مصدرشناسی
دامچالۀ مصدرسازی از روی بنِ مضارع
مصدرهای فارسی را فقط از روی بنِ ماضی و صیغههای ماضیشان میتوان شناخت.
مثلاً از روی صیغههای ماضیِ «رفتم، رفتی، رفت» میفهمیم که مصدرشان «رفتن» است، حال آنکه از روی صیغههای مضارعِ «میروم، میروی، میرود» نمیتوان فهمید که مصدرشان «رفتن» است؛ فقط میفهمیم که بنِ مضارعش «رو» است.
هرگز از روی صیغههای مضارعِ «میبینم، میبینی، میبیند» نمیتوانیم به مصدرِ «دیدن» برسیم، اما از روی صیغههای ماضیِ «دیدم، دیدی، دید» میتوانیم.
بعضی مصدرهای کهنِ فارسی یک مصدرِ دوم هم دارند که از روی بنِ مضارعشان ساخته شده.
مثلاً «گشتن» مصدرِ اولیه و اصلیِ فعلِ مضارعِ «میگردد» است، اما با توجه به بنِ مضارعش میتوان مصدرِ دومِ «گردیدن» را هم برایش لحاظ کرد.
نکتۀ مهم این است که نباید از روی صیغههای مضارع و بنِ مضارع مصدر را حدس زد. مثلاً نباید از روی فعلِ مضارعِ «میاندازد» نتیجه گرفت که مصدرش «اندازیدن» است. ما میدانیم که «اندازیدن» وجود ندارد و «انداختن» وجود دارد. «اندازیدن» فقط موقعی وجود دارد که صیغههای ماضیِ «اندازیدم، اندازیدی، اندازید» وجود داشته و متداول باشند.
«ساییدن» مصدرِ دوم و متأخرِ «سودن» است. اگر در متونِ کهنِ فارسی به فعلِ مضارعِ «میساید» برخوردید، بهتر است مصدرِ آن را «سودن» در نظر بگیرید، نه «ساییدن».
اگر به صیغههای ماضیِ «سوزیدم، سوزیدی، سوزید» برخوردید، قطعاً باید مصدرشان را «سوزیدن» بدانید، نه «سوختن».
مصدرِ فعلهای مضارعِ «برمیخیزد» و «برخیزد» فقط و فقط «برخاستن» است. «برخیزیدن» وجود ندارد. متأسفانه در لغتنامۀ دهخدا به غلط «برخیزیدن» را مدخل و معنی کرده و شواهدی از متونِ کهنِ فارسی برایش آوردهاند. از آنجا که تمامِ شواهد صیغههای مضارعاند، همگی باید زیرِ مدخلِ «برخاستن» آورده شوند و مدخلِ «برخیزیدن» باید حذف شود.
مصدر فقط از روی بنِ ماضی و صیغههای ماضی به دست میآید.
#مصدر
Post #883
242
- ❤ 6
- 🙏 4
- 👍 1
- 👎 1