دربارۀ های ملفوظِ پایانی
منظور از های ملفوظِ پایانی همخوانِ h است که به شکلِ حرفِ «ه» در پایانِ بعضی واژهها هست.
این واژهها را بر اساسِ خوشۀ آواییِ پایانیشان به چند دسته میتوان تقسیم کرد:
۱. واژههای مختوم به âh-: آگاه، آه، ارواحنا فداه، اشتباه، افواه، اکراه، الاه، الله، انتباه، باه، پناه، پنجاه، تباه، چاه، خواه، راه، رفاه، سپاه، سیاه، شاه، کاه، کوتاه، گاه، گناه، ماه:
از این امر آگاهام/ آگاهی/ آگاهاند.
شخصِ آگاهی این را به من گفت.
راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زد. (حافظ)
۲. واژههای مختوم به uh-: ستوه، شکوه، کوه، گروه، مکروه، نستوه، وجوه:
شکوهِ تمدن.
مجاهدِ نستوهِ انقلاب.
پشتِ کوهام/ کوهی/ کوهاند.
نامِ کوهی در آذربایجان.
عضوِ این گروهام/ گروهی/ گروهاند.
این کار مکروه است.
وجوهِ دریافتی.
به هیچ وجهِ مِن الوجوه.
۳. واژههای مختوم به ih-: پیه، ترفیه، تشبیه، تنبیه، تنزیه، توجیه، دیه (دِه)، سفیه، شبیه، فقیه، فیهِ ما فیه، کریه، مانحنُفیه، متنازعفیه، مضروبفیه، وجیه:
پیهِ گوسفند.
تشبیهِ چهره به گل.
تنبیهِ دانشآموزان.
تنزیهِ خداوند.
توجیهِ رفتارِ غلط.
وارثِ سفیهِ متوفا.
رفتارش شبیهِ پدرش است.
مشهورترین فقیهِ دوران.
جلاد قیافۀ کریهی داشت.
این کار هیچ توجیهی ندارد.
همیشه به فکرِ توجیهام/ توجیهی/ توجیهاند.
۴. واژههای مختوم به ah-: آگه (آگاه)، ابله، اَه، بَه، بهبه، پادشه (پادشاه)، پانزده، ته، چَه (چاه)، چهچه، دوازده، ده، ره (راه)، سپه، سیزده، سیه (سیاه)، شانزده، شَبَه (وجهِشبه)، شَرَه، شه (شاه)، کوته (کوتاه)، کَه (کاه)، گنه (گناه)، گه (گاه)، گهگه، لَه، لَهلَه، مُشبّه، مشتبه، معظملَه، منزه، مَه (ماه)، نوزده، وه، هجده، هفده، یازده:
اَه، حالم به هم خورد!
بَه، این که نشد دلیل!
ای پادشهِ خوبان، داد از غمِ تنهایی. (حافظ)
تهِ چاه/ دره.
چهچهِ قناری.
عمرِ کوتهِ ما.
شیرِ سرخایم و افعیِ سیهایم. (حافظ)
غرقِ گنهایم/ گنهی/ گنهاند.
لَه یا علیهِ ایشان حرفی نزدهام.
امر بر او مشتبه شدهاست.
نوزدهِ رمضانِ سالِ چهلمِ هجری.
۵. واژههای مختوم به eh-: بزه (گناه)، بشخصه، به (میوه)، ده، روزبه، زره، زه، شَرِه، فربه، فرمانده، فی حدِ ذاته، فینفسه، گره، له، مبتلابه، متألّه، متشابه، متنبّه، متوجه، مشابه، مُشبّهبه، معتنابه، مُواجه، مه، نِه (نهادن)، واله:
بهِ اصفهان.
دهی در لرستان.
زرهِ فولادی.
زهِ کمان.
فرماندهِ ارتش.
تابعِ فرماندهام/ فرماندهی/ فرماندهاند.
گرهِ محکم.
هیچ گرهی را باز نکرد.
زیرِ پام لِهش کردم.
اعتیاد مبتلابهِ خیلیهاست.
متوجهِ منظورتان نشدم.
مشابهِ این دارو.
مقدارِ معتنابهی غذا.
با مشکلِ بزرگی مواجهام/ مواجهی/ مواجهاند.
چه مِهِ غلیظی!
عاشق و والهام/ والهی/ والهاند.
۶. واژههای مختوم به oh-: اُهاُه، تشابه، تشبّه، تفقّه، تفوّه، تنبّه، تنزّه، توجه، کُه (کوه)، گُه، نُه:
اُهاُه، ببین چه بلایی سرش اومده!
تشابهِ اسمیِ دو نفر.
تشبهِ شرقیان به غربیان.
موجبِ عبرت و تنبهِ خلافکاران شود.
توجهِ مرا به خود جلب کرد.
هیچ توجهی به حرفهایم نمیکرد.
پَر مساز از کاغذ و از کُه مپر. (مولوی)
گُهِ بچه.
پسره هیچ گُهی نمیتونه بخوره.
رتبۀ نُهِ کنکور.
۷. واژههای مختوم به leyh- یا layh-: علیهِ ما علیه، متفقعلیه، محکومعلیه، مسندالیه، مشارالیه، مضافالیه، مقسومعلیه، منتهاالیه:
مضافالیهِ یک ترکیبِ اضافی.
منتهاالیهِ خیابان.
۸. واژههای مختوم به های پایانیِ ملفوظِ ماقبلساکن: بُلْه (ابله)، شِبه، فقه، کُنْه، وجه:
مردکِ بُلْه.
شبهِجزیرۀ عربستان.
فقهِ شیعه.
به کُنْهِ وجودش پی نبردهاند.
وجهِ دریافتی.
هیچ وجهی پرداخت نکردیم.
دوشنبه ۱۴۰۲/۹/۶
Post #855
398
- 👍 8
- ❤ 7
- 👏 4
- 🙏 2
- ✍ 1
- 🆒 1