شعری از هوش مصنوعی در وصف مشتق
دل از نمودارِ چشمِ تو شیبِ عشق گرفت
ز هر نگاهِ تو یک لحظهجان، شتاب گرفت
مرا به نقطهٔ اکنون رساند دستِ وصال
که از گذشتهٔ دورم دل انقلاب گرفت
تو تابعی که به هر لحظه رنگِ دیگر داری
دلم ز تغییرِ لبخندِ تو حساب گرفت
میانِ حدِّ دو دیدار، گرچه فاصله بود
نگاهِ خستهٔ من راهِ بیحجاب گرفت
چنان به تو نزدیک شدم در آستانِ «صفر»
که رازِ شیبِ حضورت مرا جواب گرفت
اگرچه منحنیِ عمر، پیچوتاب بسیار داشت
به سمتِ رویِ تو اما مسیر، تاب گرفت
مماسِ لحظهٔ دیدار، بر دلِ من خورد
و از تماسِ تو این سینه التهاب گرفت
مرا ز نرخِ تغییرِ نگاهِ خویش مپرس
که هر نفس ز تو افزونتر اضطراب گرفت
به نقطهٔ اوجِ تو چون رسید جانِ مشتاق
ز شوق، مشتقِ دل رنگِ بیحساب گرفت
گهی نزولِ تو دیدم، غروبِ تلخِ فراق
دل از علامتِ منفیِ عشق تاب گرفت
ولی اگر تو بیایی، تمامِ معادلهها
به صفرِ فاصلهٔ ما سرانجام جواب گرفت
بمان، که حاصلِ این عشق در زبانِ دل
ز مشتقِ لحظهها نامِ جاودان گرفت
@harmoniclib
Post #22909
1.45K
- ❤ 13
- 👍 1
- 💔 1