1⃣ لایهٔ زبانی و مفهومی؛
تخصصیشدن افراطی و ظهور «زبان ویژه»
🔸زایش زبانهای نامفهوم: علوم مدرن، بهویژه در قرن بیستم، به چنان سطحی از انتزاع و تخصص رسیدند که هر رشته، زبان و واژگان خاص خود را آفرید. این زبان، برای ارتباط دقیق میان متخصصان ضروری است، اما به دیواری بلند میان دانشگاه و کوچه و بازار تبدیل شده است. یک جامعهشناس، یک فیلسوف پساساختارگرا و یک فیلسوف تحلیلی هرکدام به زبانی سخن میگویند که نهتنها برای مردم عادی، بلکه برای همقطارانشان در رشتههای دیگر نیز نامفهوم است.
🔸 مسئله فقط پیچیدگی نیست، «عادت واره» زبانی است: این صرفاً سختبودن مفاهیم نیست. دانشگاهیان در فرآیند آموزش، یک «عادت واره» مبتنی بر نگرش بوردیو یا شیوهٔ نگاه، استدلال و سخنگفتن خاص پیدا میکنند. این عادتواره، آنها را از تجربهٔ زیستهٔ بیواسطه و روزمرهٔ مردم دور میکند. یک اقتصاددان ممکن است بیکاری را با منحنی فیلیپس توضیح دهد، درحالیکه برای یک کارگر بیکار، این یک فاجعهٔ انسانی است.
🆔@HE_Gov
Post #221
34
کارگروه حکمرانی آموزش عالی [بارگیریِ ایدۀ دانشگاه... ۵٪] . . . 🔻انزوای نخبگانی از آن جایی که در روزهای جنگ، زخمهای «انزوای نخبگانی»، کاریتر از «عوامزدگی علمی» است، بهتر است حق تقدم را به انزوای نخبگانی داده و کمی به دستهبندی و ریشهیابی آن بپردازیم. . . . اگر بخواهیم در یک دستهبندی…
- 👍 4