TGViewer
Channel Public Channel
کانون هستان

کانون هستان

@hastaancommunity

تشکل مستقل هنرمندان و نویسندگان

ایمیل:
hastaanhonar@gmail.com

اینستاگرام:
https://www.instagram.com/hastaancommunity?igsh=ZHFlOWg0b20zZnky

یوتیوب:
https://www.youtube.com/@hastaanCommunity
Subscribers
906
Photos
171
Videos
21
Links
267
Recent Posts 20 shown
Post #379 391
کانون هستان پائولو فریره (۱۹ سپتامبر ۱۹۲۱ – ۲ مه ۱۹۹۷) کانون هستان را در پلتفرم‌های زیر دنبال کنید: اینستاگرام | فیس‌بوک | یوتیوب | تلگرام
پائولو فریره (۱۹ سپتامبر ۱۹۲۱ – ۲ مه ۱۹۹۷)

🖊 کانون هستان

فریره، معلم ستمدیدگان و آموزگار فرودستان، در سال ۱۹۲۱ م. در شهر رِسیفی (در شمال شرقی برزیل)، در خانواده‌ای طبقه‌متوسطی به دنیا آمد. خانوادۀ او در نتیجۀ رکود اقتصادیِ دهۀ ۱۹۳۰ به‌شدت تهیدست شدند. این تجربه تأثیر شدیدی بر پائولو داشت، که هنوز کودکی بیش نبود، اما می‌توانست سدهای طبقاتی را ببیند که با وجود قحطی، هنوز در جامعه جلوه‌گری دارند، و نمی‌فهمید که چرا مردم بی‌هیچ حرفی به مصیبت تن می‌دهند. در ۱۱ سالگی مصمم شد خود را وقف مبارزه با گرسنگی کند، تا کودکانِ دیگر ناگزیر نباشند مانند او رنج بکشند. آموزشِ ابتداییِ او از سوءتغذیه بی‌تأثیر نماند، اما سرانجام اوضاعِ خانواده بهتر شد و او توانست به دانشگاه رِسیفی راه یابد.
نظام آموزش عالی در برزیل طبق الگو و سنت فرانسوی پیش می‌رفت و، فریره از همین طریق با اندیشه‌های آلتوسر، فوکو، فروم، سارتر و لوی‌استروس آشنا شد. پس از سختی‌ها و مصائب دوران مدرسه، زندگی دانشگاهی برای فریره خوب بود، اما سمت‌و‌سویی حرفه‌ای به مسیرش نداد. پیاپی و مدام شغل عوض می‌کرد و شده بود «هزارپیشۀ» بوکوفسکی: ابتدا وکیل شد؛ سپس معلم زبان پرتغالی؛ و پس از آن، مربی سوادآموزی. سال ۱۹۴۴ با الزا مایاکوستا که او نیز معلم بود، آشنا شد و ازدواج کرد. هر دو به جنبش «اقدام کاتولیکیِ خانواده‌های طبقۀ متوسط در رِسیفی» پیوستند، که ایمان مسیحی را به‌شدت با شیوه‌های زندگی این طبقه در تضاد می‌دانست. اما، آن بسترِ خرده‌بورژوایی چندان به آرمان‌های رادیکال و دموکراتیک روی خوش نشان نمی‌داد. به‌گفتۀ خودش: «تجربه‌ای بسیار نومیدکننده از کار در آمد، چون معلوم شد خانواده‌های بورژوا ابداً زیر بارِ این عقیده نمی‌روند که باید مثلاً، با خدمتکاران و زیردستانِ خود رفتاری انسانی داشته باشند.» پس، زن و شوهر کوششِ خود را معطوف به تهیدستانِ رِسیفی کردند، که نقطۀ عطفی در زندگی فریره شد، اما گذاری آسان نبود. «حرف‌های خیلی قشنگی می‌زدم، اما کاری از پیش نمی‌بردم؛ چون داوریِ خودم را مبنا می‌گرفتم، نه آنان را.» با راه‌یافتن به زندگی مردم و لمس تجربه‌های آنان، توانست مفهومی را استخراج کند که «فرهنگ سکوت» نامید؛ شیوه‌ای که سلطۀ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در نهایت، مردمانِ حاشیه‌نشین را به پذیرشِ منفعلانۀ همه چیز وامی‌دارد.

ادامۀ متن در Instant View

کانون هستان را در پلتفرم‌های زیر دنبال کنید:
اینستاگرام | فیس‌بوک | یوتیوب | تلگرام
Telegraph پائولو فریره (۱۹ سپتامبر ۱۹۲۱ – ۲ مه ۱۹۹۷) فریره، معلم ستمدیدگان و آموزگار فرودستان، در سال ۱۹۲۱ م. در شهر رِسیفی (در شمال شرقی برزیل)، در خانواده‌ای طبقه‌متوسطی به دنیا آمد. خانوادۀ او در نتیجۀ رکود اقتصادیِ دهۀ ۱۹۳۰ به‌شدت تهیدست شدند. این تجربه تأثیر شدیدی بر پائولو داشت، که هنوز کودکی بیش نبود،…
  • ❤ 15
Post #377 659
کانون هستان سالوادور آلِنده (۲۶ ژوئن ۱۹۰۸ – ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳) کانون هستان را در پلتفرم‌های زیر دنبال کنید: اینستاگرام | فیس‌بوک | یوتیوب | تلگرام
سالوادور آلِنده (۲۶ ژوئن ۱۹۰۸ – ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳)

🖊 کانون هستان

قرار بود شیلی «آزمایشگاه نئولیبرالیسم» شود، ولی سدِ سدیدی در آنجا حضور داشت، و باید از پا درمی‌آمد.
سالوادور آلنده گوسِنس، در ۲۶ ژوئن ۱۹۰۸، در شهر بندری والپاریزو (که به اشتباه در برخی منابع، سانتیاگو ذکر شده) به دنیا آمد. او فرزندِ چهارمِ سالوادور آلنده کاسترو و لارا گوسنس اوریوه بود. دو بچه‌ای که پیش از او به دنیا آمدند، در دوران نوزادی مُردند. همان‌طور که آن زمان در شیلی رسم بود، نامِ برادرِ بزرگ‌تری که مرده بود، یعنی سالوادور را بر او نهادند. خواهرش، لارا، سه سال پس از او به دنیا آمد و بر او نیز نامِ خواهرِ بزرگ‌ترِ فوت‌شده را گذاشتند. خانوادۀ او یکی از آن تبارهای ریشه‌دار و قدیمی با شجره‌نامه‌ای کاملاً متمایز و روشن بود. او از طرف پدری، از یک نسل قدیمیِ فراماسون‌های انقلابی بود؛ مردانی که ملهم از آرمان‌های مبارزات استقلال‌طلبانۀ آمریکای لاتین و انقلاب‌های فرانسه و آمریکا بودند و، به آموزش‌های سکولار و مدرنیزاسیون علاقه داشتند. جَدِ پدریِ او، خوزه گرگوریو آلنده گارسیا، یکی از سه برادر آلنده گارسیا بود که به شجاعت شهره بودند و در کنار قهرمان استقلال شیلی، برناردو اوایگینس جنگیده بودند.
سالوادور آلنده از طرف مادری به آرسن گوسنس می‌رسید، که مهاجری بلژیکی و کاتولیک بود و در سال ۱۸۶۰ م. به شیلی آمد و بعدها با لارا اوریوه ازدواج کرد.
آلنده سال‌های ابتداییِ کودکی‌اش را در شهر تاکنا سپری کرد، که امروزه بخشی از خاک پرو است. در همین شهر بود که خانواده و دوستانش به او لقب «چیچو» دادند، که تلفظ نادرستی از بخش کوچکی از نام او بود (تلفظ سالوادورچیچو به‌جای تلفظ صحیحِ سالوادورسیتو). در سال ۱۹۱۹، خانوادۀ آلنده به شهری بندری به نام بالدیویا مهاجرت کردند، که در مرزِ قدیمیِ مستعمراتی میان قبیلۀ ماپوچه و مستعمرۀ اسپانیایی قرار داشت، و صحنۀ مستعمره‌سازی‌های سنگینِ آلمانی‌ها پس از گرفتن بی‌رحمانۀ آن منطقه از شیلی در دهۀ ۱۸۸۰ بود.
با وجود برخورداریِ آسانِ سالوادور از ثروت و قدرت خانوادگی، برخورد با واقعیت‌های سخت و تلخِ زندگی در والپاریزو و فضای پُرآشوبِ سیاسیِ آن دوران، موجب شد تا بعدها خود را از جامعۀ پُرافتخارِ کارگریِ آن شهرِ بندری بداند، نه از بلوارهای شیکِ بینیادل‌مار.

ادامۀ متن در Instant View

کانون هستان را در پلتفرم‌های زیر دنبال کنید:
اینستاگرام | فیس‌بوک | یوتیوب | تلگرام
Telegraph سالوادور آلِنده (۲۶ ژوئن ۱۹۰۸ – ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳) قرار بود شیلی «آزمایشگاه نئولیبرالیسم» شود، ولی سدِ سدیدی در آنجا حضور داشت، و باید از پا درمی‌آمد. سالوادور آلنده گوسِنس، در ۲۶ ژوئن ۱۹۰۸، در شهر بندری والپاریزو (که به اشتباه در برخی منابع، سانتیاگو ذکر شده) به دنیا آمد. او فرزندِ چهارمِ سالوادور آلنده…
  • ❤ 20
  • 🔥 2
  • 👍 1
  • 🕊 1
Post #374 4.64K
کانون هستان فصلنامهٔ «وضعیت»، شمارهٔ دو: فلسطین منتشر شد. کانون هستان را در پلتفرم‌های زیر دنبال کنید: اینستاگرام | فیس‌بوک | یوتیوب | تلگرام
فصلنامهٔ وضعیت-شمارهٔ ۲-فلسطین.pdf36.6 MB
فصلنامهٔ «وضعیت»، شمارهٔ دو: فلسطین منتشر شد.

مدیرمسئول: شورای سیاست‌گذاری فصلنامهٔ وضعیت
ویراستار: گروه ویراستاری وضعیت
تیزر و موشن: آتلیهٔ گرافیک وضعیت
طراحی کاور و یونیفورم: گروه هنری وضعیت
مدیر هنری: استودیو گرافیک وضعیت
ناشر: کانون هستان
طراح و سردبیر: طه رادمنش

کانون هستان را در پلتفرم‌های زیر دنبال کنید:
اینستاگرام | فیس‌بوک | یوتیوب | تلگرام
  • ❤ 21
  • 🔥 8
  • 💯 2
  • 👍 1
Post #372 1.16K
کانون هستان صمد بهرنگی (۲/تیر/۱۳۱۸ – ۹/شهریور/۱۳۴۷) اینستاگرام کانون هستان فیس‌بوک کانون هستان یوتیوب کانون هستان تلگرام کانون هستان
صمد بهرنگی (۲/تیر/۱۳۱۸ – ۹/شهریور/۱۳۴۷)

