TGViewer
گزینگ گزینگ @gzeng · 3.55K subscribers
Post #34175 335
راهکار هردمبیلی برای تامین بودجه!

قصّه های شهر هرت

شفیعی مطهر

روزی وزیر دربار اعلی‌حضرت هردمبیل به حضور ملوکانه شرفیاب شد و به عرض رسانید :
اعلی‌حضرتا! قربانت گردم ! پول‌های خزانۀ سلطنتی بر اثر برداشت‌های بی‌رویّه و پی در پی شاهزادگان رو به اتمام است. برای تامین هزینه‌های سنگین آینده چه دستوری صادر می‌فرمایید؟
شاه قدری به فکر فرورفت و یعد از مدّتی دستور داد فوراً صدراعظم را به احضار کنند. پس از حضور صدراعظم به او گفت:
فوراً نسبت به تامین هزینه‌های دربار ما و تکمبل موجودی خزانۀ سلطنتی اقدام کن!
صدراعظم زمین ادب را بوسه داد و به عرض رسانید:
قربان خاک پای ملوکانه ! خزانۀ دولت نیز خالی است و اجناس و مایحتاج مردم را به قدری گران کرده‌ایم که بیشتر مردم از راه گدایی و دزدی و زباله‌گردی شکم خود و فرزاندانشان را سیر می‌کنند.
شاه با تشر فریاد زد: ما این حرف‌ها را نمی‌فهمیم و ربطی به ما ندارد. هر چه زودتر تدبیری بیندیشید و بودجۀ دربار را از هر محلّی که می‌توانید تامین کنید!
صدراعظم با لکنت زبان عرض کرد:
قربان! ما تا توانسته‌ایم بر مالیات‌ها و عوارض و قیمت‌ها افزوده‌ایم .کارشناسان اقتصادی بر این باورند که صبر و تحمُّل مردم در آستانۀ انفجار است. حالا درخواست من این است که ذات ملوکانه با رهنمودهای کارگشای خود ما را راهنمایی فرمایند.
شاه فکری کرد و گفت: حالا که شماها همۀ راه های افزایش درآمد را پیموده‌اید،من دستور می‌دهم از این پس هر یک از وزرا و مدیران ارشد کشور ماهیانه یکصد سکّه از حقوق خود را به خزانۀ سلطنتی واریز کنند!
صدراعظم با شگفتی پرسید: اعلی‌حضرتا! جسارتاً به عرض می‌رسانم که حقوق خود وزرا کمتر از صد سکّه است. چطور هر یک صد سکّه به خزانۀ دربار بپردازند؟
شاه گفت: این محاسبات دیگر به من ربطی ندارد. وزرا و مدیران دولتی از طریق حقّ و حساب و زیرمیزی و ....نسبت به افزایش درآمد خود اقدام کنند تا بتوانند سهم دربار را هم بپردازند!

***
از آن پس روند رشوه‌خواری و اختلاس و پارتی‌بازی در شهر هرت شتاب گرفت و روز به روز بر دامنۀ فساد و تبعیض و...افزوده شد! تا این که......!!!
یک روز فردی به دکتر مراجعه کرده بود، در حین معاینه یک نفر بازرس از راه می‌رسد و از دکتر می‌خواهد که مدارک نظام پزشکی‌اش را ارائه دهد.
دکتر بازرس را به کناری می‌کشد و پولی دست بازرس می‌گذارد و می‌گوید:
من دکتر واقعی نیستم، شما این پول را بگیر بی خیال شو.
بازرس پول را می‌گیرد از در خارج می‌شود. مریض یقۀ بازرس را می‌گیرد و اعتراض می‌کند،
بازرس می‌گوید: منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخّاذی آمده بودم؛ ولی توی مریض می‌توانی از دکتر قلابی شکایت کنی.
مریض لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید:
اتّفاقاً من هم مریض نیستم، آمده‌ام که چند روز استراحت استعلاجی بگیرم برای مرخّصی محل کارم ،تا چند روزی با خانواده برویم سفر شمال:!! # و خیلی حکایت آشناییست لامذهب.


به کانال خبری تحلیلی گزینگ بپیوندیم. 

https://t.me/gzeng
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید... 

🟥 کانال گزینگ ⬅️ @Gzeng 
در
Ghaforsolaimani
More from @gzeng
  1. Oct 15, 2026🌎 شلاق های زبان نفهم ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 در نظام‌های حکومتی…
  2. Oct 15, 2026🔴❤️احتمال بدهید که "معلم" باشد* اگر در مجلسی گرد هم آمدید و کسی را دیدید که شیوا و سنجیده…
  3. Oct 15, 2026دیده‌ نابینا و دل چون‌ آفتاب ✍️حبیب الله مستوفی ۶۲ سال است که۱۵ اکتبر(۲۳ مهر) را روز عصای…
  4. Oct 15, 2026همیشه عجیب‌‌ترین قوانین و مقررات را می‌توان در کشورهایی دید که دیکتاتورها بر آنها حکم می‌ر…
  5. Oct 15, 2026🔴 رهبر کره شمالی خودکشی کردن را ممنوع کرده و گفته هرکس خودکشی کند و زنده بماند اعدامش می‌…
  6. Oct 15, 2026واتسلاو هاول در زمانی که با رژیم کمونیستی چکسلواکی مبارزه می‌کرد اعتقاد داشت انسان تحت سرک…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →