TGViewer
گلها گلها @goolfs · 2.33K subscribers
Post #389580 25
داستانی از #كليله_دمنه

سگی از کنار شیری رد می شد، چون شیر را خفته دید طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست. شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست…
در همان هنگام خری در حال گذر بود، شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی، نیمی از جنگل را به تو می دهم، خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.
شیر چون رها شد، خود را از خاک و غبار خوب تکاند، به خر گفت: من به تو نیمی از جنگل را نمی دهم.
خر با تعجب گفت: ولی تو قول دادی.
شیر گفت: من به تو تمام جنگل را می دهم زیرا در جنگلی که شیران را سگان به بند کشند و خران برهانند دیگر ارزش زندگی کردن ندارد...
More from @goolfs
  1. Oct 15, 2026تقویم تاریخ〖 ۲۳ مهر 〗 زادروزها ۱۳۰۵ - علی‌اکبر‌ تجویدی (نقاش - نگارگر‌ - نویسنده - مترجم -…
  2. Oct 15, 2026. دردناک‌ترین تنهایی، داشتن کسی در قلبت است که در زندگی‌ات نیست. الیف شافاک
  3. Oct 15, 2026ای چراغِ آسمان و رحمتِ حق بر زمین نالهٔ من گوش دار و دردِ حالِ من ببین از میانِ صد بلا من…
  4. Oct 15, 2026‏"وقتى اندوه، دوام و گستردگى يافت، اشك چشم، پرده از راز آن برمى‌گيرد." عین القضات همدا…
  5. Oct 15, 2026ما زبان را ننگريم و قال را ما درون را بنگريم و حال را موسيا! آداب‌دانان ديگرند سوخته جان و…
  6. Oct 15, 2026. رویکردهای متفاوت در مواجه با خشم چو خشم آیدت بر گناه کسی تأمل کُنَش در عقوبتْ بسی که سهل…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →