توضیح داده‌ شد که اصل شناخت انسان و تصور ذهنی که از آن دارد و همه چیزی که در مورد آن می‌گوید مانند همه دریافت‌های انسان، خود زاویه و نسبتی از واقعیت است و امکان احاطه انسان بر عینیت بیرونی وجود ندارد و هیچ درک وشناختی از انسان در این نشئه از این قاعده مستثنی نیست و از جمله اصل درک انسان از شناخت و شناخت ذهنی و ذهن و هر چیز دیگری که بنیان منطق صوری می‌تواند بر آن بنا شود. این نگاه به معنی است که زاویه دومی ایجاد شده و برخلاف نگاه مطلق منطق صوری همه آنچه که این بنیان و تمام تبیین و توضیحی که در آن جود دارد از این نسبیت بی‌بهره نخواهد بود.
در مورد فراتر از شناخت هم مسائل دیگری در این رابطه وجود دارد که در زمان خود باید به آن پرداخت.

۱۰. در نشست‌های ششم و هفتم در مورد شناخت ذهنی و عینی توضیحاتی بیان شده و اینکه انسان هم‌زمان با شناخت از طریق ذهن و تصورات و تصدیقات آن شناخت مستقیمی از واقعیت دارد و برخلاف نگاه منطق صوری که مرز کاملی بین این دو -با عنوان علم‌های حصولی و حضوری- می‌کشد، این دو به موازات هم قرار دارد وبدون شناخت مستقیم از عینیت هرگز امکان "اعتباربخشی" به "شناخت از طریق ذهن" وجود ندارد.

۱۱. آیا مرز بین تصور و تصدیق به همین شفافی است که در منطق صوری بیان می‌شود؟ حتی بدون اتکای به باورهای "حکمت نامتناهی" هم این مرز قابل‌ خدشه است. تصورات ما -حداقل در بسیاری از موارد- آغشته به تصدیق است همان‌طور که تصدیقات ما می‌تواند تصوری تجزیه‌شده باشد. وقتی شما تصوری از سیب قرمز دارید، این تصور تفاوت اندکی با این گزاره دارد که "سیب قرمز است" در واقع این اعتبار ذهنی فرض شده منطق صوری است و در عالم ذهنی چندان مرزی بین این دو نیست. همین‌طور وقتی گزاره "این مرد عالم است" را در نظر می‌گیرید به احتمال بسیار تصوری از فرد عالم و دانشمندی دارید و در ذهن شما این تصور اصل است اگرچه برای بیان و توضیح و اثبات آن برای مخاطب نیازمند این گزاره هستید و راهی غیر از گزاره تصدیقی ندارید.
منظور رد تقسیم بندی منطق صوری در مورد تصور وتصدیق نیست، بلکه منظور نسبی بودن ترتب تصدیق بر تصور و سلسله شناختی است که این منطق بیان می‌کند. در واقع منظور نسبیت این بنیان منطقی است و خدشه در مرزهای کلیشه‌ای آن است.

۱۲. در بند ۱۰ توضیحی به نقل از نشست‌های قبلی حکمت بیان شده که شناخت ذهنی و عینی به موازات یکدیگر در جریان است و اگر نگوییم که رابطه‌ای متقابل برقرار است حداقل این ضروری است که بدون شناخت عینی امکان اعتبار دادن به شناخت ذهنی وجود ندارد. از اینجا روشن می‌شود که تفاوت بین شناخت‌های بدیهی و نظری مانند دو حوزه مجزا با ماهیتی متفاوت نیست. این دو شناخت مانند دو سر طیف است که یک سر آن شناخت‌های کاملا بدیهی است که رابطه‌ای بسیار نزدیک بین این دو شناخت برقرار بوده و شناخت ذهنی کاملا برآمده از رابطه شناختی مستقیمی است که انسان از واقعیت و عینیت دارد و در سر دیگر این طیف شناخت‌های پیچیده نظری است که برداشت و شناخت عینی انسان با فاصله‌ای بسیار به تصور ذهنی تبدیل شده و پیچیدگی نظری آن عامل اشتباه و خلط بسیار است و اعتبار سنجی آن با سهولت امکان ندارد.
این رابطه در مورد مفاهیم سوال‌ناپذیر به مرحله فراتر از شناخت نزدیک می‌شود و تنها با آن فرایند امکان درک انسان فراهم می‌شود.

۱۳. همان‌طور که در شماره پنجم بند دوم این متن توضیح دده شد "ماهیت اشیاء" و تقسیم به "ذاتی و عرضی" از بنیانی‌ترین ارکان منطق صوری است که بدون این رکن دستگاه منطقی آن از کار خواهد افتاد.
اما در نشست ششم حکمت (بنیادشناخت ذهنی) بررسی شده که:

".....در یک زاویه دید و نگاه انسان به یک عین خارجی، تصویری از شی نشان داده می‌شود و زاویه دیگر، تصویر و نگاهی دیگر و همین طور زوایای دیگر نگاه‌ها و تصاویر دیگری از عینیت شی را بیان و مصور می‌نماید. هرکدام از این "معلوم‌هایی که ما را در شناخت بخشی از یک شئ عینی رهنمائی می‌کند" را می‌توان یک "بُعد معرفتی" از آن شئ عینی دانست. .....
.... تعداد ابعاد شناختی در هر شئ عینی بی‌نهایت است و هرگز ما نمی‌توانیم به نقطه‌ای برسیم که دیگر "زاویه جدید برای نگریستن" و "سوالی برای پرسیدن" در مورد یک شی وجود نداشته باشد......"


و در ادامه:
Post #1204 108
حکمت نامتناهی
نشست صد و بیست ششم
پنج‌شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۸ بامداد

بنیاد منطق صوری
۱. نگاه دیرین به منطق آن را شیوه درست فکر کردن می‌داند. از نگاه آنان منطق به انسان می‌آموزد که چگونه بیندیشد و چگونه حرکت ذهنی انسان از دانسته‌ها گونه‌ای تنظیم شود که مجهولات را بدانیم و یا سوالی را جواب گوئیم یا هر آنچه که از طریق ذهن قابل وصول برای انسان است.

۲. بنابراین تعریف علم منطق بر چند بستر استوار است:

•اول اینکه موضوع آن ذهنی است و نه هیچ چیز دیگر.

•دوم اگرچه برای شناخت‌ها و تصورات ذهنی قواعد و اصولی بیان می‌شود اما ذهن بر بستر حرکت خود موضوع منطق قرار می‌گیرد و همه قواعد و چهارچوب‌ها زمانی به ما کمک می‌کند که درست بیندیشیم که ذهن حرکتی کند.

•سوم حرکت ذهن همیشه از معلومات به مجهولات است. ما از طریق دانسته‌ها نادانسته‌های خود را کشف می‌کنیم.

•چهارم مرز روشنی بین دانستن و نادانستن هست و این مرز نامشخص و نامعلوم نیست و انسان عینیتی را می‌داند و یا نسبت به آن نادان است.

•پنجم اشیاء و عینیت‌ها و حقایق بیرونی همچون بسته‌های مجزائی از هم می‌باشد که قابل تفکیک از یکدیگر بوده و درک روشن وکاملی از ذات آن امکان دارد اگرچه درک‌های بیشتری از آن وجود دارد که برای ما معلوم نیست ولی این مجهولات غیر ذاتی است و خدشه‌ای به درک ذاتی ما نمی‌زند. مثلا انسان برای ما با تعریف "حیوان ناطق" روشن و شناخته‌شده اگرچه هرگز مجهولات ما در مورد انسان به انتها نمی‌رسد.

•ششم همیشه معلومات درستی برای انسان وجود دارد که در سیر ذهنی خود از آن‌ها به سوی حل مجهولات -اگر قواعد منطق را رعایت کند- حتما و حتما به معلومات جدیدی می‌رسد که درست و صادق بوده و خطا و اشتباه در آن راه ندارد.

۳. منطق صوری شناخت‌های انسان را به دو گروه اولیه تقسیم می‌کند: تصور و تصدیق. مرز این دو با هم کاملا مشخص است و تصورات انسان مقدمه تصدیقات اوست و غیر از این راهی برای شناخت انسان وجود ندارد. اگرچه این در محدوده علم حصولی است و علم حضوری انسان در جایگاه خود مورد قبول بوده و مرز بین این دو علم -حضوری و حصولی- مشخص و غیر قابل خدشه است.

۴. تصورات و تصدیقات بر یکدیگر و بر شناخت‌های قبلی -اعم از تصور و تصدیق- استوار است چرا که ذهن با حرکت خود از معلومات به شناخت مجهولات می‌رسد. در نتیجه هر معلوم -تصوری یا تصدیقی- بر معلوم دیگر استوار است و این سلسله بدون حلقه مفقوده باید ادامه پیدا کند. هر حلقه مفقوده باعث از اعتبار افتادن حلقه‌های بعدی است.

۵. سلسله معلومات تصور و تصدیقی انسان باید به ابتدائی ختم شود که بدیهی و ضروری است (در اینجا جزئیاتی در منطق صوری مطرح می‌شود که از بحث ما خارج است). بدون این شناخت‌های ابتدائی ، سلسله شناخت‌ها دچار تسلسل شده و پوچ و عبث می‌شود.

۶. ابتدائی‌ترین شناخت انسان قضیه اولی‌الاوائل است که خود بر "وحدات ثمانیه" متکی است. بدون این قضیه ابتدائی امکان شناخت وجود ندارد و بنابر نگاه اکثر، سنگ زیربنائی تمام شناخت‌های انسان است و اگر برداشته شود هیچ شناختی برای انسان باقی نمی‌ماند.

۷. صناعات خمس در مورد بعضی از شناخت‌های انسان که سایه‌ای از غیر ذهن در آن است نیز صحبت می‌کند. مانند قضیه‌های اقناعی و شعر ومانند آن. اما ورود منطق صوری به این حوزه تنها از طریق بررسی ذهنی است و نه هیچ چیز دیگر. یعنی اگرچه اقناع انسان -به عنوان مثال- با تمام ابعاد انسان مربوط است اما در منطق تنها به جنبه ذهنی ان پرداخته می‌شود و اینکه سخن اقناعی یا شعر و مانند ان از چه ماده‌ای تشکیل شده است.
Post #1200 81
🍃حکمت نامتناهی – فصل دوم

فصل دو حکمت نامتناهی آغاز شده است.

حکمت نامتناهی بر پایه‌ی مفهوم «نامتناهی‌گری» بنا شده است. مفهوم و روشی که هیچ شکل نهایی و مطلقی ندارد و هر تعریفی از آن نسبی و وابسته به ظرف خاص خود است. در دوره اول، سه محور اصلی برای نامتناهی‌گری در زمان حاضر تعیین شد: نخست، عینیتی که بی‌نهایت نامتناهی است و هر شناخت انسانی از آن نسبی و محدود است؛ دوم، توجه به خویشتن انسانی به عنوان نزدیک‌ترین راه برای درک حقیقت؛ و سوم، برداشتن مرزهای فکری و علمی در یک سیر بی‌پایان. در دوره دوم، این مبانی با پرسش‌های بنیادین بیشتری روبرو خواهد شد، از جمله شکاف ذاتی بین متناهی و نامتناهی، مرزهای مفهومی مانند انسان و خدا، جایگاه دیانت، نظم فکری در نسبیت شناخت، نسبت انسان نامتناهی با مفاهیم کهن و مدرن، راه عملی زیستن، و نگاه به ماده در تقاطع فیزیک و متافیزیک. هدف، بسط و وضوح این مفاهیم و دیالوگ با اندیشه‌های دیگر برای غنای بیشتر این حکمت است.

اگر در فصل اول همراه بودید، خوش آمدید به ادامه‌ی سفر 🌱
و اگر تازه می‌خواهید وارد شوید، این فصل نقطه‌ی مناسبی برای شروع است.

در پایان، برای پیگیری جزئیات جلسات، فایل‌ها، و گفت‌وگوهای مکمل:


https://t.me/hekmatenamotanahi2
  • ❤ 1
Post #1199 66
حکمت نامتناهی 🔹 حکمت نامتناهی | فصل نو نشست صد و بیست و چهارم فراتر از شناخت با ارائه‌ی محمد حسین قدوسی متن ارائه 📅 سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴ ⏰ ساعت ۱۷ 📍 باشگاه اندیشه @bashgahandishe
۶. نگاه حکمت نامتناهی از این هم به مساله واضح‌تر و شفاف‌تر است. همه این بحث بر اساس مرزی است که ما بین انسان و آگاهی‌ها و درک او می‌کشیم. "انسانی که ظرف خالی از آگاهی است"، "آگاهی‌هایی که به دست می‌آید"، "عمل انسان و انتخاب او در اثر این آگاهی‌ها"، "فرایندهای زمانی و مترتب بر یکدیگر" "سلسله زمان و لحظات" و بسیاری از مفاهیم دیگر که هرکدام از این‌ها نقشی زیربنایی در ترسیم صورت‌مساله و تصویر سوال دارد و بدون آن امکان فراهم کردن صورت مساله وجود ندارد تا چه رسد به حل آن. هر کدام از این موارد مرزی است که در اثر قبول تکثر و قبول شکلی که از این جهان و انسان و شناخت داریم می‌توان ترسیم نمود.

۷. اما...
• مگر تمام شناخت‌های انسان بخشی از حقیقت و بعدی از آن نیست؟
• مگر عینیتی ورای همه این مفاهیم وجود ندارد که هر نگاه و مفهوم و برداشت ما، بعدی و جلوه‌ای و زاویه‌ای از عینیت بی‌نهایت نامتناهی است و بخشی از آن را دارد و نه تمام آن؟ در این صورت این مرزبندی و جدا کردن اموری که ایجادکننده این صورت‌بندی و سوال آن است چگونه اعتبار پیدا می‌کند؟
• آیا این اعتبار بیش از محدوده خاص این نشئه قابل قبول است؟
• آیا همه این تحلیل و توضیح در محدوده این جهانی محدود نمی‌شود؟

و در برابر آن حقیقت و عینیتی است ورای تمام این تحلیل و توضیح که فراتر از شناخت ذهنی یا غیر ذهنی یا هر نوع تعریف و توضیح ماست و همان است که اساس همه این شناخت‌ها و درک هست.

۸. چنین است که ما از زندان این تحلیل و تقسیم به حضوری و حصولی و ذهنی و غیرذهنی و بدیهی و غیربدیهی و سوال‌ پذیر و ناپذیر به در می‌آییم و همه این‌ها همچون جلوه و بعدی از آن حقیقت بالاتر خواهد شد که اگر بخواهد تمام امور را توضیح دهد دچار تناقض‌های غیر‌قابل‌حل‌ شده، همانطور که هیچ شناخت‌ و عینیتی قدرت توضیح و تبیین واقعیت و وجود ورای خود را ندارد.
Post #1198 68
حکمت نامتناهی 🔹 حکمت نامتناهی | فصل نو نشست صد و بیست و چهارم فراتر از شناخت با ارائه‌ی محمد حسین قدوسی متن ارائه 📅 سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴ ⏰ ساعت ۱۷ 📍 باشگاه اندیشه @bashgahandishe
فراتر از شناخت

۱. در بحث مفاهیم سوال‌ناپذیر (نشست ۱۲۳) با مفاهیمی مواجه شدیم که امکان سوال از آن‌ها وجود ندارد. در حالی که زندگی ابنای بشر بر این مفاهیم استوار است چگونه است که حتی سوال از آن‌ها نیز مقدور نیست، پس شناخت انسان در این امور بنیادی از کجا به دست می‌اید؟

۲. چنانچه در نشست ششم (بنیاد شناخت ذهنی) توضیح داده شد سلسله شناخت‌های انسان که از تعریف و توضیح به دست می‌اید ناچار در یک نقطه به بن‌بست می‌رسد وگرنه دچار تسلسل باطل می‌شود.

• این شناخت از کجا و چگونه به دست می‌اید؟
• و چه راهی وجود دارد که بتوانیم این سوال را پاسخ دهیم؟

۳. در نشست اول (حقیقت و عینیت) توضیح داده شد که:

"نه تنها هیچ دلیلی برای "انسداد راه مستقیم به ورای ذهن" نداریم بلکه بدون قبول چنین واقعیتی نمی‌توان به یافته‌های ذهنی اذعان داشت. ذهن صورتی از واقعیت را برای ما عیان می‌کند اما بدون درک مستقیم -از هر راهی- چگونه می توان به تطبیق ذهن با ورای آن -حتی به صورت اجمال و حداقل- واقف شد؟"

و ادامه برای تکمیل این نگاه گفته شده که:

" اگرچه دلایل گوناگونی برای درک انسان از واقعیتی ورای ذهن و درست بودن این درک ارائه شده، اما هیچ کدام از آن‌ها بیش از یک تقریب ذهنی نمی‌تواند کاربرد داشته باشد و تفاوتی بین گزاره‌هایی مانند "می‌اندیشم پس هستم" و گزاره‌های فلسفه اسلامی و مانند آن نیست. هیچ نوع استدلالی برای آن ممکن نیست و اگر "ارتباط مستقیم و ورای تصدیق ذهنی" را نپذیریم هیچ راهی برای تصدیق وجود ندارد. اساسا سوال و جواب ذهنی در این باره به صورت ابتدایی نامفهوم است؛ به دلیل اینکه تصور ذهنی ابتدایی از واقعیتی ورای ذهن مقدور نیست و تنها بعد از آنکه ارتباط مستقیم انسان با واقعیتی ورای ذهن برقرار شد، ذهن قادر خواهد بود مراحل "تصور و تصدیق" را انجام دهد. ارتباط و درک مستقیم است که امکان فعال شدن ذهن را فراهم می‌آورد. انسان ارتباط مستقیم را -بدون توجه- می‌تواند درک کند و البته پس از درک آن و برقرار شدن صورت‌های ذهنی می‌تواند تصدیق‌های ذهنی روشنی برای آن بیابد که هیچ کدام از این‌ها نمی‌تواند استدلال باشد و تنها تقریب ذهن و تشویق اندیشه است برای توجه به یک امر بدیهی. درک‌های مستقیمی که ما از واقعیت وجودی خود داریم و نیز درک عینی پس از درک ذهنی و فراتر از آن نمونه‌های خوبی است؛ دومی مانند درک‌هایی است که از آثار هنری پیدا می‌کنیم پس از آنکه از جهت ذهنی تحلیل و علم آن را فرا گرفتیم..."

۴. در همان نشست گفته شد که:

"بسیاری از یافته‌های ما ورای تطبیق ذهنی است، اگرچه در عمل به دلیل انسی که با ذهن داریم پیوسته این دو نوع درک را با هم می‌آمیزیم. نمونه روشن و متداول این درک عبارت است از آنچه که در هنر –در انواع مختلف آن از موسیقی و شعر گرفته تا نقاشی و سینما و تئاتر- درک می‌کنیم و ورای "مدرسه و قیل و قال و مساله" است. در هنر، درک ذهنی و علمی و تحلیلی وجود دارد و اصولا بدون آن امکان ندارد. اما اصل و اساس هنر و هنرمندی درک و فهم و دریافتی است ورای آن و بدون این درک ماورائی، چیزی به نام هنر موجود نخواهد بود..."

یکی از روشن‌ترین مصادیق این دریافت‌های ورای ذهن همان است که اهل هنر به آن نام "لحظه هنری" می‌گویند. گویی در این لحظه است که بر ذهن انسان جلوه و آگاهی خاصی همچون نور خورشید می‌تابد و او را به نقطه‌ای می‌رساند که قبل و بعد از آن سابقه نداشته است. حتی پس از این هم هنرمند این دریافت را در صورتی ظاهری -مثلا در نقاشی- به تصویر می‌کشد که ابزار آن تمام ذهنی است و دیگر اثری از آن آگاهی فراتر وجود ندارد اگرچه ابتدا و سرچشمه آن همان درک فراتر است، اما اکنون در زندان اندیشه و ذهن است و آن تصویر برتر هرچه بوده و از هرکجا رسیده دیگر مانند دیگر آگاهی‌های انسان زندانی ذهن گردیده است.

۵. اما دلیل بر وجود فرایندی فراتر از فعل و انفعال ذهنی بسیار بیشتر و فراتر از این موارد است و با نگاهی دیگر می‌توان اذعان نمود که بدون این امکان فراتر از ذهن -و منحصر کردن شناخت انسان بر همین آگاهی ذهنی- اکثر تحولات بشری قابل توضیح نیست. شما در نظر بگیرید که هزاران سال و میلیون‌ها انسان شاهد افتادن سیب از درخت بوده‌، اما چگونه است که تنها یک نفر به کشف نیوتونی دست می‌یابد؟ منظور این نیست که مقدمات و شرایط و فضای مهیا شده را نادیده بگیریم؛ بلکه منظور این است که در کشفیات و اختراعات بدون تردید عده بسیاری در شرایط مساوی قرار می‌گیرند، اما رفتار‌های آن‌ها کاملا نامساوی است. این تساوی شرایط برای فرایند ذهنی و عملی در تمامی زندگی بشری به وفور وجود دارد و هیچ جزئی از این فضا و شرایط توضیح نمی‌دهد که چرا "آگاهی، انتخاب و عمل انسان‌ها" تا این اندازه متفاوت است.
Post #1197 56
🔹 حکمت نامتناهی | فصل نو

نشست صد و بیست و چهارم
فراتر از شناخت

با ارائه‌ی محمد حسین قدوسی

متن ارائه


📅 سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۷
📍 باشگاه اندیشه

@bashgahandishe
Older posts →

About this channel

How can I read @hekmatenamotanahi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for حکمت نامتناهی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does حکمت نامتناهی have?
حکمت نامتناهی (@hekmatenamotanahi) has 325 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does حکمت نامتناهی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →