دختری هر شب یک ستارهی خاص را از پشتبام خانهشان پیدا میکرد.
میگفت این ستاره با بقیه فرق دارد؛
چون هر وقت به آن نگاه میکند، انگار کمی جابهجا میشود.
یک شب، ستاره ناگهان پایینتر از همیشه دیده شد.
دختر همان لحظه متوجه شد نورش روی چیزی در دوردست افتاده؛
یک ایستگاه قطار قدیمی.
صبح روز بعد، به آنجا رفت و بین وسایل جا مانده، جعبهی کوچکی پیدا کرد.
داخلش خنجری بود که روی دستهاش دقیقاً همان ستاره حک شده بود.
کنارش فقط یک جمله نوشته بودند:
«اگر ستاره راه را نشانت داد، دنبالش برو.»
ویدا...
من فکر میکنم تو همان کسی هستی که این ستاره از اول میخواسته پیدایت کند. شاید تمام این مدت، فقط داشته راهش را به سمت تو نشان میداده!!!
🗝️ سرنخ: ستارهای که هر شب جای خودش را عوض میکند."⭐️+🌫"
@Vida... 🕯:این گمشده ی تویه
Post #9461
4
Forwarded from سفره خونه برادران یک جهت🥂✨ (Fatima)

💌 نامهای برای یاسمن: