حافظ، و حفاظت از فرهنگ ایران
گاهنامه ی امروز ایران، بیست مهر ماه. با نام بزرگی از بزرگان ادب پارسی زیور یافته است که بسیاری از ادیبان و نکته دانان و فرهنگ شناسان راستین ایران، اورا " شاعرترین شاعر پارسی زبان" می نامند.
خواحه شمس الدین محمد، حافظ شیرازی، مشهور به "لسان الغیب"،از افتخارات فرهنگ انسانی بویژه ایرانی -اسلامی است که به یمن آمیختگی شعرش با مفاهیم عرفانی_ آیینی، ، فرهنگ ایرانی، عشق، اخلاق ، زیبایی پرستی ،فلسفه. کلام. جامعه شناسی.ریا ستیزی و بالاخره " رندی" ، از او شخصیتی بی بدیل و غیرقابل رقابت ساخته است.
اینکه در منطقه ی فرهنگی ایران بزرگ ، بویژه مرزهای جغرافیایی ایران کنونی، دیوان شعر در کنار قرآن کریم قرار گرفته است و پرفروش ترین کتاب پارسی است ، امری تصادفی نبوده و پارسی زبانان ببهوده شاه بین هایش را بر زبانِ دل نمی رانند.
خود او نیز با کمال هنرمندی می گوید:
اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است
زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است
او خود می داند اما رند است و صریح نمی گوید...
من و تو باید پیامش را بگیریم که :
من این دو حرف نوشتم چنانکه غیر نداند
تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
او " پیر مغان" را مطرح می کند ...
تا تو به فرهنگ پیشینت بنگری و جایگاه پیر مغان را تا جایی بالا می برد که می فرماید:
:
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید!!!
هر چند دیگران خواسته اند " پیر مغان " را انسان کامل. یا ولی مرشد یا ....تلقی و تفسیر کنند، ولی برای " مردم" جا نیفتاده است.
گویی آنان نمی دانند که حافظ خود از این تعابیر آگاه بوده و نخواسته نام های آشنا و اصطلاحات نخ نمای مکتبی و فرقه ای را بازگویی کند...
امروز، از مردی " نکو داشت یا بزرگداشت" می کنیم که رسما در مقابل آموزش های تفرقه افکنانه و حزب گرایانه ی دینی می ایستد و می گوید :
آسایش دو گیتی تفسیر این "دو حرف" است :
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
او با مشت گره کردن های طالبان و داعش گونه ها سرِ سازش ندارد...
همه را به مروت یا مدارا می خواند...و می گوید که : صلح با شمشیر پیدا نمی شود
او تنها شاعر نیست.فیلسوفی است دارای مشرب و مکتب انسانی... و عارف رندی است که فریاد می کشد:
" منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن"
و این هنر بزرگ حافظ است که من آن را " عشق رندانه" نامیده ام و فرهنگ چند هزارساله ی ما با این بن مایه است که در برابر یورش های رنگارنگ ایستاده و هنوز شاداب و سرزنده ، یورشگران را به هیچ می شمارد و می گوید:
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند...
خشن ها و خشونت ها ، می آیند و می روند و تنها سخن عشق است که می ماند.
بیستم مهر با یاد حافط بزرگ،
و برای بزرگداشت او، گرامی باد.
تهران . مصطفی بادکوبه هزاوه (امید)
@MRbadkoubaiee
http://t.me/gonbade_davvar
Post #76079
101