🖊 کانون هستان

پائولو فریره، معلم فرودستان و آموزگار ستم‌دیدگان، در حکمی تاریخی گفت: «آموزش، تاریخ را تغییر نمی‌دهد؛ آموزش انسان‌ها را تغییر می‌دهد و، آنگاه انسان‌ها تاریخ‌سازی می‌کنند.» زندگی و زیستِ صمد بهرنگی گویی عین‌به‌عین انعکاس همین حکم و گزاره بود.
صمد در تیرماه ۱۳۱۸ در یکی از خانه‌های محلۀ «چرنداب»، در پایین‌شهر و منطقۀ کارگرنشینِ تبریز به دنیا آمد. پدرش، عزت، کارگری ساده بود و روزمزد، که بهر ارتزاق کارهای گوناگون می‌کرد: از سقائی گرفته تا تافتن رودۀ گوسفند. صمد فقر را زیست می‌کرد و در هوای آن نفس می‌کشید و در چنین فضایی کودکی‌اش را گذراند. فاصلۀ مدرسه تا خانه زیاد بود و برای آنکه دیر به کلاس و درس نرسد، زودتر از حدِ معمول از خانه بیرون می‌زد و با کفش‌های پاره‌اش مسیرِ خانه تا مدرسه را می‌پیمود.
دورۀ اول متوسطه‌اش که تمام شد، برای اینکه زودتر شاغل شود و باری از دوش پدر بردارد، به دانشسرا رفت و به برادرش، اسد نوشت: «من نیامدم اینجا تا شاگرد اول شوم، فقط قبولی برایم کافی‌ست تا بار خودم و پدر را سبک کنم.» در دانشسرا با کمک دوستانش روزنامۀ دیواری «خنده» را منتشر کرد. از همان دوران، سبک نوشتاریِ صمد و نوع نگاهش به جهانِ پیرامون تفاوت داشت؛ هم طنزش گزنده بود و تلخ و اجتماعی، هم از قوانین خشک و سفت‌و‌سختِ نوشتاری تبعیت نمی‌کرد. دانشسرا را تمام کرد و راهی روستا شد و حدود ۱۱ سال در ممقان، آذرشهر، و گوگان به تعلیم‌و‌تربیت کودکان پرداخت و در کنار معلمی، روزنامه‌نگاری و نوشتن را نیز تعطیل نکرد و با نام‌های مستعارِ مختلف، برای روزنامه‌های گوناگون مطالب نیشدار و سیاسی نوشت.
گردآوری ادبیات شفاهی و فولکلور قوی و ریشه‌دار آذربایجان، از دیگر مشغله‌های جدیِ او بود، که حاصلش را در کتاب‌هایی (افسانه‌های آذربایجان) که با رفیق گرمابه و گلستانش، بهروز دهقانی منتشر ساخت، دیدیم. اما صمد صرفاً به همین‌ها اکتفا نکرد و، کُنه و ریشۀ مسائل و مشکلات را می‌جست، و می‌دانست با آموزش انتقادی می‌توان ریشۀ ارتجاع را خشکاند. به همین منظور، در کنار خلق شخصیت‌های متفاوت در داستان‌هایش، کتابِ همچنان زندۀ «کند‌و‌کاو در مسائل تربیتی ایران» را نگاشت. او در این کتاب، علاوه بر طرح و توضیح مسائل و مشکلات سیستم آموزش‌و‌پرورش ایران، مسائل و مصائب معلمان ایران را نیز با تیزبینی خاصی مطرح کرد.

ادامۀ متن در Instant View
اینستاگرام کانون هستان
فیس‌بوک کانون هستان
یوتیوب کانون هستان
تلگرام کانون هستان
Telegraph صمد بهرنگی (2/تیر/1318 – 9/شهریور/1347) پائولو فریره، معلم فرودستان و آموزگار ستم‌دیدگان، در حکمی تاریخی گفت: «آموزش، تاریخ را تغییر نمی‌دهد؛ آموزش انسان‌ها را تغییر می‌دهد و، آنگاه انسان‌ها تاریخ‌سازی می‌کنند.» زندگی و زیستِ صمد بهرنگی گویی عین‌به‌عین انعکاس همین حکم و گزاره بود. صمد در تیرماه…
  • ❤ 11
  • 🔥 3
Post #370 797
کانون هستان گفتنی‌ها کم نیست، من و تو کم گفتیم: تک‌نگاری‌ای دربارۀ فرهاد مهراد نویسنده: رهام سبحانی اینستاگرام کانون هستان فیس‌بوک کانون هستان یوتیوب کانون هستان تلگرام کانون هستان
گفتنی‌ها کم نیست - رهام سبحانی.pdf4.3 MB
گفتنی‌ها کم نیست، من و تو کم گفتیم: تک‌نگاری‌ای دربارۀ فرهاد مهراد
نویسنده: رهام سبحانی

اینستاگرام کانون هستان
فیس‌بوک کانون هستان
یوتیوب کانون هستان
تلگرام کانون هستان
  • ❤ 7
  • 🔥 3
Post #368 975
کانون هستان پیش از آنکه دولت سقوط کند تأملی در جامعه، قدرت و زمان تاریخیِ بیست‌وهشتم مرداد نویسنده: مسعود نیک‌زادی اینستاگرام کانون هستان فیس‌بوک کانون هستان یوتیوب کانون هستان تلگرام کانون هستان
کودتا- مسعود نیک‌زادی.pdf493.8 KB
پیش از آنکه دولت سقوط کند
تأملی در جامعه، قدرت و زمان تاریخیِ بیست‌وهشتم مرداد
نویسنده: مسعود نیک‌زادی

اینستاگرام کانون هستان
فیس‌بوک کانون هستان
یوتیوب کانون هستان
تلگرام کانون هستان
  • 🔥 8
  • ❤ 3
  • 👍 3
Post #366 666
کانون هستان فصلنامۀ وضعیت شمارۀ ۲، فلسطین به‌زودی... اینستاگرام کانون هستان فیس‌بوک کانون هستان یوتیوب کانون هستان تلگرام کانون هستان
سخن سردبیر

🖊
کانون هستان

«بر بافه‌های نخلم بیاویزید
و مرا دار زنید
من به نخل خیانت نخواهم کرد»
محمود درویش

«ناشناخته از بس مورد شناسایی واقع شده، همواره ناشناخته باقی می‌مانَد.» این گزارۀ هگل، شاید بیشترین همگرایی و همخوانی را با «فلسطین» و «مسئلۀ فلسطین» داشته باشد. فلسطین چندین و چند سال است که در صدر اخبار جهان قرار دارد، و شاید همین «سرتیترماندن» سبب شده تا مسئلۀ فلسطین چونان که باید واکاوی نشود و «ناشناخته» باقی بماند.
به‌راستی وقتی از فلسطین حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟ از سرزمینی که غصب شده و مردمانش بردگیِ روزانه را تجربه می‌کنند و زیست اردوگاهی دارند و برای کوچک‌ترین امر یومیه، باید از هزاران گِیتِ امنیتی – آن هم در کشور خودشان- عبور کنند؛ از سرزمینی که استثمارِ حداکثری را به‌میانجی استعمارِ امپریالیستی، مدام تجربه می‌کند و از کودک و نوجوانش گرفته، تا جوان و پیر و زن و مردش مقاومت را در اقسامِ گوناگون عینیت بخشیده‌اند؛ از سرزمینی که جای به جایش بوی خون می‌دهد و مقاومت، و البته زندگی.
داستان سترگِ فلسطین نیازی به بازیگرِ دیگری ندارد، اما مگر می‌شود از فلسطین گفت و نوشت، ولی از اهریمنِ اسرائیل سخنی بر زبان نیاورد؟! اسرائیل از حیث تاریخی، جعلی است؛ از بُعد اخلاقی، ظالم است؛ از منظر اقتصادی، نئولیبرال‌ترینِ شکل اقتصاد را دارد؛ از منظر حقوقی، اشغال‌گر است؛ از نظرگاه دینی، بیش‌بنیادگرا و دُگم، و از منظر قوانین بین‌المللی، جنایتکار جنگی.
محمود درویش، شاعر مقاومت فلسطین، مناقشۀ فلسطینیان و اسرائیلیان را «مناقشۀ دو حافظه» خوانده بود. و با این پندارِ صهیونیست‌ها، که فلسطین را «سرزمینی بی‌ملّت برای ملّتی بی‌سرزمین» می‌بینند، به مقابله برخاست. اکنون و در این لحظه، مجدداً مناقشه بالا گرفته. گوش‌ها به‌خاطر بوق کرکنندۀ رسانه‌های دست‌راستی، و چشم‌ها به‌واسطۀ برق تلویزیون‌های فاشیستی، دیگر یارای شنیدن و دیدنِ حقیقت را ندارند. در نتیجه، با این حجم از هجمه و بمباران رسانه‌ای، دشوار است پیامِ نوشته‌ای به جایی برسد. ولی امید که در این شوره‌زارِ یأس، نیلوفر آبیِ برآمده از مرداب یادمان بیاورد کدام سرزمین است که هم تاریخ دارد، هم ملّت؛ و کدام سازه هست که جعلی‌ست و پوشالی.

ادامۀ متن در Instant View
اینستاگرام کانون هستان
فیس‌بوک کانون هستان
یوتیوب کانون هستان
تلگرام کانون هستان
Telegraph سخن سردبیر «بر بافه‌های نخلم بیاویزید و مرا دار زنید من به نخل خیانت نخواهم کرد» محمود درویش «ناشناخته از بس مورد شناسایی واقع شده، همواره ناشناخته باقی می‌مانَد.» این گزارۀ هگل، شاید بیشترین همگرایی و همخوانی را با «فلسطین» و «مسئلۀ فلسطین» داشته باشد. فلسطین چندین…
  • ❤ 11
  • 🔥 6
Post #364 906
فصلنامهٔ «وضعیت»، شمارهٔ ۲: فلسطین، به‌زودی...

مدیرمسئول: شورای سیاست‌گذاری فصلنامهٔ وضعیت
ویراستار: گروه ویراستاری وضعیت
تیزر و موشن: آتلیهٔ گرافیک وضعیت
طراحی کاور و یونیفورم: گروه هنری وضعیت
مدیر هنری: استودیو گرافیک وضعیت
ناشر: کانون هستان
طراح و سردبیر: طه رادمنش

تیزر: بُرشی از فیلمِ «بر دیوارها بکوبید»
نویسنده و کارگردان: صادق داوری
موسیقی: رهام سبحانی
راوی: آیة خلف
عکس: مهدي زعرب
مترجم: رهام سبحانی

#فصلنامه_وضعیت
#فلسطین
#کانون_هستان

اینستاگرام کانون هستان

تلگرام کانون هستان
  • ❤ 10
  • 🔥 10
Post #363 970
کانون هستان https://t.me/HastaanCommunity
گفت‌وگوی «کانون هستان» با طاهره سجادی، جامعه‌شناس

در تاریخ ۲٠ خردادِ امسال (برابر با ۱۹ جوزا در تقویم افغانستان) تجمع اعتراضیِ زنان و مردانِ افغانستانی علیه رفتارهای ضدانسانی، بدوی و زن‌ستیزانهٔ طالبان، در شهرک جبرئیل (هرات) به خشونت کشیده شد.
شهرک جبرئیل منطقهٔ غالبا شیعه‌نشین در بخش غربیِ هرات است که تلاقی‌گاه ستم‌های گوناگونی‌ست. جبرئیل را می‌توان نماد «دورافتادگی» و «پیرامون‌بودگی» در افغانستان دانست، که با سرکوب هزاره‌ها و زنان جنبه‌های اقلیت‌بودگی و جنسی-جنسیتیِ بیشتری پیدا می‌کند.
حضور مردان در کنار و ایستادن دوشادوشِ زنان علیه توحش طالبان و استبداد اسلام سیاسی، این تقاطع را «تاریخی»تر از همواره، و جنسیت را «سیاسی»تر از همیشه کرد. فریادِ شعارِ «تحصیل، کار، آزادی» و تناظرِ کاملِ آن با مثلث «نان، کار، آزادی» رساتر از هر زمان به گوش رساند که «هر جا ظلم است، مقاومت نیز حضور دارد.»
در پنجمین سالِ به‌قدرت‌رسیدنِ دوبارهٔ طالبان پس از امضای توافق‌نامهٔ دوحه با چراغ‌سبز آمریکا هستیم و در گفت‌وگوی پیشِ رو، به همین بهانه، پای صحبتِ طاهره سجادی نشسته‌ایم، تا با نقب‌زدن به تاریخ و بهره‌گیری از تجربهٔ زیسته در کمبودِ پژوهش‌های امپریک، سویه‌های مختلف و ابعاد گوناگون این رخداد را واکاوی کنیم.

اینستاگرام کانون هستان
یوتیوب کانون هستان
تلگرام کانون هستان
YouTube گفت‌وگوی «کانون هستان» با طاهره سجادی، جامعه‌شناس در تاریخ ۲٠ خردادِ امسال (برابر با ۱۹ جوزا در تقویم افغانستان) تجمع اعتراضیِ زنان و مردانِ افغانستانی علیه رفتارهای ضدانسانی، بدوی و زن‌ستیزانهٔ طالبان، در شهرک جبرئیل (هرات) به خشونت کشیده شد. شهرک جبرئیل منطقهٔ غالبا شیعه‌نشین در بخش غربیِ هرات است که…
  • ❤ 8
  • 🔥 2
Post #361 1.18K
کانون هستان در میانِ طوفان، هم‌پیمان با قایقران‌ها https://t.me/HastaanCommunity
در میانِ طوفان، هم‌پیمان با قایقران‌ها

🖊️
کانون هستان

در نخستین سالگرد تجاوز نظامی ارتش آپارتاید اسرائیل و آمریکا به خاک ایران (جنگ ۱۲ روزه) و تجربۀ زیستن در برزخِ شِبه‌آتش‌بس پس از دومین تعرضِ جبهه‌های امپریالیستی-فاشیستی آمریکا و اسرائیل و مزدورانِ شیخ‌نشینِ حاشیۀ خلیج فارس به سرزمین‌مان در اسفندماهِ سالِ ۱۴۰۴، قلم به خون آغشتیم تا یادآور شویم که یگانه راهِ رهایی، ایستادگی در برابرِ مداخلۀ خارجی و مبارزه با خودکامگی داخلی و به زباله‌دان افکندنِ شِبه‌اپوزیسیونِ تبه‌کاری‌ست که با رؤیافروشی و تأکید بر لزومِ مداخلۀ غیر بشردوستانۀ آمریکا و اسرائیل، و وعدۀ دروغینِ بازپس‌گیری ایران و «انقلاب ملی شیر و خورشید»، بستر را برای به خاک‌و‌خون کشیدنِ مردمِ به‌جان‌آمدۀ این خاکِ بلاخیز فراهم ساخت و، امکانِ سازمان‌دهی و تشکل‌یابی و اتحادِ خَلقِ آزادی‌خواه و انقلابی را ستاند و به محاق بُرد.
جامعه‌ای که محتضرانه می‌کوشید پیکر خونین‌اش را از زیر آوارِ سهمگین دی‌ماه بیرون بکشد و با انبوهی از استیصال و بُهت، برای سوگواری و باورِ آن چه گذشت اندک مجالی بیابد، در پلک‌برهم‌زدنی زیر بمبارانِ بی‌امانِ ارتش‌های آزادی‌کُش مدفون شد.
کمکی که وعده داده بودند، از راه رسید: «کمک برای درهم‌کوبیدنِ نیروهای مترقی انقلابی در میدان نبردِ طبقاتی و بازگشت به عصرِ بربریت و انقیاد.»

ناقوس‌های هشدار، پیش از واقعه بارها طنین افکنده بودند که: جنگ برای هیچ سرزمینی آزادی به ارمغان نیاورده، و تنها به بی‌ثباتی و ویرانی و آشوب و تشدیدِ خفقان و سرکوب و فقر و فلاکت می‌انجامد؛ فشار بر زندانیان افزون گشته و چوبۀ دار، جان‌های روشنِ بیشتری را می‌ستاند؛ به‌حاشیه‌رانده‌شدگان از صحنۀ زندگی محو می‌گردند و ستم‌کِشان، لای چرخ‌دنده‌های استثمار و استبداد، بیش از پیش خُرد می‌شوند؛ زیرساخت‌های حیاتی کشور از بین می‌روند و دستِ ظلمت، بر افقِ سُرخِ امیدواران، پردۀ سیاه می‌افکند.
ناقوس‌ها به صدا در آمده بودند، ولی عربدۀ جنگ‌خواهانِ خیانت‌پیشه مجالِ شنیدن نمی‌داد.

ادامه متن در Instant View

متن کامل
اینستاگرام کانون هستان
فیس‌بوک کانون هستان
یوتیوب کانون هستان
تلگرام کانون هستان
Telegraph در میانِ طوفان، هم‌پیمان با قایقران‌ها در نخستین سالگرد تجاوز نظامی ارتش آپارتاید اسرائیل و آمریکا به خاک ایران (جنگ ۱۲ روزه) و تجربۀ زیستن در برزخِ شِبه‌آتش‌بس پس از دومین تعرضِ جبهه‌های امپریالیستی-فاشیستی آمریکا و اسرائیل و مزدورانِ شیخ‌نشینِ حاشیۀ خلیج فارس به سرزمین‌مان در اسفندماهِ سالِ…
  • 🔥 6
  • 👌 6
  • 👍 4
  • 🤯 1
  • 🤣 1
Older posts →

About this channel

How can I read @hastaancommunity without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کانون هستان: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کانون هستان have?
کانون هستان (@hastaancommunity) has 906 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کانون هستان know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →