🔴 بدعت نامبارک نماوا و آبیار و خوارزمی/ ضدیت با ادبیات به بهانه اقتباس سریال
🔺 رضا صدیق، تحلیلگر فرهنگ و منتقد سینما در یادداشتی برای «حرفینو» نوشت: نشر خوارزمی کتاب «سووشون» سیمین دانشور را با جلدی از عکس کاراکترهای سریال نرگس آبیار منتشر کرده و بعد در نمایشگاه کتاب با مشارکت نماوا و با حضور بازیگران و کارگردان، اوپنینگ گرفتهاند و کارتپستال کتاب را برای مردم امضا کردهاند؛ چیزی شبیه همان مراسم امضاء کتاب با حضور نویسنده اما اینبار با ترفندی متفاوت و به نیابت از خانم دانشور، از سوی اقتباس کنندگان کتابش!
🔺 این نوع تبلیغ و سوءاستفاده از نام سیمین دانشور و کتاب «سووشون»، اتفاق نامبارکی است. هدف رمان و داستان، ایجاد تخیل و خلق ذهنیت و بسط صور خیال و ایجاد سفری ذهنی برای خوانندهای است که به واسطه واژه شخصیتها و اتفاقات را تصور میکند و در آن غرق میشود. هدفی که به تعداد خوانندگانش تصورِ شخصیت میسازد و موقعیت و تکثری که باعث میشود یک رمان به هدف خود، یعنی ایجاد همذاتپنداری بصریِ ذهن با مخاطبانش برسد.
🔺 این اتفاق نامبارک و تزیین کتاب «سووشون» با شخصیتها و بازیگران سریال - که پیشتر در هر نقشی بازی کردهاند و حالا در یک اقتباس هم نقش یکی از شخصیتهای رمان را بازی کردهاند، ضدیت محض است با ادبیات و هدف ذاتی آن و در نهایت سبب مسدود کردن تصور و از بین بردن صور خیال خواهد شد.
🔺 اقتباس سینمایی، مسیری سوای رمان و داستان دارد و جنس و مختصات کالای فرهنگیاش، با کتاب فاصلهی زیادی دارد و معنایی مجزا میسازد و مسیر دیگری طی میکند. اقتباس سینمایی قرار نیست یک رمان و اثر داستانی را برای اقتصاد خود مصادره به مطلوب کند و ماهیت علت و معلولی آن را به سود منفعت تجاری خویش از آن خود کند. زیرا که رمان به دلیل ماهیت کلمهمحوری و خاصیت مکتوب و ثبتیاش، بخشی از تاریخ است و سینما و حالا در شمائل امروزیاش پلتفرمها و سریال، بخشی از اینترتیمنت و سرگرمی هستند و تاریخ مصرفدار.
🔺 این رویکرد کاسبکارانهی مذکور و غیرمذکور، آغاز این بدعت، یعنی شروع بزم به ابتذال کشاندن نامهای سرشناس ادبیات و بسترساز دکّان بنجل فروشی است. اتفاقی که باعث تشدید وهم اهمیت بازیگران است و به بیراهه رفتن نشر و به حاشیه راندن موضوع مهمی چون اقتباس در سینمای ایران.
🔺 درست است که نمایشگاه کتابِ بیرونق، به این بهانه ساعتی شلوغ میشود اما آن خلوتی به این شلوغیِ بیارتباط به کتاب و نشر و به جهت تبلیغات و شوآف، ترجیح دارد.
🔺 آبیار و نماوا و سریالشان، پیش از آغاز نمایش با این روش تبلیغاتی نامبارک و ضد ادبیات، نشان دادند و مشخص کردند که این سریال پلتفرمی قرار است مدعایی فراتر از حد و اندازه خود داشته باشد.
🔺 سریالی که قرار بود داعیهدار زنده کردن اقتباس ادبی از داستانهای معاصر ایرانی در سریالسازی باشد، هنوز شروع نکرده، با این بدعت نامبارک، بدل به نماد ضدیت با ماهیت ادبیات شد.
🔺 به همین سبب جلوگیری از این بدعت، برای اهالی ادبیات واجب است و حفظ جایگاه ادبیات و نفی این سوءاستفاده، در مقابل این نوع از بهرهبرداری ابزاری از چهرههای سینمایی در جهت منفعت یک پلتفرم یا سریال، امری فراتر از یک کتاب یا نویسنده است.
✅ آخرین اخبار و تحلیلهای روز فرهنگ، هنر، ادبیات و رسانه ↙️
https://t.me/harfinew1/3011
Post #3011
626

- 👎 4
- 👍 3