#پارت_۲۲۸
خیره به صورتم جواب داد :
- تاحالا کسی رو بوسیدی ؟
این سوال رو چون اون داشت ازم می پرسید درنظرم
عجیب بود . حتی یه مرحله از عجیب بودن هم واسه
من بالاتر ...
اخه خجلم کرد . از طرفی ورود به حریم شخصیم هم به
حساب میومد برای همین گفتم :
- این سوال خیلی شخصیه منم ترجیح میدم جواب ندم !
با تکبر شایدهم کمی پررویی گفت :
- اینکه تو چی ترجیح میدی واسه من مهم نیست . من
پرسیدم تاحالا کسی رو بوسیدی یا نه ؟ منظورم از
کسی هم نر هست نه ماده !
یه جوری راجع به نر و ماده حرف می زد انگار دلشت
در مورد گوسفند ها صحبت می کرد .
موهای صافم رو پشت گوش زدم و بعد جواب دادم:
خب در هرصورت سوالت شخصیه !
قلدرانه گفت :
- آره شخصیه ... زورم میرسه می پرسم مجبوری جوابمو
بدی !
هیولای دیوث . سگرمه هامو زدم توهم و گفتم :
- نه نبوسیدم ...
جوابمو که دادم آه عمیقی از سر تاسف و غم و غصه
کشیدم . من کسی رو نبوسیده بودم اما می دونستم قراره
به زودی چیزهای ترسناکی رو با کسی که ذره ای
بهش علاقه نداشتم تجربه بکنم .
جوابمو که شنید به طعنه پرسید :
تو آخه اصلا مگه بلدی هم کسی رو بوس کنی !!!
داشت رسما به من توهین می کرد . یعنی می خواست این
جواب رو ازم بگیره که تهش ای نجوری به سخره ام بگیره ! ؟ناراحت شدم بجای اینکه ماساژشش بدم
مشت نه خیلی محکمی به پشتش کمرش زدم و گفت :
- خودتو مسخره کن . چی فکر کردی راجع به من ! گیریم
اصلا بلد نباشم .
به شما جه مربوط !
تا چرخید و به پشت دراز کشید، عقب رفتم و کمرمو
چسبوندم به دیوار .
دستهاشو روی شکمش گذاشت .
روی همون بدن چند تیکه اش.
زل زد به صورت منی که پیش پیش از خشم و
غضبش ترسیده بودم . آروم بود و بنظر نمیومد سر
جنگ داشته باشه .
یکم که نگاه کرد گفت :
- حالا چرا گرخیدی ؟
- من ؟
- آره خودت ...
سرمو به چپ و راست تکون دادم و بعدهم گفتم :
- نه نه ... نگرخیدم ...
نیشخندی زد و گفت :
- ولی مشخصه بوسیدن بلد نیستی و یکی باید یادت
بده .
@harimezendgi👩❤️👨🦋
Post #44187
1.49K