هرچه که بود، بیهوده بود، رنگی نداشت
دفتر عمر ورق میخورد، آهنگی نداشت
لاکن در آن سکوت گران، کسی رسید
کسی که جان به جانِ خستهام دمید.
Post #38184
532
چامههای ناگهان. فرامرز اصلانی – تازه.
چا چامههای ناگهان. @harfbezanrefigh · 2.38K subscribers چامههای ناگهان. فرامرز اصلانی – تازه.