TGViewer
Channel Public Channel
گـذرگـاه

گـذرگـاه

@gozargah_1404

- گذرگاه؛ نقطه تلاقی اقتصاد، جغرافیا و سیاست
- بستری برای طراحی نظم منطقه‌ای با محوریت جمهوری اسلامی ایران
- روایت‌ها و یادداشت‌هایی با تمرکز بر همسایگان شرقی به‌ویژه پاکستان
Subscribers
168
Photos
47
Videos
1
Links
46
Recent Posts 20 shown
Post #186 38
گـذرگـاه Photo
🔰 از چابهار تا آسیای مرکزی؛ فرصتی که نباید سیاسی شود
🖋 محمدصادق رضایی

🔹 یکی از موانع جدی توسعه در ایران، نه صرفاً کمبود منابع و فرصت‌ها، بلکه ناتوانی در دیدن مسائل اقتصادی خارج از چارچوب دعواهای سیاسی است. کافی است خبری درباره یک تصمیم اقتصادی منتشر شود تا به‌جای بررسی منطق و منافع آن، موجی از قضاوت‌ها، کنایه‌ها و موضع‌گیری‌ها شکل بگیرد. ماجرای اختصاص ۱۱۰ هکتار زمین در بندر چابهار به دولت افغانستان برای سرمایه‌گذاری، نمونه‌ای از همین مسئله است؛ خبری که پس از انتشار، به دستاویزی برای واکنش‌های رسانه‌ای تبدیل شد. اما فارغ از اینکه اصل خبر چقدر دقیق است و نحوه اجرای آن تا چه اندازه بررسی شده، پرسش مهم‌تر این است: آیا ضرورت همکاری با کشورهای همسایه، به‌ویژه افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی، برای توسعه مکران واقعاً به این اندازه پیچیده است؟

🔸برای پاسخ به این پرسش، کافی است به تحولات منطقه نگاه کنیم. پس از تشدید تنش‌ها میان افغانستان و پاکستان، محدودیت‌های تجاری و مرزی پاکستان، مبادلات دو کشور را با اختلال مواجه کرد و هزینه تجارت را افزایش داد. در چنین شرایطی، پاکستان به دنبال مسیرهای جایگزین برای دسترسی به آسیای مرکزی است و افغانستان نیز می‌کوشد راه‌های دسترسی خود به آب‌های آزاد و مسیرهای تأمین نیازهای تجاری‌اش را متنوع کند. در این میان، ایران با موقعیت جغرافیایی خود و ظرفیت بندر چابهار، می‌تواند بخشی از نیازهای ترانزیتی و تجاری منطقه را پاسخ دهد. بنابراین، تمایل افغانستان به سرمایه‌گذاری در چابهار، اگر در همین چارچوب مطرح شده باشد، نه اتفاقی عجیب، بلکه نتیجه‌ای قابل‌فهم از شرایط منطقه‌ای است.

🔹اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که جایگاه کشورهای آسیای مرکزی را در معادلات تجاری منطقه در نظر بگیریم. این کشورها به دلیل محصور بودن در خشکی، برای دسترسی به آب‌های آزاد به مسیرهای ترانزیتی دیگر کشورها وابسته‌اند. افغانستان نیز می‌تواند یکی از مسیرهای اتصال ایران به این بازارها باشد؛ مسیری که در صورت توسعه زیرساخت‌ها و شکل‌گیری همکاری‌های پایدار، ظرفیت‌های اقتصادی چابهار و مکران را تقویت می‌کند. به بیان دیگر، همکاری با افغانستان صرفاً امتیازی به یک کشور همسایه نیست، بلکه می‌تواند بخشی از راهبرد ایران برای گسترش نفوذ تجاری و ترانزیتی خود در منطقه باشد.

🔸با این حال، مانع چنین همکاری‌هایی فقط زیرساخت یا ملاحظات سیاسی نیست؛ گاهی پیش‌داوری‌های اجتماعی نیز نقش مهمی دارند. هنوز در بخشی از ذهنیت عمومی، تجارت با افغانستان با تردید و حتی تحقیر همراه است؛ گویی همکاری اقتصادی با تجار افغان از ابتدا محکوم به شکست است. این در حالی است که بسیاری از تجار افغانستانی از تجربه و توانمندی قابل‌توجهی در بازارهای منطقه برخوردارند. تجارت موفق نه با کلیشه‌های ملیتی، بلکه با شناخت بازار، اعتبار تجاری، قواعد شفاف و منافع متقابل شکل می‌گیرد.

🔻در نهایت، حتی اگر خبر اختصاص ۱۱۰ هکتار زمین در چابهار از نظر جزئیات یا شیوه اطلاع‌رسانی نیازمند نقد باشد، چرا باید آن را با لحنی تحقیرآمیز و کنایه‌آلود برجسته کرد؟ مسئله اصلی، دفاع بی‌قیدوشرط از یک تصمیم نیست؛ بلکه ضرورت بررسی آن و فهم فرصت‌هایی است که همکاری منطقه‌ای پیش روی ایران می‌گذارد. وقتی هر موضوع توسعه‌ای پیش از بررسی اقتصادی، به میدان جدل سیاسی و بازتولید پیش‌داوری‌ها تبدیل می‌شود، ده‌ها سند همکاری ۲۵ساله و ۳۰ساله نیز به‌تنهایی گرهی از مشکلات کشور باز نخواهند کرد. توسعه، پیش از هر چیز، به تغییر همین نگاه نیاز دارد.

🆔@Gozargah_1404
Post #184 52
گـذرگـاه RAND_RRA4254-2.pdf
🔰 دامنه و ماهیت رقابت ایالات متحده و چین

🔹گزارش تحلیلی اندیشکده رند در سپتامبر ۲۰۲۶ با عنوان دامنه و ماهیت رقابت ایالات متحده و چین، رقابت واشنگتن و پکن را فراتر از یک رویارویی صرفاً نظامی و در قالب یک رقابت بنیادین میان الگوهای اقتصادی و نظام‌های توسعه‌ای برای تأمین رفاه و پیشرفت فناورانه تعریف می‌کند. ایده اصلی پژوهشگران رند این است که برخلاف نظریه‌های سنتی انتقال قدرت که مدعی عبور یک‌باره چین از آمریکا هستند، موازنه قدرت جهانی به سمتی پیش می‌رود که چین نه به عنوان یک هژمون بلامنازع، بلکه به عنوان یک قدرت هم‌تراز در رأس سلسله‌مراتب جهانی در کنار ایالات متحده قرار می‌‌گیرد. در این چارچوب، از میان حوزه‌های هفت‌گانه رقابت، اقتصاد داخلی و ظرفیت نوآوری علمی و فناورانه به عنوان دو ستون اصلی و زیربنایی برتری راهبردی شناسایی شده‌اند که نتیجه نهایی این رقابت را رقم خواهند زد.

🔸در واکاوی ظرفیت‌های اقتصادی چین، گزارش تأکید می‌کند که پکن با اتکا به یک استراتژی هماهنگ دولتی و تخصیص مداوم بیش از ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی به سرمایه‌گذاری، به ابرمدعی صنعتی و بزرگ‌ترین صادرکننده جهان تبدیل شده است. سهم چین از تولید کارخانه‌ای جهان به حدود ۳۰ درصد رسیده و این کشور انحصار بخش‌های راهبردی زنجیره ارزش قرن بیست‌ویکم از جمله ۷۰ درصد از تولید خودروهای الکتریکی، ۸۵ درصد از باتری‌های لیتیوم-یونی، بیش از ۸۰ درصد از پنل‌های خورشیدی و نیمی از تناژ کشتی‌سازی جهان را در اختیار گرفته است. هم‌زمان، گسترش زیرساخت‌های تجاری و طرح کمربند و جاده، چین را به نخستین شریک تجاری اکثر کشورهای جهان تبدیل کرده و به پکن این اهرم را داده است تا از وابستگی‌های متقابل تجاری به عنوان ابزاری ژئواکونومیک برای شکل‌دهی به استانداردهای بین‌المللی و تغییر جهت شبکه‌های مالی و تجاری جهانی بهره‌برداری کند.

🔹با این حال، این گزارش آسیب‌پذیری‌ها و موانع ساختاری عمیق اقتصاد چین را مانع از تفوق مطلق آن بر ایالات متحده می‌‌داند. رشد اقتصادی چین از نرخ‌های دورقمی دهه‌های گذشته به ۳ تا ۴ درصد (و حتی احتمال افت به ۲ درصد) کند شده و الگوی سنتی اتکا به ساخت‌وساز مسکن و زیرساخت‌ها با بحران عمیق املاک و کاهش بازدهی سرمایه‌گذاری متوقف شده است. انباشت بدهی سنگین در بخش غیرمالی که به بیش از ۲۹۲ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۵ رسیده، در کنار بحران برگشت‌ناپذیر سالمندی جمعیت و افت شدید نرخ باروری، ظرفیت‌های گسترش مصرف داخلی را با اختلال مواجه کرده است. راهبرد جدید پکن موسوم به نیروهای مولد با کیفیت جدید که بر توسعه صنایع پیشرفته و افزایش صادرات با فناوری بالا متمرکز است، همچنان به مازادهای عظیم تجاری متکی است؛ رویکردی که با برانگیختن موج‌های حمایتی جدید و تعرفه‌های تلافی‌جویانه در میان شرکای تجاری غربی، کارآمدی این الگو را در بلندمدت با چالش‌های حاد مواجه می‌سازد.

🔸از سوی دیگر، ایالات متحده با وجود حفظ برتری در تولید ناخالص داخلی اسمی (با اختلافی در حدود ۱۰ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۴) و برخورداری از سهم چشمگیر ۳۵ درصدی از کل ثروت خانوار در جهان، در موقعیت سرفصل اقتصادی حساسی قرار دارد. پویایی اقتصاد آمریکا با رشد پساکرونایی نزدیک به ۳ درصد حفظ شده، اما چالش‌های فزاینده‌ای نظیر انباشت بی‌سابقه بدهی عمومی (که هزینه بهره آن از سال ۲۰۲۴ از کل بودجه نظامی پیشی گرفته است)، افت ظرفیت صنعتی در بخش‌های پایه‌ای و چالش‌های نهادی ناشی از قطبی‌شدن فضای سیاسی، قدرت تاب‌آوری داخلی آن را تهدید می‌کند. بنابراین، منازعه واشنگتن و پکن در عرصه اقتصاد بین‌الملل، به تقابل میان سرمایه‌داری بازارمحور و متکی بر سلطه دلار در برابر سرمایه‌داری دولتی مبتنی بر هدایت استراتژیک سرمایه تبدیل شده است.

🔻گزارش رند نتیجه می‌گیرد که موفقیت آمریکا در این نبرد درازمدت نیازمند پرهیز از توهم دستیابی مجدد به هژمونی مطلق تجاری و در عوض، تمرکز بر سیاست‌های صنعتی منسجم و سرمایه‌گذاری راهبردی در بخش‌های حیاتی است. حفظ سرآمدی در هوش مصنوعی، صیانت از گلوگاه‌های زنجیره تأمین مواد و مواد معدنی حیاتی، و جلوگیری از تسلط انحصاری چین بر زیرساخت‌های دیجیتال و فناوری‌های تحول‌آفرین، تعیین‌کننده‌ترین محورهای این رقابت به شمار می‌روند. بر این اساس، رقابت ژئواکونومیک پایدار با چین نه از مسیر تلاش برای جداسازی کامل، بلکه از طریق بازسازی بنیادهای بهره‌وری داخلی، انضباط مالی و هماهنگی تنگاتنگ تجاری با شرکای بین‌المللی برای مقاومت در برابر تحمیل شوک‌های نامتقارن پکن محقق خواهد شد.

🆔@Gozargah_1404
Post #182 55
🔰 افغانستان-پاکستان: جنگی نادیده‌گرفته‌شده در حاشیه مناقشه خاورمیانه

🔹ایزابل سنت-مزار در مقاله‌ای تحلیلی استدلال می‌کند که روابط پاکستان و افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در تابستان ۲۰۲۱، به شدت وخیم شده و اکنون به یک جنگ تمام‌عیار و نادیده‌گرفته‌شده در حاشیه بحران خاورمیانه تبدیل شده است. ایده اصلی نویسنده این است که با تشدید حملات گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) و اقدامات تلافی‌جویانه و بی‌سابقه اسلام‌آباد که در ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ به اعلام جنگ علنی با افغانستان انجامید چشم‌انداز بازگشت ثبات به این منطقه بسیار محدود است.

🔸در واکاوی ریشه‌های این بحران، کانون اصلی تنش‌ها گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) است. این گروه با پناه گرفتن در خاک افغانستان، حملات مرگباری را علیه پاکستان سازماندهی می‌کند که تنها در سال ۲۰۲۵ به کشته شدن بیش از ۶۶۰ نیروی نظامی و ۵۸۰ غیرنظامی پاکستانی منجر شد. طالبان افغان به دلایل ایدئولوژیک، استفاده از TTP به عنوان اهرم فشار علیه اسلام‌آباد در یک رابطه نامتقارن، و ترس از پیوستن این نیروها به گروه رقیب یعنی داعش خراسان (ISKP)، از برخورد با آن‌ها امتناع می‌ورزند. در مقابل، پاکستان استراتژی فشار همه‌جانبه و اجبار را در پیش گرفته است؛ این کشور ضمن اخراج قریب به یک میلیون پناهجوی افغان و انسداد مسیرهای ترانزیتی حیاتی کابل، حملات هوایی و توپخانه‌ای گسترده‌ای را به مناطق مرزی و حتی شهرهای کابل و قندهار در فوریه و مارس ۲۰۲۶ ترتیب داده است.

🔹از منظر ژئوپلیتیک، این درگیری پای بازیگران متعددی را به میان کشیده است. در حالی که قطر، ترکیه و عربستان سعودی موفق به برقراری یک آتش‌بس موقت ۵ روزه در پایان ماه رمضان (۲۰۲۶) شدند و چین نیز به دلیل نگرانی از نفوذ افراط‌گرایی به سین‌کیانگ در حال تلاش برای میانجی‌گری پنهان است، هند و ایالات متحده رویکردهای متفاوتی اتخاذ کرده‌اند. دهلی‌نو در پی جنگ مسلحانه چهارروزه خود با پاکستان در می ۲۰۲۵، با هدف محاصره استراتژیک رقیب خود، به نزدیکی معنادار با طالبان روی آورده و در اکتبر ۲۰۲۵ با میزبانی از هیئت طالبان، سفارت خود را در کابل بازگشایی کرد. از سوی دیگر، دولت ترامپ در راستای گرم‌شدن روابط واشنگتن-اسلام‌آباد در می ۲۰۲۵، از کارزار نظامی پاکستان علیه افغانستان تحت عنوان حق دفاع مشروع حمایت کرده و دست این کشور را برای تشدید حملات هوایی باز گذاشته است.

🔻گسترش جنگ خاورمیانه نیز تبعات عمیقی بر این دو کشور داشته است. برای افغانستان، پس از آنکه ایران به دلیل انسداد مرزهای پاکستان به شریک اول تجاری کابل در سال ۲۰۲۵ تبدیل شد، ناامنی و عدم قطعیت در مسیرهای دسترسی به بنادر چابهار و بندرعباس، در کنار بازگشت اجباری پناهجویان افغان از ایران، بحران انسانی و ناامنی غذایی شدیدی به همراه آورده است. اما پاکستان، با وجود فشارهای اقتصادی ناشی از اختلال در تأمین هیدروکربن‌ها و احتمال کشیده شدن به جنگ تحت پیمان دفاعی استراتژیک متقابل با عربستان، تلاش می‌کند با پیشنهاد میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن، از ورود مستقیم به جنگ خاورمیانه بپرهیزد. پاکستان می‌کوشد با این مانور دیپلماتیک، ضمن حفظ روابط کارآمد با تهران و ریاض و اثبات اهمیت راهبردی خود برای ایالات متحده، فضای مانور بیشتری برای پیشبرد جنگ خود در مرزهای افغانستان به دست آورد.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
www.ifri.org Afghanistan-Pakistan: The Overlooked War at the Margins of the Middle East Conflict Pakistan has historically maintained the closest ties to the Taliban movement and initially viewed its return to power in Afghanistan in the summer of 2021 with considerable optimism. The bilateral relationship has since deteriorated, and the two neighbors…
  • 👍 1
Post #181 62
🔰 اختلالات ناشی از درگیری در نقاط گلوگاهی

🔹جیسون لادنیر در جولای ۲۰۲۶ در کتابچه راهنمای واکنش به بحران، به بررسی استراتژی‌های ایالات متحده در مواجهه با اختلالات ژئوپلیتیک در گذرگاه‌های حیاتی دریایی (مانند تنگه هرمز، باب‌المندب، تنگه مالاکا و تایوان) می‌پردازد. ایده اصلی نویسنده این است که با توجه به تکثیر تسلیحات نامتقارن و ارزان‌قیمت نظیر پهپادها و موشک‌های ضدکشتی، آسیب‌پذیری این شاهراه‌های تجاری به‌شدت افزایش یافته و واشنگتن برای محافظت از امنیت ملی و زنجیره تأمین جهانی، نیازمند یک چارچوب واکنش چندلایه، از خویشتن‌داری تا مداخله نظامی همه‌جانبه است.

🔸در واکاوی تجربیات گذشته، این گزارش چهار درس راهبردی کلیدی را برجسته می‌کند. نخست، ابزارهای اقتصادی نمی‌توانند جایگزین فیزیکی مسدود شدن مسیرها شوند؛ برای مثال آزادسازی عظیم ذخایر استراتژیک نفت تنها می‌تواند علائم بحران را موقتاً تسکین دهد اما مشکل انسداد آبراه‌ها را حل نمی‌کند. دوم، مقابله با گروه‌های نیابتی غیردولتی (مانند حوثی‌ها) تنها با عملیات دریایی ممکن نیست، بلکه نیازمند فشار هم‌زمان بر ظرفیت‌های زمینی و دولت‌های حامی آن‌هاست. سوم، هرگونه اقدام قاطع نظامی تنها در صورتی موفق خواهد بود که یک «راه خروج دیپلماتیک» ساختاریافته برای عقب‌نشینی آبرومندانه دشمن فراهم شده باشد. در نهایت، پیش‌بینی، تدوین چارچوب‌های حقوقی و آمادگی پیش از وقوع بحران، عاملی تعیین‌کننده در موفقیت عملیات‌هاست.

🔹برای مدیریت گام‌به‌گام این بحران‌ها، نویسنده چهار رویکرد استراتژیک را در قالب یک طیف به هم پیوسته برای سیاست‌گذاران آمریکایی ترسیم می‌کند. نخستین رویکرد، نظارت (Monitor) است که بر خویشتن‌داری آگاهانه، جمع‌آوری اطلاعات و استفاده از ابزارهای اقتصادی نظیر هماهنگی برای تغییر مسیر محموله‌های انرژی تمرکز دارد تا تنش‌ها بدون مداخله مستقیم مهار شوند. گام بعدی، استراتژی مهار (Contain) است که با استقرار ناوگان دریایی، اسکورت کشتی‌ها و تحریم‌های هدفمند تلاش می‌کند از گسترش سیستمیک بحران جلوگیری کند، حتی اگر عامل اصلی اختلال فوراً حذف نشود. در صورت ناکارآمدی این اقدامات، رویکرد اجبار (Compel) در دستور کار قرار می‌گیرد که هدف آن تحمیل هزینه‌های تصاعدی از طریق استقرار ناوهای هواپیمابر، تحریم‌های جامع، قطع دسترسی به شبکه‌های مالی دلاری (SWIFT) و حملات هوایی تدریجی برای تغییر محاسبات دشمن است. در نهایت، پرهزینه‌ترین گزینه، رویکرد بازگردانی (Restore) است که مداخله نظامی قاطع شامل پاکسازی مین‌ها، محاصره دریایی و انهدام زیرساخت‌های نظامی دشمن را برای از بین بردن فیزیکی تهدید و بازگشایی قطعی مسیر تجویز می‌کند.

🔻در نهایت، نتیجه‌گیری می‌شود که موفقیت ایالات متحده در تضمین جریان آزاد تجارت جهانی و جلوگیری از شوک‌های ویرانگر در بازارهای انرژی به‌ویژه LNG که فاقد ذخایر استراتژیک است و امنیت غذایی، به انتخاب درست یکی از این چهار استراتژی متناسب با نوع تهدید بستگی دارد. تکیه صرف بر ابزارهای اقتصادی یا عملیات نظامی بدون برنامه‌ریزی قبلی و هماهنگی مشخص با متحدان بین‌المللی، نه‌تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تشدید تنش‌ها و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به سیستم تجارت جهانی منجر شود.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
www.cfr.org Conflict-Driven Chokepoint Disruptions | Council on Foreign Relations When armed conflict disrupts a critical maritime trade route, the United States can monitor, contain, or escalate the situation economically or militarily.
Post #180 63
🔰 دیپلماسی تک‌بُعدی و غفلت از شرق
🖋️ محمدصادق رضایی

🔹تجربه جنگ چهل روزه با ایالات متحده آمریکا، نقطه عطفی در تاریخ معادلات راهبردی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شد؛ رویدادی که ایجاب می‌کرد کشور در یک مقیاس ژئوپلیتیک جدید حرکت کرده و شأنیت و جایگاه تازه خود را در نظم منطقه‌ای به درستی فهم کند. اقتضای این جایگاه جدید، تعریف هزاران ماموریت کلان در حوزه‌های متنوع دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی بود. در این چارچوب، مذاکره با آمریکا صرفاً باید یکی از این هزاران ماموریت در نظر گرفته می‌شد، نه تمام آن.

🔸با این حال اما در مقام سیاست‌گذاری و اجرا، این تغییر رویکرد حیاتی محقق نشد. تمرکز بیش از حد کشور و معطوف شدن تمام انرژی دولت بر مسئله مذاکره، موجب نوعی غفلت از محیط پیرامونی شد. این درگیری مفرط با بحث مذاکره، ظرفیت‌ها و اقداماتی را که به واسطه شرایط پس از جنگ، امکان تحقق و عملیاتی شدن داشتند، به حاشیه راند.

🔹یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در آن مقطع باید با جدیت پیگیری می‌شد و ظرفیت آن نیز وجود داشت، میانجی‌گری فعال میان افغانستان و پاکستان بود. در آن دوره، اختلافات میان این دو کشور همسایه شدت گرفت و حتی به درگیری نظامی کشیده شد. دوران پس از جنگ چهل روزه، بهترین فرصت برای ایفای نقش میانجی‌گر از سوی جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگر مسلط منطقه به شمار می‌رفت. اما ضعف در اقدام به‌موقع و توجه کامل دولت به صرفِ مذاکره، به از دست رفتن این فرصت کلیدی انجامید و پای سایر کشورها را برای نقش‌آفرینی به میدان باز کرد.

🔸اهمیت این ظرفیت در شرق کشور به حدی بود که رهبر انقلاب، درست در میانه جنگ چهل روزه با آمریکا در پیامی به تاریخ یکم فروردین ۱۴۰۵ صراحتاً بر آن تاکید فرمودند: «همسایگان شرقی خود را خیلی نزدیک میدانیم، در همین جا میخواهم تقاضا کنم که دو کشور برادرمان یعنی افغانستان و پاکستان باید برای رضای الهی و عدم شق عصای مسلمین هم که شده روابط بهتری باهم برقرار سازند و بنده به سهم خود حاضر به اقدامات لازمه هستیم.»

🔻با وجود این نگاه راهبردی و اعلام آمادگی صریح در عالی‌ترین سطح برای ورود به مسائل همسایگان شرقی، عملکرد دستگاه دیپلماسی نتوانست همسو با این ضرورت‌ها پیش برود. پیامد مستقیم بی‌توجهی به این رهنمودها و رها کردن ظرفیت‌های مهم منطقه‌ای، باز شدن پای بازیگران دیگری به این کشورها خواهد بود که لزوماً همسو با منافع ما عمل نمی‌کنند. دستگاه سیاست خارجی باید بپذیرد که دنیا فقط در آمریکا خلاصه نمی‌شود و کشورهای مهم برای جمهوری اسلامی ایران نیز صرفاً عراق، سوریه و عربستان نیستند؛ بلکه پاکستان، افغانستان، ترکمنستان و سایر همسایگان ما نیز اهمیت بسیار بالایی دارند و هرگونه غفلت از آن‌ها، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به جایگاه منطقه‌ای ایران وارد خواهد کرد.

🆔@Gozargah_1404
  • 👍 1
Post #179 58
🔰 مائو چه درسی می‌تواند درباره مدیریت آمریکا به چین بدهد؟

🔹نشریه اکونومیست در مقاله‌ای جدید با عنوان «مائو چه چیزی می‌تواند درباره مدیریت آمریکا به چین بیاموزد» توضیح می‌دهد که استراتژیست‌های چینی برای درک و مدیریت رقابت با آمریکا، به نظریه قدیمی مائو تسه تونگ در سال ۱۹۳۸ با نام جنگ طولانی‌مدت روی آورده‌اند. ایده اصلی مقاله این است که هرچند دو کشور در گفتمان رسمی از عبارت‌های دیپلماتیکی مانند ثبات استراتژیک استفاده می‌کنند، اما نخبگان چینی وضعیت امروز را یک بن‌بست استراتژیک می‌دانند. در نگاه آن‌ها، چین از مرحله ضعف و عقب‌نشینی عبور کرده و اکنون توانسته در برابر قدرت آمریکا به یک موازنه دست یابد.

🔸مقاله این نبرد اقتصادی را با مراحل سه‌گانه تئوری مائو مقایسه می‌کند. در مرحله اول یعنی عقب‌نشینی تدافعی، چین در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ برای حفظ منابع خود، در برابر شوک تعرفه‌ها تا حدی انعطاف نشان داد. اما در دوره بایدن، پکن با سرمایه‌گذاری سنگین روی تولیدات داخلی و تسلط بر مواد معدنی، زیرساخت‌های خود را تقویت کرد. با بازگشت دوباره ترامپ، چین این بار با استفاده از اهرم صادرات خاک‌های کمیاب در برابر تراشه‌های آمریکایی، پاسخ متقابلی داد. اکنون دو کشور به نقطه‌ای رسیده‌اند که هر دو می‌توانند به اقتصاد یکدیگر آسیب جدی وارد کنند؛ وضعیتی که از نگاه پکن، رسیدن به آن یک پیشرفت استراتژیک بزرگ محسوب می‌شود.

🔹با این وجود، مقاله معتقد است که این موازنه بسیار شکننده است. تحلیل‌گران چینی می‌دانند که ورود به مرحله سومِ تئوری مائو یعنی ضدحمله همه‌جانبه و غلبه قطعی بر آمریکا در شرایط فعلی اقتصاد جهانی واقع‌بینانه نیست و ترجیح می‌دهند این بن‌بست را حتی برای دهه‌ها حفظ کنند. البته باید توجه کرد که در ورای این تعادل ظاهری، رقابت پنهان و شدیدی در جریان است. به عنوان مثال، چین حاضر نیست به توافق‌نامه‌های ایمنی هوش مصنوعی بپیوندد تا زمانی که در این زمینه به ظرفیت‌های برابر با آمریکا دست یابد. از سوی دیگر، محدودیت صادرات خاک‌های کمیاب را همچنان حفظ کرده است تا در صورت تشدید فشارهای واشنگتن، اهرم فشار مؤثری در اختیار داشته باشد.

🔻در نهایت، مقاله نتیجه‌گیری می‌کند که پیش‌بینی مائو درباره دردناک بودن و رواج بدبینی در مرحله بن‌بست، امروز برای جامعه چین به واقعیت پیوسته است. تمرکز بی‌وقفه دولت چین بر خوداتکایی تکنولوژیک باعث شده تا منابع مالی کشور به جای بهبود معیشت و رفاه عمومی، مستقیماً به سمت ظرفیت‌های صنعتی هدایت شود. این رویکرد، رشد درآمد شهروندان را کُند کرده و ساختار اقتصادی کشور را عملاً به یک اقتصاد دوران جنگ شبیه ساخته است؛ هزینه سنگینی که مردم چین ناچارند برای مقاومت در برابر فشارهای فزاینده آمریکا بپردازند.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
The Economist What Mao can teach China about managing America An insurgent power has fought the incumbent to a stalemate
Post #178 89
🔰 قدرت آمریکا از نگاه چین

🔹وو شینبو، استاد دانشگاه فودان و مدیر مرکز مطالعات آمریکا در این دانشگاه، در مقاله‌ای در بنیاد کارنگی با عنوان قدرت آمریکا از نگاه چین، به این پرسش می‌پردازد که آیا قدرت آمریکا در حال افول است و آیا هژمونی این کشور وارد مرحله‌ای از فرسایش پایدار شده است. او برای پاسخ، قدرت آمریکا را در سه سطح بررسی می‌کند: روند رشد قدرت داخلی، برتری آمریکا نسبت به چین و میزان نفوذ واشنگتن در نظام بین‌الملل.

🔸از دید شینبو، مهم‌ترین نشانه ضعف در قدرت آمریکا، کاهش شتاب اقتصادی است. اقتصاد آمریکا همچنان بسیار قدرتمند است و هوش مصنوعی می‌تواند موتور رشد آینده باشد، اما بازده اقتصادی سرمایه‌گذاری‌های عظیم در هوش مصنوعی هنوز با انتظارات متناسب نیست. در کنار آن، فرسودگی زیرساخت‌ها، محدودیت عرضه برق، کاهش رقابت‌پذیری صنایع تولیدی و تداوم سیاست‌های حمایت‌گرایانه، ظرفیت رشد آمریکا را محدود می‌کنند. نویسنده همچنین معتقد است پیشرفت چین در حوزه‌هایی مانند باتری، انرژی خورشیدی و رباتیک، همراه با توان بالای تولید صنعتی، در حال کاهش مزیت‌های اقتصادی آمریکا است؛ در همین حال، بدهی فدرال و تضعیف اعتماد به دلار نیز بخشی از مزایای سنتی آمریکا را تهدید می‌کند.

🔹در حوزه قدرت نرم نیز نویسنده روندی مشابه می‌بیند. به اعتقاد او، جذابیت و اعتبار آمریکا که پس از پایان جنگ سرد به اوج رسیده بود، در پی جنگ‌های افغانستان و عراق، بحران مالی ۲۰۰۸ و سپس سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه و حمایت‌گرایانه دولت‌های ترامپ کاهش یافته است. هم‌زمان، چندقطبی‌شدن جهان باعث شده کشورهای بیشتری در سیاست خارجی خود کمتر از واشنگتن تبعیت کنند. شینبو به نظرسنجی گالوپ در پایان ۲۰۲۵ اشاره می‌کند که در آن میانه تأیید رهبری چین در بیش از ۱۳۰ کشور ۳۶ درصد و برای آمریکا ۳۱ درصد بوده است.

🔸محور مهم دیگر مقاله، تغییر موازنه قدرت آمریکا و چین است. سهم تولید ناخالص داخلی چین نسبت به آمریکا، بر مبنای نرخ ارز، از ۱۱.۹ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۶۳.۴ درصد در ۲۰۲۵ رسیده و چین از نظر برابری قدرت خرید نیز از ۲۰۱۶ از آمریکا عبور کرده است. شکاف نظامی نیز کاهش یافته و چین در حوزه‌هایی مانند ارتباطات کوانتومی، انرژی پاک و نسل پنجم ارتباطات به رقیبی جدی تبدیل شده است. این تحول باعث افزایش اعتمادبه‌نفس چین و تغییر نگاه نخبگان چینی به آمریکا شده است.

🔻در جمع‌بندی، شینبو تأکید می‌کند که افول قدرت آمریکا به معنای فروپاشی یا از دست رفتن جایگاه آن به‌عنوان یک قدرت بزرگ نیست؛ آمریکا در آینده همچنان از نظر مجموع منابع قدرت، قدرتمندترین کشور خواهد بود اما به نظر او، دوره‌ای که واشنگتن می‌توانست در همه حوزه‌های اصلی جایگاه شماره یک و نفوذ بی‌رقیب داشته باشد، رو به پایان است. افزایش چندقطبی‌شدن، رشد چین، کاهش سهم دلار در ذخایر ارزی جهانی و بدهی بیش از ۴۰ تریلیون دلاری، محدودیت‌های ساختاری مهمی ایجاد کرده‌اند. بنابراین، نتیجه اصلی مقاله این است که آمریکا احتمالاً از یک ابرقدرت بی‌رقیب به یک قدرت بزرگ درجه‌یک در جهانی چندقطبی تبدیل خواهد شد و ناچار است نقش بین‌المللی خود را با این توزیع جدید قدرت تطبیق دهد.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
Carnegie Endowment for International Peace American Power: A View from China Chinese strategists are once again debating whether American power is declining and whether U.S. hegemony is experiencing irreversible decay.
Post #176 80
🔰 فرود اقتصادی ایران، از هرمز تا اوراسیا

🔹حاتم غندیر در مقاله اخیر خود در مرکز مطالعات الجزیره استدلال می‌کند که محاصره دریایی و فشارهای فزاینده آمریکا در تنگه هرمز، ایران را به سمت تغییر ثقل ژئواکونومیک خود به سوی شبکه‌های ترانزیتی و کریدورهای زمینی اوراسیا سوق داده است. در این بازطراحی استراتژیک، تهران تلاش می‌کند با فعال‌سازی مرزهای زمینی با هفت کشور همسایه و بهره‌گیری از پیمان‌های چندجانبه (نظیر توافق عشق‌آباد)، نقش تاریخی خود را به عنوان «مفصل زمینی اوراسیا» بازآفرینی کند.

🔸برای تحقق این هدف، ایران تمرکز خود را بر توسعه هم‌زمان دو محور کلان ترانزیتی قرار داده است. نخست، محور شرق-غرب (ابتکار کمربند و جاده) که با فعال‌سازی خطوط ریلی از طریق ترکمنستان و قزاقستان، زمان ترانزیت کالا از چین (مشخصاً شهر شی‌آن) به تهران را به نصف (۱۵ روز) کاهش داده و فرکانس قطارهای باری را تا ۷ قطار در هفته افزایش داده است. دوم، کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال-جنوب است که با ظرفیت تخمینی ۲۰ تا ۳۰ میلیون تن، روسیه را از طریق دریای خزر و خاک ایران به بنادر اقیانوس هند متصل می‌کند؛ مسیری که با تکمیل خط آهن ۱۶۲ کیلومتری رشت-آستارا، به یک شریان حیاتی برای خنثی‌سازی تحریم‌های مشترک علیه تهران و مسکو تبدیل خواهد شد.

🔹در کنار این خطوط کلان، پایداری زنجیره تأمین ایران بر شبکه‌ای از کریدورهای منطقه‌ای استوار است. در حالی که کریدورهای ایران-عراق و ایران-ترکیه به عنوان شریان‌های اصلی برای صادرات انرژی و اتصال به بازارهای اروپایی با حداکثر ظرفیت فعال هستند، توسعه بنادر دریای عمان نظیر چابهار برای تجارت مستقیم با هند و دور زدن تنگه هرمز به‌شدت پیگیری می‌شود. با این حال، ظرفیت‌های مبادلاتی در مرزهای شرقی همچنان با محدودیت‌هایی روبه‌روست؛ چنانکه کریدورهای تجاری با پاکستان از طریق گذرگاه‌های میرجاوه و تفتان، با وجود اهمیت راهبردی در همگرایی اقتصاد منطقه‌ای، به دلیل ضعف زیرساخت‌های مرزی نسبت به تقاضای موجود عملکردی محدودتر دارند و مسیرهای اتصال به افغانستان (نظیر راه‌آهن خواف-هرات) نیز تحت تأثیر بی‌ثباتی‌های سیاسی و امنیتی قرار دارند.

🔻در نهایت، نتیجه‌گیری می‌شود که اگرچه کریدورهای زمینی اوراسیا به تنهایی نمی‌توانند جایگزینی کامل برای ظرفیت‌های عظیم ترانزیت نفت از خلیج فارس باشند، اما اتصال به شبکه‌های لجستیک قاره‌ای مقاومت اقتصادی ایران را در برابر تحریم‌های ثانویه به‌شدت افزایش داده است. این چرخش ژئوپلیتیک، در بلندمدت به شکل‌گیری یک معماری جدید در تجارت اوراسیا منجر خواهد شد که اساساً خارج از کنترل و هژمونی دریایی ایالات متحده عمل می‌کند.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
مركز الجزيرة للدراسات إيران في مواجهة "الإنزال الاقتصادي": من هرمز إلى الممرات الأوراسية | مركز الجزيرة للدراسات مقدمة استخدمت واشنطن ما يمكن وصفه بأنه آخر أوراقها في ملف "الحرب الاقتصادية" على إيران، وذلك بشنِّها ما أسمته "أكبر هجوم اقتصادي" في التاريخ على إيران. هجوم شبَّهه الرئيس الأميركي، دونالد ترامب، ووزير خزانته بـ "الإنزال النورماندي الاقتصادي"، والهدف المعلن…
Post #175 110
گـذرگـاه steo_full.pdf
📑 چشم‌انداز کوتاه‌مدت انرژی

🔹اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA) در گزارش چشم‌انداز کوتاه‌مدت انرژی به‌تاریخ اوت ۲۰۲۶، به ارزیابی پیامدهای اختلالات اخیر در بازار جهانی نفت در پی بحران‌های خاورمیانه می‌پردازد. پیام و ایده اصلی این گزارش آن است که تداوم محدودیت‌های شدید در تنگه هرمز و تهدیدات نوظهور پیرامون تنگه باب‌المندب، با ایجاد بزرگ‌ترین اختلال فیزیکی در عرضه و کاهش بی‌سابقه ذخایر نفتی، مانع از بازگشت تعادل و آرامش قیمتی به بازار تا پیش از اوایل سال ۲۰۲۷ خواهد شد.

🔸در واکاوی اختلالات پیش‌آمده، داده‌های گزارش نشان می‌دهد که حجم ترانزیت نفت خام و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است؛ رقمی که در مقایسه با سطح ۲۱.۶ میلیون بشکه‌ای پیش از درگیری‌ها افتی فاجعه‌بار محسوب می‌شود. اگرچه عربستان سعودی با استفاده از خط لوله شرق به غرب و انتقال ۸.۱ میلیون بشکه در روز به سمت بندر ینبع در دریای سرخ تلاش کرده تنگه هرمز را دور بزند، اما ناامنی‌ها در باب‌المندب این مسیر جایگزین را نیز پرهزینه و شکننده کرده است. در نتیجه این تحولات، حجم توقف اجباری تولید (Shut-in) نفت در خاورمیانه در ژوئیه ۲۰۲۶ به ۵.۵ میلیون بشکه در روز رسید و برآورد می‌شود ذخایر جهانی در سه‌ماهه سوم نیز با افت روزانه ۳.۸ میلیون بشکه‌ای مواجه شوند.

🔹این عدم تعادل شدید میان عرضه و تقاضا، مسیر نوسانات و قیمت‌گذاری نفت را دستخوش دگرگونی کرده است. پس از سقوط کوتاه‌مدت بهای نفت برنت به ۶۹ دلار در اوایل ژوئیه در پی توافق‌های اولیه، ازسرگیری حملات به نفت‌کش‌ها قیمت را تا ۱۰۵ دلار افزایش داد و اکنون میانگین قیمت برنت برای سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ حدود ۸۵ دلار در هر بشکه برآورد می‌شود. هم‌زمان در ایالات متحده، رشد چشمگیر صادرات، افت واردات و کارکرد حداکثری پالایشگاه‌ها ناشی از حاشیه‌های سود بالا، سطح ذخایر تجاری این کشور را به زیر کف پنج‌ساله رسانده است، هرچند رکوردشکنی تولید نفت آمریکا به میزان ۱۳.۸ میلیون بشکه در روز در ۲۰۲۶ و ۱۴.۱۵ میلیون بشکه در ۲۰۲۷ تا حدی کسری بازار جهانی را جبران کرده است.

🔻در نهایت، گزارش نتیجه‌گیری می‌کند که بازگشت ثبات پایدار به بازارهای انرژی روندی زمان‌بر و مشروط خواهد بود. احیای ظرفیت‌های تولیدی آسیب‌دیده خلیج فارس و آغاز دوباره فرآیند ذخیره‌سازی نفت حداقل تا اوایل سال ۲۰۲۷ طول خواهد کشید و حتی تا پایان آن سال نیز اختلالاتی در حدود ۰.۶ میلیون بشکه در روز پابرجا خواهد ماند. بر این اساس، انتظار می‌رود بهای نفت برنت با تخلیه تدریجی اثرات این شوک عرضه در سال ۲۰۲۷ به میانگین ۶۹ دلار کاهش یابد؛ با این حال، تا زمان رفع کامل موانع در شاهراه‌های دریایی، بازار نفت در وضعیتی به شدت حساس و آسیب‌پذیر نسبت به هرگونه شوک ژئوپلیتیک تازه باقی خواهد ماند.

🆔@Gozargah_1404
Post #173 96
گـذرگـاه 🔰 گزارش تصویری فاینشنال تایمز از چیستی جاده ابریشم قطبی 🆔@Gozargah_1404
🔰جاده ابریشم قطبی

🔹ولینا چاکارووا، استراتژیست ژئوپلیتیک و ژائو لونگ، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات بین‌المللی شانگهای در گفت‌وگو با یک رسانه چینی نشان می‌دهند که مسیر دریای شمال در قطب شمال، در حال تبدیل شدن به یک شریان حیاتی در استراتژی اقتصاد سیاسی چین است. با افزایش اختلالات ناشی از جنگ در دریای سرخ و کانال سوئز، این مسیر ۵۶۰۰ کیلومتری در امتداد سواحل روسیه، فراتر از یک جایگزین تجاری، به ابزاری برای تضمین تاب‌آوری تجارت جهانی در زمانه تقابل‌های ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

🔸مزیت اصلی این آبراه، کاهش چشمگیر زمان حمل‌ونقل کالا میان آسیا و اروپا است. در مقایسه با سفر ۴۵ روزه از طریق سوئز یا ۶۰ روزه از مسیر دماغه امید نیک، ناوگان تجاری با عبور از قطب شمال تنها در ۳۰ روز به بنادر اروپایی مانند سن‌پترزبورگ می‌رسند. اگرچه این مسیر در حال حاضر عمدتاً از ژوئیه تا اکتبر قابل کشتیرانی است و حجم بار آن نسبت به سوئز بسیار کمتر است، اما ذوب شدن سریع یخ‌های قطبی ناشی از تغییرات اقلیمی، شرکت‌های کشتیرانی مانند «نیو نیو شیپینگ» را قادر ساخته تا خدمات لجستیکی منظمی را در این محور راه‌اندازی کنند.

🔹برای چین، توسعه این مسیر ریشه در امنیت استراتژیک و کاهش وابستگی به گلوگاه‌های دریایی تحت نفوذ آمریکا دارد. با توجه به اینکه ۹۰ درصد تجارت چین از طریق دریا انجام می‌شود، ایده «جاده ابریشم قطبی» به عنوان یک کریدور امن در برابر تهدیدات ناشی از محاصره احتمالی زنجیره تأمین ایندو-پاسیفیک عمل می‌کند. وزارت حمل‌ونقل چین با ایجاد پلتفرم‌های اطلاعاتی و هماهنگی مستمر با شرکت روس‌اتم، در حال تثبیت زیرساخت‌های لازم برای ترانزیت امن انرژی و کالا است.

🔻توسعه این مسیر همچنین، پیوندهای ناشی از همکاری راهبردی چین و روسیه را به شکل بی‌سابقه‌ای تعمیق کرده است. در حالی که تحریم‌های غرب مسکو را به سوی بازارهای آسیایی سوق داده، شرکت‌های دولتی چین با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بزرگ انرژی مانند یامال ال‌ان‌جی و آرکتیک ال‌ان‌جی ۲، به شریک اصلی توسعه زیرساخت‌های روسیه در قطب شمال تبدیل شده‌اند. در نهایت، تلاقی نیاز روسیه به تغییر مسیر تجارت با استراتژی چین برای تنوع‌بخشی به کریدورها نشان می‌دهد که بحران‌های ژئوپلیتیک اخیر نه‌تنها مسیر شمالی را توجیه‌پذیرتر کرده‌اند، بلکه روند انتقال ثقل ژئواکونومیک روسیه به آسیا را نیز به‌شدت تسریع نموده‌اند.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
Post #172 79
🔰 گزارش تصویری فاینشنال تایمز از چیستی جاده ابریشم قطبی

🆔@Gozargah_1404
Post #171 76
🔰 مدل ونزوئلای واشنگتن، تغییر رژیم با یک فاکتور است.

🔹عمران خالد در مقاله‌ی جدید خود، به بررسی ابعاد پنهان تغییر رژیم در ونزوئلا توسط ایالات متحده می‌پردازد. ایده اصلی نویسنده این است که عملیات واشنگتن برای برکناری نیکولاس مادورو، برخلاف ادعاهای دموکراسی‌خواهانه، در واقع یک غارت استراتژیک منابع بوده است. این اقدام منجر به یک قرارداد ۲۵ ساله برای استخراج ۶۵ میلیارد بشکه نفت شده است که کنترل یک‌پنجم از کل ذخایر اثبات‌شده ونزوئلا را در اختیار واشنگتن قرار می‌دهد و به عنوان یک مدل جدید با عنوان «تغییر رژیم همراه با صورت‌حساب» برای برخورد با کشورهای غنی از منابع معرفی می‌شود.

🔸در واکاوی این رویداد، مقاله به دستگیری مادورو توسط نیروهای ویژه آمریکایی در ژانویه ۲۰۲۶ و انتقال او به نیویورک اشاره می‌کند که زمینه را برای روی کار آمدن دولت موقت دلسی رودریگز فراهم کرد. این دولت موقت به‌سرعت پروژه‌ای عظیم برای توسعه ۱۷ میدان نفتی با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز را به واشنگتن واگذار کرد که ترامپ آن را بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ نامید. نویسنده با استناد به اظهارات سناتور اد مارکی تأکید می‌کند که شرکت‌های بزرگ نفتی مانند شورون و اکسون‌موبیل با آگاهی پیشین و لابی‌گری‌های گسترده، طراحان و ذی‌نفعان اصلی این تغییر رژیم بوده‌اند؛ به‌گونه‌ای که واشنگتن منابع را برای یک نسل قفل کرده و غول‌های نفتی اولین کسانی هستند که به استخراج آن می‌پردازند.

🔹در ادامه، نویسنده این مدل ونزوئلایی را به عنوان یک هشدار و پیش‌نمایش برای سایر کشورهای غنی از منابع، به‌ویژه ایران، مورد بررسی قرار می‌دهد. با وجود اعمال تحریم‌های بی‌سابقه توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه تهران، شرایط ایران با ونزوئلا تفاوتی بنیادین دارد. ونزوئلا در برابر فشارهای آمریکا حامی قدرتمندی نداشت و مجبور به تسلیم منابع خود شد، اما ایران از حمایت پکن برخوردار است که بخش اعظم نفت صادراتی آن را خریداری می‌کند. چین پیش‌تر نشان داده است که می‌تواند هزینه‌های تحریم و فشار را برای واشنگتن به‌شدت بالا ببرد و همین پشتوانه باعث می‌شود تکرار سناریوی ونزوئلا برای کشورهایی که گزینه‌های دیپلماتیک و متحدان قدرتمندی دارند، به‌مراتب دشوارتر باشد.

🔻در نهایت، نتیجه‌گیری می‌شود که پیامد کارزارهای فشار حداکثری آمریکا دیگر تنها تغییر یک دولت متخاصم و بازگشت به تجارت عادی نیست، بلکه تحمیل یک صورت‌حساب سنگین دهه‌ساله برای تصاحب منابع ملی است. این مدل نشان می‌دهد که موفقیت واشنگتن دیگر با معیارهایی چون برگزاری انتخابات یا نهادسازی دموکراتیک سنجیده نمی‌شود، بلکه موفقیت به معنای اخذ امتیازات بلندمدت و استخراجی از دولتی است که تمام اهرم‌های چانه‌زنی خود را از دست داده است.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
Foreign Policy In Focus Washington’s Venezuela Model Is Regime Change with an Invoice Washington is getting a fifth of the country's reserves locked in for a generation, while the companies that lobbied hardest get first access to pump it.
Post #170 74
🔰 جنگ ایران ویتنام نیست. اما ممکن است به یک باتلاق اقتصادی برای خلیج فارس تبدیل شود

🔹کورت دیویس جونیور در مقاله‌ای تحلیلی در پایگاه شورای آتلانتیک نشان می‌دهد که اگرچه جنگ ایران برای آمریکا از نظر سیاسی مشابه جنگ ویتنام نیست، اما در حال تبدیل شدن به یک باتلاق اقتصادی عمیق برای کشورهای حاشیه خلیج فارس است. پیام اصلی نویسنده این است که این کشورها، بی‌آنکه این جنگ را انتخاب کرده باشند، باید هزینه‌های سنگین و بلندمدت آن را در ترازنامه‌های مالی خود تحمل کنند و این تبعات تا مدت‌ها پس از پایان درگیری‌های نظامی نیز پابرجا خواهد بود.

🔸در واکاوی ابعاد این بحران، نویسنده به پنج هزینه فزاینده اشاره می‌کند که اقتصاد این منطقه را تحت فشار قرار داده است. اختلال در تنگه‌های هرمز و باب‌المندب باعث افزایش شدید هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل شده و کشورهای خلیج فارس را مجبور به سرمایه‌گذاری کلان در مسیرهای جایگزین کرده است. هم‌زمان، آسیب‌های وارد شده به زیرساخت‌های استراتژیک، نیازمند بودجه‌های هنگفتی برای بازسازی است که سرمایه‌های حاکمیتی را به شدت درگیر می‌کند. علاوه بر این، افت چشمگیر گردشگری و کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی، برنامه‌های تنوع‌بخشی اقتصادی این کشورها را با چالش مواجه کرده و هزینه‌های تامین سرمایه و حق بیمه‌ها را به شدت بالا برده است.

🔹در ادامه، مقاله به معضل هزینه ابهام می‌پردازد که برنامه‌ریزی برای آینده را مختل کرده است. از آنجا که بازارها نمی‌توانند ریسک‌های بدون زمان‌بندی مشخص را قیمت‌گذاری کنند، این فضای مه‌آلود باعث تاخیر در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری شده است. با وجود اینکه کشورهای خلیج فارس در حال بازنویسی برنامه‌های اقتصادی خود هستند، باید بتوانند به سرعت چشم‌انداز جدیدی از آینده اقتصادی خود به بازارها ارائه دهند تا سرمایه‌گذاران خارجی را برای بازگشت به منطقه و تطبیق با این شرایط جدید متقاعد کنند.

🔻در نهایت، نتیجه‌گیری می‌شود که اگرچه پایان جنگ‌ها تابع تصمیمات و زمان‌بندی‌های سیاسی است، اما روند بازیابی اقتصاد و بازگشت سرمایه به زمان بسیار بیشتری نیاز دارد. اکنون پرسش سرنوشت‌ساز برای کشورهای خلیج فارس این است که با چه سرعتی می‌توانند خود را با این شرایط و نظم جدید تطبیق دهند. چنانچه این انطباق‌پذیری با تأخیر همراه باشد، پس‌لرزه‌های مالی این جنگ به یک ویتنام اقتصادی برای منطقه تبدیل خواهد شد؛ به این معنا که اقتصاد این کشورها در باتلاق پیامدهای یک درگیری فرسایشی گرفتار شده و سایه سنگین و ویرانگر آن تا سال‌ها بر چشم‌انداز توسعه و ثبات آن‌ها باقی خواهد ماند.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404
Atlantic Council The Iran war is no Vietnam. But it may become an economic quagmire for the Gulf. Five costs related to the Iran war are compounding across the Gulf and its trading partners, and none will be eliminated soon.
Post #169 77

Forwarded from ابتکار ایران🇮🇷؛ جانمایی جدید

خبرنامه پاکستان شماره 7.pdf800.6 KB
📑 خبرنامه پاکستان و چین، شماره هفتم

🔰 محورهای خبرنامه:
1️⃣تأیید پروژه پالایشگاه ۳٫۵ میلیارد دلاری Falcon Oil در چارچوب سیپک
2️⃣ابراز علاقه شرکت چینی برای سرمایه‌گذاری در بخش فناوری اطلاعات پنجاب
3️⃣افزایش فعالیت گروه‌های مسلح در مناطق راهبردی مورد توجه چین در پاکستان
4️⃣تأکید عاصم منیر در تهران بر نقش میانجی پاکستان در کاهش تنش‌های منطقه‌ای
5️⃣گسترش همکاری‌های دفاعی پاکستان در خاورمیانه و تقویت همکاری نظامی با کویت
6️⃣توافق پاکستان و عربستان برای افزایش صادرات کشاورزی و غذایی به ۳ میلیارد دلار
7️⃣میزبانی ترکیه از نخستین نشست توافق دفاعی مکه
8️⃣توافق پاکستان و ازبکستان برای افزایش تجارت دوجانبه به ۲ میلیارد دلار و تسریع پروژه راه‌آهن ترانس‌افغان
9️⃣انتصاب سجاد حیدرخان به عنوان سخنگوی جدید وزارت خارجه پاکستان

@ebtekareiran
Post #168 71
🔰 راهبردهای کلان در پیچ‌وخم مسائل خرد
🖋 محمدصادق رضایی

🔹تدوین راهبردهای کلان در حوزه سیاست خارجی و تجارت بین‌الملل، همواره با چالشی ساختاری میان ترسیم «نقطه مطلوب» و «امکان‌سنجی عملیاتی» مواجه است. دستگاه‌های تصمیم‌ساز در جمهوری اسلامی ایران عموماً در تعیین مختصات ایده‌آل برای توسعه روابط دوجانبه یا چندجانبه با دقت عمل می‌کنند و به موازات آن، بازوهای پژوهشی و اندیشکده‌ها نیز طرح‌های جامع و کارشناسی متعددی برای تحقق این اهداف ارائه می‌دهند. با این وجود، واکاوی روندهای گذشته نشان می‌دهد که این دو محور، یعنی غایتِ راهبردی و طرح‌های پیشنهادی، در عرصه اجرا به نقطه تلاقی نمی‌رسند و اهداف کلان در حد اسناد بالادستی و ایده‌های نظری باقی می‌مانند.

🔸یکی از نمونه‌های بارز این گسست راهبردی، هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری با پاکستان است. این چشم‌انداز سال‌هاست به عنوان یک مطلوبیت قطعی در دیپلماسی اقتصادی تعریف شده و متخصصان متعددی نیز مسیرهای رسیدن به آن را تئوریزه کرده‌اند. با این حال، خروجی عملیاتی نهادهای متولی، تناسبی با این حجم از تولید ایده ندارد. ریشه این ناکارآمدی را باید در *تنزل یافتن سطح دغدغه دستگاه‌های مجری جستجو کرد. نهادهای اجرایی که رسالت تحقق این چشم‌انداز کلان را بر عهده دارند، به صورت مستمر درگیر مسائل خرد گمرکی، پیچیدگی‌های بوروکراتیک و ناهماهنگی‌های مرزی می‌شوند. در نتیجه، تمرکز ساختاری و زمان لازم برای پیشبرد یک کلان‌راهبرد، جای خود را به مدیریت بحران‌های روزمره می‌دهد و افق دید بلندمدت در میان اصطکاک‌های اداری از بین می‌رود.

🔹علاوه بر درگیری ساختار اجرایی با مسائل خرد، موازی‌کاری و فقدان یکپارچگی میان نهادهای پیش‌برنده، مانع بنیادین دیگری در مسیر تحقق اهداف ملی است. مطلوبیت‌های تعریف‌شده در قبال کشوری مانند پاکستان، در حوزه‌های اقتصاد، امنیت و فرهنگ به‌صورت کاملاً مجزا و جزیره‌ای دنبال می‌شوند. در شرایطی که بخش اقتصادی بر تحقق تجارت ۱۰ میلیارد دلاری متمرکز است، نهادهای امنیتی و فرهنگی نیز مطلوبیت‌های خاص خود را از مسیرهای مستقل پیگیری می‌کنند. هر یک از این بخش‌ها ظرفیت‌های قابل‌توجهی برای اعمال نفوذ و پیشبرد منافع ملی دارند، اما به دلیل فقدان یک کانون مرکزی برای هم‌افزایی، این ظرفیت‌ها به جای تقویت یکدیگر، در خطوطی موازی حرکت کرده و عملاً امکان ایجاد یک اهرم یکپارچه را سلب می‌کنند.

🔻فهم دقیق این دینامیک نشان می‌دهد که توسعه روابط خارجی و تحقق اهداف کمی نظیر تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، صرفاً با ارائه ایده‌های پژوهشی و تعیین مطلوبیت‌ها محقق نمی‌شود. گذار از طرح‌های مکتوب به همکاریِ عملیاتی در میدان، نیازمند بازتعریف ساختار اقدام و ایجاد یک معماری یکپارچه است. تا زمانی که مجریان در سطح مسائل خرد متوقف مانده‌اند و اضلاع سه‌گانه اقتصاد، امنیت و فرهنگ بدون اتصال ارگانیک عمل می‌کنند، چشم‌اندازهای ترسیم‌شده به نتیجه نخواهند رسید. تنها با شکل‌گیری یک سازوکار هماهنگ‌کننده فرابخشی می‌توان ماشینِ اجرایی کشور را از فرسایش روزمره خارج کرد و ظرفیت‌های متنوع نظام را به یک مزیت رقابتی متمرکز در تعاملات منطقه‌ای تبدیل نمود.

🆔@Gozargah_1404
Post #167 100
گـذرگـاه fd-sept26-online.pdf
📑 فرصت جدید آسیا

🔹نشریه Finance & Development متعلق به صندوق بین‌المللی پول در جدیدترین شماره خود، به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی آسیا در عصر جدید اقتصاد جهانی پرداخته است. پیام اصلی این شماره آن است که آسیا، به عنوان موتور محرک اقتصاد جهانی، باید مدل رشد خود را با توجه به تغییرات جمعیتی، ژئوپلیتیکی و تکنولوژیک بازتعریف کند. دوران رشد مبتنی بر صادرات و تولید با نیروی کار ارزان به سر آمده و اکنون تاب‌آوری، بهره‌وری و همکاری منطقه‌ای اهمیت بیشتری یافته‌اند.

🔸در این شماره، مباحث کلیدی زیر مطرح شده است:
1️⃣ کاهش رشد جمعیت و تغییر مدل اقتصادی: بسیاری از کشورهای آسیایی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی با پدیده پیر شدن جمعیت مواجه هستند. این موضوع باعث کاهش نیروی کار و افزایش فشارهای مالی بر دولت‌ها می‌شود. در مقابل، کشورهایی مانند هند و برخی کشورهای جنوب شرقی آسیا همچنان از رشد جمعیت جوان برخوردارند. برای حفظ رشد اقتصادی، کشورهای پیرتر باید با استفاده از تکنولوژی‌هایی مانند هوش مصنوعی بهره‌وری را افزایش دهند، در حالی که کشورهای جوان‌تر باید شغل‌های باکیفیت برای نیروی کار رو به رشد خود ایجاد کنند.

2️⃣ تجارت در دنیای چندپاره: با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک و روی آوردن کشورهای پیشرفته به سیاست‌های حمایت‌گرایانه، تجارت آزاد جهانی با چالش روبرو شده است. کشورهای آسیایی، به‌ویژه در جنوب شرقی آسیا، باید وابستگی خود را به تقاضای خارجی کاهش داده و بر یکپارچگی اقتصادی منطقه‌ای تمرکز کنند. کاهش موانع تجاری غیرتعرفه‌ای و افزایش تجارت درون‌منطقه‌ای، راهکاری مهم برای مقابله با شوک‌های خارجی است.

3️⃣ استقلال مالی و ارزهای محلی: کشورهای آسیایی در حال کاهش تدریجی وابستگی خود به دلار آمریکا در تجارت منطقه‌ای هستند. استفاده از ارزهای محلی و توسعه سیستم‌های پرداخت دیجیتال فرامرزی، به این کشورها کمک می‌کند تا استقلال مالی بیشتری داشته باشند و در برابر شوک‌های ناشی از سیاست‌های پولی آمریکا مقاوم‌تر شوند.

4️⃣ تغییر موتور محرک اقتصاد چین: برخلاف تصور رایج، اقتصاد چین در حال گذار از مدل مبتنی بر سرمایه‌گذاری در املاک و زیرساخت‌ها، به مدلی مبتنی بر تکنولوژی‌های نوین، صنایع سبز و اقتصاد دیجیتال است. موفقیت این گذار نیازمند رشد متوازن‌تر و افزایش مصرف داخلی است.

5️⃣ چالش‌های رشد هند: هند با وجود رشد اقتصادی بالا، با چالش‌های ساختاری مانند کمبود سرمایه‌گذاری خصوصی، شکاف عمیق بین بهره‌وری در بخش‌های مختلف و نابرابری درآمدی مواجه است. برای حفظ رشد پایدار، هند نیازمند ایجاد شغل‌های بیشتر در بخش تولید و خدمات مدرن و افزایش سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه است.

🔻در نهایت، این نشریه تاکید می‌کند که آینده اقتصاد آسیا و جهان به توانایی کشورها در انطباق با این تغییرات و یافتن راه‌حل‌های عمل‌گرایانه برای همکاری در یک دنیای چندپاره بستگی دارد.

🆔@Gozargah_1404
Older posts →

About this channel

How can I read @gozargah_1404 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for گـذرگـاه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does گـذرگـاه have?
گـذرگـاه (@gozargah_1404) has 168 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does گـذرگـاه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →