TGViewer
Channel Public Channel
مدرسه فلسفه و سیاست ایران

مدرسه فلسفه و سیاست ایران

@goftaresiasi

🔶️ ایران را بیندیشیم...

🔸️گروه گفتار سیاسی موسسه علم و سیاست اشراق

👤ارتباط با ادمین:
@goftaresiasi_admin

🌐پایگاه اینترنتی:
https://goftarematn.ir/

مدرسه فلسفه و سیاست ایران را در بله و تلگرام دنبال کنید:
@goftaresiasi
Subscribers
209
Photos
45
Videos
3
Links
60
Recent Posts 17 shown
Post #132 184
انا لله و انّا الیه راجعون ...
  • ❤ 2
Post #130 228
📌یادداشت سیاسی | سلاحِ زندگی در برابر جنگِ پیش از جنگ
✍️ محمدرضا هدایتی

خاورمیانه در هفته‌های اخیر شاهد یکی از بی‌سابقه‌ترین لشکرکشی‌های آمریکا در قرن اخیر بوده است. این لشکرکشی بزرگ، پیام روشنی را مخابره می‌کند: واشنگتن در حال آماده‌سازی برای یک جنگ تمام‌عیار است.

فارغ از جنگ تمام‌عیار طولانی‌مدت اما سناریوهای دیگری نیز توسط بازیگران صحنه دنبال می‌شود. تسلیم پیش‌دستانه تهران و خلع‌سلاح داوطلبانه، بزرگ‌ترین پیروزی برای آمریکاست تا بتواند بدون جنگ، لشکرکشی خود به منطقه را توجیه نماید؛ که البته تهران هرگز به آن تن نخواهد داد. سناریوی دیگر، موفقیت مذاکرات ژنو و احیای توافقی دیپلماتیک است؛ اما این گزینه نیز با سد محکمی به نام تل‌آویو روبه‌روست. بنیامین نتانیاهو که شرایط فعلی را پنجره‌ای تاریخی برای حذف کامل تهدید ایران می‌داند، صراحتاً هشدار داده است که با هرگونه توافق ضعیفی که ساختار فعلی را حفظ کند، مخالفت خواهد کرد.

با تضعیف این دو سناریو، سناریوی دیگری باقی می‌ماند که به نظر می‌رسد عمیقاً از سوی دشمنان ایران در حال پیگیری است: جنگ روانی و فروپاشی از درون. نمونه‌ای گویا از تلاش برای پیشبرد این سناریو را می‌توان در کارزار رسانه‌ای هدفمند جریان‌های اپوزیسیونِ خارج‌نشین مشاهده کرد؛ پویشی که در هفته‌های اخیر علاوه بر تهدید فعالیت‌های شغلی و کسب‌وکارها، با طرح ادعاهایی مانند «پنهان‌شدن فرماندهان نظامی در زیرزمین بیمارستان‌ها» یا «استفاده از مراکز غیرنظامی (حتی صنایع تولیدی) به عنوان سپر»، تلاش دارد مستقیماً نهادها و مراکز عمومی و زندگی روزمرۀ مردم را از چرخۀ حرکت خود خارج کند. این سناریو البته می‌تواند با یک عملیات محدود نظامی نیز همراه شود؛ چنان‌که به گزارش رویترز، ترامپ در حال بررسی حملات محدود و هدفمند به نیروهای امنیتی است تا با جسورکردن معترضان، زمینه را برای تغییر ساختار از درون فراهم کند. 5. در سناریوی اخیر، «سایۀ جنگ» سلاحی به‌مراتب برنده‌تر از خود جنگ است. تحرکات پرزرق‌وبرق ارتش آمریکا و تهدیدهای پرتکرار نظامی، پیش از آنکه پادگان‌ها را هدف بگیرد، نظم شهر و زندگی روزمرۀ مردم را نشانه گرفته است. در شرایطی که اقتصاد کشور با تورم سنگین و جهش قیمت کالاهای اساسی روبه‌روست، وحشت از جنگ، می‌تواند چرخه اقتصاد روزمره را متوقف کرده و شهر را در وضعیت تعلیق و استیصالِ حاصل از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار دهد.

بر این اساس، سست‌شدن روال زندگی در شهر، بیش از هر چیز دیگر، موجودیت سیاسی کشور را به خطر می‌اندازد و راه را برای سناریوهای دیگر باز می‌کند. در این شرایط که دولت رسمی جمهوری اسلامی نتوانسته چهرۀ قدرتمند و مصمّمی از خود برای رویارویی با وضعیتِ پیش‌آمده نشان دهد، شبه‌گروه‌هایی قدرت می‌گیرند که می‌توانند بدون هیچ نیروی درونیِ ملّی و تنها با امید و تکیه بر حمایت نیروی خارجیِ آمریکا، علیه هرچیز و هرکس بشورند و بشورانند؛ داعشی‌هایی سکولار که مستعد ارتکاب خشن‌ترین رفتارها خواهند بود. در ادامه نیز ممکن است دشمن با حملات نظامی خود به مراکز تعیین‌کننده، راه هرگونه برپایی دولت در ایران را از اساس مسدود کند.


🖇 گزیده فوق از یادداشت "سلاحِ زندگی در برابر جنگِ پیش از جنگ" با طرح پیشنهادات در برابر سناریوهای پیش‌رو، تلاشی است جهت زنده نگه داشن روایت انسان و زندگی.

[متن کامل یادداشت را در اینجا بخوانید]

#یادداشت_سیاسی
#مدرسه_فلسفه_و_سیاست

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 5
  • 👎 1
Post #129 230
📖 متن‌خوانی «اساس آلمان» هگل | جلسه بیستم‌ویکم

چگونه آزادی تنها در دولت مقتدر ممکن می‌شود؟

در عبارات پیشین، هگل با ترسیم مرزی دقیق میان امور ضروری و امور غیرضروری در تکوین دولت، نشان داد که اساس یک ملت، برخلاف گفتار ناسیونالیسم رمانتیک، در گرو وحدت زبان، فرهنگ یا دین نیست. این امور اگرچه به‌تعبیر هگل ژرف‌ترین ساحت‌های حیات بشری هستند، اما در تأسیس دولت اموری ثانویه‌اند. وحدت سیاسی که در دولت محقق می‌شود، نه معلول شباهت‌های پیشین فرهنگی یا دینی، بلکه رخدادی تازه است که با یک تصمیم عمومی رخ می‌دهد. وقوع این رخداد، همۀ آن داشته‌های پیشین فرهنگی و دینی را یک‌بار به تعلیق درمی‌آورد تا امکان بازخوانی زندۀ آن‌ها را در صحنۀ سیاست فراهم سازد.

📎 برای مطالعه بخش بیست‌ویکم از متن‌خوانی اساس آلمان، اینجا را کلیک کنید.

#هگل
#متن‌خوانی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم..
@goftaresiasi
  • 👌 1
Post #128 227
📖 متن‌خوانی «اساس آلمان» هگل | جلسه بیستم

دولت با تعلیق فرهنگ تاسیس می‌شود

باید توجه داشت که تأسیس دولت یک امر انسانی است و از جانب کسانی رخ می‌دهد که در یک شرایط خاص تاریخی زندگی می‌کنند. و لذا رخداد تأسیس نمی‌تواند لابه‌شرط از موقعیت خاص خود باشد. تأسیس دولت، همان‌طور که در گسستی از همۀ داشته‌های فرهنگی و دینی و نژادی یک ملت رخ می‌دهد، در یک موقعیت خاص تاریخی و جغرافیایی اتفاق می‌افتد. چه اینکه همۀ آنچه موقعیت و میدان تأسیس را شکل می‌دهد، شرط ضروری آن به‌حساب آید و تأسیس در گسست از آن شرایط اتفاق می‌افتد. هر گسستی، گسست از چیزی است و جهتی را دنبال می‌کند؛ چنان‌که مردمی که موفق به تأسیس دولت می‌شوند، از همان لحظه جهتی را دنبال می‌کنند و هویتی متمایز می‌یابند؛ والّا «تأسیسی» رخ نداده بود.

📎 برای مطالعه این بخش از متن‌خوانی اساس آلمان، اینجا را کلیک کنید.

#هگل
#متن‌خوانی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم..
@goftaresiasi
  • ❤ 4
Post #127 285
📌گفتاری از دکتر اباصالح تقی‌زاده طبری | جنگ پنهان علیه جمعیت ایران

ضرورت شکل‌گیری رهبریِ اجتماعی برای صیانت از جمعیت

امروز، اصلی‌ترین و عاجل‌ترین وظیفهٔ ما یک چیز است: مراقبت از جمعیت ایران. این جمعیت نباید متلاشی شود؛ باید باقی بماند. راهکار این مهم، شکل‌گیری یک «جمعیت مرکزی» است که نسبت به مأموریت تاریخی خود آگاه باشد. این هستهٔ مرکزی باید آن ارادهٔ سیاسی خفته را بیدار کرده و آن را به یک نیروی فعال برای تغییر صحنه تبدیل کند.
انحلال جمعیت ایران، بازی آخر دشمن است. این نقشه با همکاری دست‌های داخلی و خارجی و به شکلی کاملاً مسالمت‌آمیز در حال پیشروی است؛ به‌نحوی که هیچ‌کس به‌سادگی متوجه آن نشود. پاسداری از این جمعیت، یک نبرد دائمی است که به هوشیاری بی‌وقفه و رهبری اجتماعی نیاز دارد. این مأموریتِ محوری ماست و تمام تلاش‌هایمان باید در این مسیر تعریف شود.


[متن کامل را در اینجا بخوانید]

#یادداشت_سیاسی
#مدرسه_فلسفه_و_سیاست

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
Post #126 279
📖 متن‌خوانی «اساس آلمان» هگل | جلسه نوزدهم

*دولت تحت حکومت بخت فعلیت می‌یابد*

ضرورت آنجا زاده می‌شود که انسان به جهان نظر می‌کند، آن را به فهم می‌آورد و درباره آن حکم صادر می‌کند. برای هگل این اتفاق در دولت رخ می‌دهد.

دولت آنگاه محقق می‌شود که انسان بتواند فرصتی را در میانۀ بختِ خویش دریابد و ضرورتی را در میان وضع نامنتظره و ناپایدار جهان پیگیری و محقق کند. دولت در تداوم خود نیز، همانند لحظه تأسیس، در جهانی پرحادثه برقرار می‌ماند. از این رو ساختار و فرم دولت، هرچند از پی اراده‌ای ضروری محقق می‌شود، همواره باید نسبت به واقعیت ناپایدار جهان گشوده باشد؛ چراکه فعلیت در قلمرو «حکومت شانس» قرار دارد. اگر دولت ساختار و فرم خود را همچون سازوکاری تمامیت‌یافته و ازپیش‌محتوم قلمداد کند و در را به روی حادثه ببندد، نیروی خود را از دست می‌دهد و هر آینده در هم شکسته می‌شود.

📎 برای مطالعه بخش نوزدهم از متن‌خوانی اساس آلمان، اینجا را کلیک کنید.

#هگل
#متن‌خوانی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم..
@goftaresiasi
  • ❤ 1
Post #124 423
📝 ترجمه | که داند صواب را؟
✍️ نیما یوسفی

«دیگر نمی‌شود» رفته‌رفته به یکی از تکه‌کلام‌های دولتِ امروزِ ایران بدل شده است. ظاهرا حالا دیگر ما این شهامت را یافته‌ایم که در برابر واقعیات، از طبیعی و تاریخی گرفته تا ژئوپلیتیک، سر خم کنیم. کاربلدانِ دولت از جاافتاده‌ترها تا جوان‌ترها، هرکدام سرمست‌تر و بلندتر از آن یکی فریاد می‌زند که دیگر نمی‌توان بر این منوال مهلک بود و باید با دستورِ کاری سنجیده کشور را به مسیر درست برگرداند. سپس و ضمن اعلامِ ناگزیری و لاعلاجیِ وضع، سیاست‌هایی درست پیشنهاد و اتخاذ می‌شود؛ راهکارهایی علمی و تجربی که معقولیتشان بر همگان -هر که در این مباحث سررشته‌ای دارد- واضح و مبرهن است. امروز کمتر می‌توان شخص موجهی را پیدا کرد که خواستار تصدی‌گریِ دولتی باشد که حسب ظاهر، حالا دیگر ابزار تصدی هم ندارد!

دولت‌های شخیصِ تاریخ، هنگامی که از اضمحلال و سستی بیمناک می‌شوند، دست به خطر می‌زنند. سیاست‌هایی را در پیش می‌گیرند که آیندۀ مشخصی ندارد و مکان‌هایی می‌سازند که نهادهای قهقراییِ درست‌کار را به تکاپو بیندازد؛ به این ترتیب عنصرِ اضطراب را وارد صحنه می‌کنند تا بر نیروی خودپیدای خمودگی فائق شود. این تصمیمات از آن رو که پیامد روشنی ندارند، آن نیروی عظیم انسانی و سیاسی را طلب می‌کنند که می‌تواند «واقعا» منجر به حرکت شود.

میخائیل سرگی‌ویچ گورباچف، دبیرکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی که چند ماهی‌ست رئیس‌جمهور اتحاد شوروی هم نامیده می‌شود، شش سال پس از آغازِ به کار بستنِ سیاست دلیرانۀ پرسترویکا (به معنی بازسازی) و تنها چند ماه پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در تالار پایتخت نروژ ایستاده تا جایزۀ صلح نوبل را دریافت کند. او با لحنی بسیار احساسی اما مصمم، از فراز و نشیب این راه شش‌ساله می‌گوید و این جایزه را دستاوردی نه برای خود که برای همۀ مردم شوروی می‌داند. گورباچف که شمرده سخن می‌گوید، بارها توسط حضار تشویق می‌شود. او البته به آن‌ها گوشزد می‌کند که قرار نیست شوروی تماما شبیه غرب شود و جای خودش را در جهان نگه خواهد داشت؛ آن‌ها باز تشویق می‌کنند:

در مارس و آوریل 1985 خود را در برابر انتخابی حیاتی (و اذعان می‌کنم) دردناک یافتیم. زمانی که پذیرفتم مقام دبیرکلی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی -در عمل بالاترین مقامِ دولتیِ آن زمان- را بر عهده بگیرم، دریافتم که دیگر نمی‌توانیم مانند گذشته زندگی کنیم و اگر برای مبادرت به اصلاحات اساسی حمایت نشوم، نمی‌خواهم در آن مقام بمانم. برایم روشن بود که راهی دراز در پیش داریم. البته نمی‌توانستم تصور کنم مشکلات و دشواری‌های ما چه‌قدر سهمگین‌اند. باور دارم کسی در آن زمان نمی‌توانست آن‌ها را پیش‌بینی کند.
کسانی که آن موقع بر کشور حکومت می‌کردند، می‌دانستند واقعا چه بر سر آن می‌آید؛ چیزی که ما بعدها آن را «زاستُی» نامیدیم، که تقریبا «رکود» ترجمه می‌شود. آن‌ها می‌دیدند که جامعۀ ما درجا می‌زند... این، وضعیت در بهار ۱۹۸۵ بود؛ و وسوسۀ بزرگی وجود داشت که همه چیز را همان‌طور که بود رها کنیم و تنها با تغییراتی ظاهری بزک کنیم. لیکن این به معنای ادامۀ فریب دادنِ خودمان و مردم بود.



[متن کامل یادداشت را در اینجا بخوانید]

#ترجمه
#گورباچف
#دولت
#مدرسه_فلسفه_و_سیاست

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 3
Post #123 264
📖 متن‌خوانی «اساس آلمان» هگل | جلسه هجدهم

آزادی در بیرون از حیطه دولت ناممکن است

ضرورت آنجا زاده می‌شود که انسان به جهان نظر می‌کند، آن را به فهم می‌آورد و درباره آن حکم صادر می‌کند. برای هگل این اتفاق در دولت رخ می‌دهد.

دولت شرط تأسیس و بقای جامعه است و انسان در جامعه می‌تواند در نسبت با کلیتی قرار بگیرد و امور را در ضرورتشان درک نماید. ضرورت دولت در فعلیت و در تحقق اجزاء و افرادِ آن قابل تحقق است. حال اگر قرار باشد اتوریته سیاسیِ دولت در یک حیطه مشخصی متمرکز شود و بیرون از آن، حیطه عمل و آزادی مردم باشد، گویا ضرورت و فعلیت هر کدام در جایی رخ می‌دهند و پیوندی حقیقی با هم ندارند. آنچنان که در گفتار لیبرال گفته می‌شود که دولت باید با ایجاد یک فضای خالی، که خود از آن غایب است، بخشی از زندگی روزمرۀ مردم را به خوشان واگذار کند که در آن آزاد باشند. در اینجا آزادی به‌معنای فقدان ضرورتی قلمداد می‌شود که هگل آن را شرط عبور از رفتار تصادفی و شرط تحقق آزادی می‌داند.

📎 برای مطالعه این بخش از متن‌خوانی اساس آلمان، اینجا را کلیک کنید.

#هگل
#متن‌خوانی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم..
@goftaresiasi
  • ❤ 1
Post #122 260
📌یادداشت سیاسی | پایمردی بر نهاد دولت
✍️ محمدرضا هدایتی

در روزهای اخیر، حسن روحانی در دو سخنرانیِ مهم در جمع وزرا و مدیران ارشد دولت یازدهم و دوازدهم، پرده از صحنه‌آراییِ سیاسی جدیدی برداشت که پیام آن، فراتر از گردهمایی یک جریان سیاسی بود. اهمیت این دو سخنرانی، نه در محتوای آشکار آن، بلکه در حملۀ پیچیده و کدگذاری‌شدۀ او به نهاد دولت و پیشنهاد یک مسیر سیاسیِ جایگزین بود. روحانی از یک سو با لحنی تحقیرآمیز، دولت مستقر را فاقد اهمیت جلوه می‌دهد و از سوی دیگر، مشروعیت کل نهاد دولت در جمهوری اسلامی را زیر سؤال می‌برد. چیدمان صحنۀ این سخنرانی، خود یک پیام سیاسیِ قوی بود: سالنی رسمی، مملو از تکنوکرات‌ها و مقامات کنونی و سابق کشور، با پس‌زمینۀ پرچم جمهوری اسلامی ایران. روحانی در این صحنه، نه در جایگاه یک رئیس‌جمهور سابق، بلکه از موضعی فراتر، چنان سخن گفت که گویی از فراز همه تجربیاتِ به‌بن‌بست‌رسیدۀ جمهوری اسلامی، در حال ترسیم مسیر آینده کشور است. در این صحنه‌آرایی گویی رئیس دولت یازدهم و دوازدهم، با لحنی حق‌به‌جانب، ازکارافتادگی دولت در جمهوری اسلامی را اعلام می‌کند.


🖇 آیا در این شرایط، می‌توان بر اصل مقاومت پای فشرد، حتی اگر به معنای حمایت از دولتی ضعیف و منفعل باشد؟

[متن کامل یادداشت پایمردی بر نهاد دولت را در اینجا بخوانید]

#یادداشت_سیاسی
#مدرسه_فلسفه_و_سیاست

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 5
Post #121 277
📖 متن‌خوانی «اساس آلمان» هگل | جلسه هفدهم

ضرورت در فعلیت برقرار می‌ماند

چگونه می‌توان از وحدت یک دولت، از وحدت مردمِ تحت یک دولت صحبت کرد؟ شما نمی‌توانید از ضرورت دولت ایرانی صحبت کنید و حوادث را نادیده بگیرید.

به نظر می‌رسد این بزرگ‌ترین نقصانی است که در طرح آقای سیدجواد طباطبایی وجود دارد. او می‌تواند از ایران فرهنگی و وحدت ایرانشهر صحبت کند، اما وقتی در مورد این هویت واحد فرهنگی حرف می‌زند، حوادث را بیرون می‌گذارد. شما در بحث او اهمیتی برای انقلاب نمی‌بینید، در حالی که ما انقلاب کردیم. اهمیتی برای جنگ نمی‌بینید، در حالی که ما هشت سال جنگیدیم. انگار انقلاب مردم ایران یک خطای نظری بوده است. موقعیت این چیزی که رخ داده، در آن ضرورت کجاست؟ او در طرح خود می‌تواند همه این‌ها را نبیند و درباره وحدت ایران حرف بزند؛ چون وحدت ایران برای او دربسته است؛ همان ضرورتی است که نیاز به فعلیت ندارد؛ همان طرحی است که آزمون‌ناپذیر است و واقعیت تاریخی را به ماهیت خود راه نمی‌دهد.

📎 برای مطالعه این بخش از متن‌خوانی اساس آلمان، اینجا را کلیک کنید.

#هگل
#متن‌خوانی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم..
@goftaresiasi
  • ❤ 2
Post #120 231
مدرسه فلسفه و سیاست ایران 🔵 مدرسه فلسفه و سیاست ایران، انجمن علمی دانشجویی حقوق دانشگاه شهید بهشتی و شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌کنند: 🔶 قانون و قدرت؛ از تحدید تا برساخت متقابل این نشست به صورت حضوری می‌باشد. 🗣 سخنرانان: 🟦…
قانون و واقعیتِ سیاسیدکتر اباصالح تقی‌زاده طبری
قانون چگونه می‌تواند با «واقعیت» نسبتی برقرار کند؟

نشست قانون و قدرت؛
از تحدید تا برساخت متقابل

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 3
Post #119 270
📌 یادداشت سیاسی | آرایش جنگی بانک‌های مرکزی
✍️ معصومه ندیری

آیا پول، اقتصاد و قدرت سیاسی امری اساساً ثابت و تکرارشونده هستند؟ آیا همین ماهیت حرکت و وجود نیروهای غیرقابل محاسبه در پشت پول نیست که محاسبۀ پول را ضروری کرده است؟ گردش پول در اقتصاد صرفاً یک جابه‌جایی سرد بین طرفین مبادله نیست. گردش پول، به مانند حرکت اشیاء در جهان مادی، نیرو، روابط، فاصله‌ها، نسبت‌ها و حتی زمان را هم متأثر می‌کند و هم از آن‌ها تآثیر می‌پذیرد. برای همین است که به محاسبه پول و روابط مالی نیاز است و چیزی به‌نام بانک مرکزی وجود دارد. یعنی نیروی پول در هر مبادله چیزی مازاد بر خود مبادله را تولید می‌کند. چیزی مازاد بر سود را تولید می‌کند. این مازاد قدرت است و بانک‌های مرکزی و خزانه‌داری‌ها بخشی از تلاش دولت‌های ملی برای مراقبت از امتداد این مازاد (قدرت) هستند.

بعد از تلاش ترامپ برای مثبت‌کردن ترازهای تجاری ایلات متحده آمریکا، روسای بانک‌های مرکزی بیش از وزیران اقتصادی، به موضع گیری و اتخاذ سیاست‌های جدید افتاده‌اند. گویا مسئولان قدرت پول، متوجه نیرویی که بر قلمروشان وارد آمده است شده‌اند. تعرفه با اثر بر زنجیره تأمین و ارزش، روابط جغرافیای اقتصادی-سیاسی را بر هم زده است و این یعنی دوستی-دشمنی‌ها مانند قبل ممکن نیستند. در این شرایط که با نحوی ازجاکندگی مواجه هستیم، آن ثبات مورد تمنای اقتصاددانان و بانکداران مرکزی دیگر وجود ندارد. برخی از آنها هنوز در این تمنا اصرار دارند و بخشی دیگر تلاش جانانه‌ای را برای تغییرات و تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت و ناپایداری اتخاذ کرده‌اند. اما حتی این گروه با جهتی درستی که در پیش گرفته‌اند، در یک اشتباه هستند؛ پول ملی مولود تنش و محاسبه ناپایداری است. حتی وقتی تجارت در پهنه جغرافیاها در حال انجام است، و به‌نظر در عصر طلایی تعادل هستیم، تنش آنقدر در ذات این بازی هست که هرگز نتوان بانک‌های مرکزی را تعطیل کرد. کما اینکه در دهه موسوم به جهانی‌شدن این را تجربه کردیم. باید یادی کنیم از آدام اسمیت که می‌گفت هیچ همکاری‌ای تهی از رقابت نیست. این دلیلی اخلاقی ندارد. بلکه نیروی مبادله است.


📎 چرا بانک‌های مرکزی و سیاست‌های پولی در لبه نبرد مالی کنونی قرار گرفته اند؟ با مطالعه این یادداشت یک گام به چگونگی آرایش نیروهای اقتصاد در آینده نزدیک خواهید شد.

[متن کامل یادداشت «آرایش جنگی بانک‌های مرکزی» را اینجا بخوانید]

#یادداشت_سیاسی
#کرانه
#اقتصاد
#اقتصاد_سیاسی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 3
Post #118 251
📖 متن‌خوانی «اساس آلمان» هگل | جلسه شانزدهم

همۀ قوانین تا پیش از تحقق ارزش یکسانی دارند

آن چیزی که به ما اجازه می‌دهد ارزش قوانین و نظریات را تشخیص دهیم، حرکت آن به سمت واقعیت و عملیاتی‌شدن است. گاهی ما این‌گونه صحبت می‌کنیم که فلان طرح خوب است، اما معلوم نیست بتواند اجرا شود و بستگی به توانایی مجریانش دارد. گویا طرح از همان ابتدا خود را فارغ از تحقق می‌داند و مستقل از مقام اجرا قضاوتی دربارۀ آن صورت گرفته است. در حالی که جمله‌ای که هگل می‌گوید، این است که طرحی که در عمل رخ نداده و به فعلیت نرسیده، امکان قضاوت دربارۀ آن وجود ندارد.

بر این اساس، طرح‌های مختلف درباره وحدت دولت، ارزش یکسانی دارند؛ یعنی شما اگر طرحی داشته باشید درباره یک قدرت مستبدِ شکوهمند یا یک دموکراسیِ آزادی‌خواه، هیچ‌کدام موضوعی در واقعیت ندارند و لذا نمی‌‌توانند تفاوتی با هم داشته باشند. لااقل در مورد دولت، طرح‌ها در عمل ارزش‌گذاری خواهند شد.

📎 برای مطالعه بخش شانزدهم از متن‌خوانی اساس آلمان، اینجا را کلیک کنید.

#هگل
#متن‌خوانی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 3
Post #117 216
مدرسه فلسفه و سیاست ایران 🔵 مدرسه فلسفه و سیاست ایران، انجمن علمی دانشجویی حقوق دانشگاه شهید بهشتی و شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌کنند: 🔶 قانون و قدرت؛ از تحدید تا برساخت متقابل این نشست به صورت حضوری می‌باشد. 🗣 سخنرانان: 🟦…
اتوریته و خطر ابزاری‌شدن قانون

📌 بخش دوم؛ گزیده‌ای از گفتار دکتر زارعی:

هگل نکتهٔ جالبی را مطرح می‌کند و می‌گوید در آلمان به دلیل فقدان وحدت سیاسی، «حقوق عمومی» توسط «حقوق خصوصی» تسخیر شده است.
یعنی روابط میان ایالات، نه بر اساس یک قانون عمومی برآمده از امر سیاسی، بلکه بر اساس قواعد حقوق خصوصی و قراردادهای دوجانبه شکل می‌گیرد.

نقدی که هگل به «عدالت» حقوقدانان وارد می‌کند، ناظر بر «عدالت حقوقی» است که صرفاً مبتنی بر «نُرم» (norm) و قاعده است و در برابر واقعیت. این مفهوم در برابر «عدالت طبیعی» در «سیاستِ» ارسطو قرار می‌گیرد که واقعیت منشأ قانون است. در سیاست ارسطو، قانون عادلانه است، زیرا بازتاب‌دهنده واقعیتی طبیعی است و آن را به نرم بدل می‌کند. بر این اساس، شهروندان در «پولیس» یونان با هم برابرند. اما وقتی از ارسطو می‌پرسیم «شهروند» کیست، او زنان، کودکان و بردگان را حذف (exclude) می‌کند و این تمایز را از طبیعت و سنتِ شهر می‌گیرد؛ خوانشی که با جمهوری‌خواهی ناسازگار است.در رابطۀ قانون و شهر، اولویت با قانون نیست؛ قانون در یونان اصل نیست؛ آنچه که اصل است «دِموس» (demos) است.
«دموس» (مردم) است که شهر را تشکیل می‌دهد. اما یونانیان نگران به خطر افتادنِ حکمرانی دموس‌اند (دموکراسی). برا این اساس حکومت قانون، کارکردی ثانویه و محافظتی داشت تا از دموس در برابر خطر استبداد (tyranny) دفاع کند. این جا قانون وضعی کارکردی دارد که ابزار تحقق هدفِ دفاع از دموس است.

بحث دیگر تمایز میان قانون و «حکومت قانون» است. متأسفانه لیبرال‌ها مفهوم «حکومت قانون» را در آزادی فردی مصادره کردند و آن را به پوزیتیویسم حقوقی پیوند زدند. اگر ایرادی وارد است متوجه حقوق‌دانان لیبرال قرن بیستم است. ایدۀ حکومت قانون (rule of law) که ارسطو برای بار نخست طرح می‌کند در برابر rule of man (استبداد) است. در اینجا لازم است تفاوت میان قدرت استبدادی (arbitrary power) و قدرت تشخیص (discretionary power) را مشخص کنیم. یکی از مشکلات من با کارل اشمیت این است که او به نفع قدرت تشخیص صحبت می‌کند، اما هیچ تضمینی نمی‌دهد که این قدرت به خودکامگی منجر نشود. نقد آقای دکتر تقی‌زاده به خودبسندگی حقوق، نقدی است که بر پوزیتیویسم حقوقی مخصوصا نیمۀ دوم قرن بیستم وارد است. این مکتب، از هابز تا آستین و بنتام و کلسن و تا هارت و جوزف رَز، بر جدایی حقوق از اخلاق و سیاست و بسندگی آن تأکید دارد. گفتگو در حقوق مانند موضوعات علوم دیگر دربارۀ ویژگی‌های قاعده است. پوزیتیویست‌ها معتقدند کارآمدی یا «ضمانت اجرا» جزئی از تعریف قانون نیست. هارت می‌گوید قانونی که اجرا نمی‌شود، همچنان قانون است، هرچند متروک باشد. در مقابل، ایده خطرناک کارل اشمیت قرار دارد که قانون را به «امر سیاسی» تقلیل می‌دهد و آن را به یک ابزار تبدیل می‌کند. این نگاه، حقوق را در اراده سیاسی منحل می‌کند.

اما آیا راهی میانه وجود دارد؟ جوزف رَز از حقوق و ویژگی‌های ذاتی آن دفاع می‌کند؛ ویژگی‌های قاعدۀ حقوقی. هارت هم در بحث خود میان «قانون» و «پیام قانون» تمایز قائل می‌شود. قانون به این شکل در پیامش می‌تواند چنان که نوربرتو بوبیو می‌گوید نیرو (force) را ایجاد کند وصرفا ابزار نباشد. به هر ترتیب قاعدۀ حقوقی با ویژگی‌های درونی خود، حداقل محدودیتی را به وجود می‌آورد. رَز در پاسخ به یک اشکال دربارۀ تناسب قانون می‌گوید که ویژگی‌های قاعدۀ حقوقی متاثر از شرایط اجتماعی‌ست و مثلا در دورۀ پسامدرن دیگر چندان قانون وضع نمی‌شود بلکه توزیع (قدرت تشخیص) را میسر می‌کند. اما اشمیت با طرح indeterminacy of law (نظریۀ تعین‌ناپذیری حقوق) و بی‌جهتی قانون، تلاش می‌کند تا وزن را به سمت حاکم و قدرت تشخیص قضات سنگین کند.

با وجود این نقدها، من معتقدم باید از نوعی پوزیتیویسم حقوقی به صورت زمینه‌مند برای شرایط کنونی ایران دفاع کرد.البته رَز نسبت قانون با قدرت را انکار می‌کند و مغلطه‌ای دارد ولی این که بگوییم ما دچار پوزیتویسم شده‌ایم واقع‌گرایانه نیست. نظام حقوقی ما از فقدان ثبات و پیش‌بینی‌پذیری رنج می‌برد و پوزیتیویسم می‌تواند حداقل این دو پایه را فراهم کند. همان‌طور که ماکس وبر نشان داد، توسعه‌یافتگی اقتصادی غرب بر پایه مفاهیم حقوقی باثباتی چون شرکت، مالکیت و مسئولیت بنا شد. همین قواعد حقوقی زمینۀ این امور را ایجاد کرد. بحث خودبسندگی حقوق در جای خود قابل طرح است اما اگر نظم حقوقی را کنار بگذاریم چه چیز را جایش بگذاریم؟ رونالد دورکین این‌جا سازشی میان پوزیتیویسم حقوقی و اخلاق ایجاد می‌کند. او در پاسخ به هارت می‌گوید: rulebook (کتاب قواعدِ) پوزیتیویستی، «کَفِ» نظم حقوقی است که نمی‌توان از آن گذشت، اما «سقف» یا محتوای آن را اصول اخلاق تشکیل می‌دهد.

📎متن کامل گزارش نشست را در اینجا بخوانید.


🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 3
Post #112 228
🔹گزارش تصویری

🔸نشست «قانون و قدرت؛ از تحدید تا برساخت متقابل»


👤سخنرانان:
دکتر محمدحسین زارعی
عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

دکتر اباصالح تقی‌زاده طبری
دبیر شورای علمی موسسه علم و سیاست اشراق، سردبیر مجله نقدنامه علوم انسانی


⏰زمان: سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
📍مکان: دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 3
Post #111 186
مدرسه فلسفه و سیاست ایران 🔵 مدرسه فلسفه و سیاست ایران، انجمن علمی دانشجویی حقوق دانشگاه شهید بهشتی و شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌کنند: 🔶 قانون و قدرت؛ از تحدید تا برساخت متقابل این نشست به صورت حضوری می‌باشد. 🗣 سخنرانان: 🟦…
خودبسندگی حقوق و قطع رابطهٔ آن با واقعیت

📌 بخش اول؛ گزیده‌ای از گفتار دکتر تقی‌زاده:

«هگل در رساله «اساس آلمان» پس از نقدهای مفصل به حقوق‌دانان، عبارتی کلیدی را به کار می‌برد: «گویی شعار حقوق‌دان آلمانی این است که بگذار عدالت اجرا شود، حتی اگر آلمان نابود شود.»

منظور هگل از «عدالت» در اینجا، تناسب درونی احکام حقوقی با یکدیگر و با مصادیقشان است، بدون آنکه به واقعیت بیرونی توجهی شود. حقوق‌دان آلمانی در کار خود چیزی کم ندارد: قانون را می‌فهمد، انسجام قوانین را رعایت می‌کند و پیوسته احکام جدید صادر می‌کند. او حتی برای وقایعی مانند غارت امپراطوری یا زد و بند یک ایالت با قدرتی خارجی، می‌تواند توجیهات و احکام حقوقی بیابد. هگل در اینجا وضعیتی را به نقد می‌کشد که من آن را «خودبسندگی حقوق» می‌نامم. در این وضعیت، حقوق‌دان معیار صحت کار خود را در خودِ علم حقوق جستجو می‌کند. اگر از او بپرسید قانون را از کجا آورده‌ای، می‌گوید: از علم حقوق. موفقیت را نیز در انسجام بخشیدن به قوانین می‌بیند. در چنین شرایطی، حقوق در عین پیش‌رفتن، محیط پیرامون خود را از دست می‌دهد.

هگل این پدیده را «دولتِ در پندار» (State in thought) می‌نامد. حقوق‌دان درگیر یک بازی طولانی و پیچیده از فرآیندهای قانونی می‌شود که هیچ تماسی با واقعیت ندارد. جهان و زمان در حال حرکت‌اند، اما فعالیت حقوقی در مسیری موازی و جدا از سامان جامعه به کار خود ادامه می‌دهد. هگل مثال می‌زند که تشریفات امپراطوری آلمان، تفاوت چندانی با دوران شارلمانی(صدها سال قبل) نکرده است، اما آن امپراطوری با آن جوهر و واقعیت دیگر وجود ندارد. نتیجهٔ نهایی این وضعیت آن است که آلمان دولت ندارد، اما هیچ‌کس این را نمی‌داند. چرا که حقوق‌دانان با فعالیت مستمر خود، این واقعیت را پنهان کرده‌اند. جالب آنکه سایر بازیگران سیاسی، از جمله ایالت‌ها نیز در این بازی همدست هستند و آن را می‌پسندند.

حال پرسش اصلی این است: قانون چگونه می‌تواند با «واقعیت» نسبتی برقرار کند؟ افلاطون در رساله «نوامیس» (قوانین)، که حاصل دورۀ پختگی فکری اوست، یک ایده کلیدی را مطرح می‌کند: «تأسیس قانون و تأسیس شهر همزادند.» شما نمی‌توانید بدون فکر کردن به شهر و دیدار واقعیت شهر، قانون تأسیس کنید. قانونی که به شهر بی‌توجه باشد، بازی با کلمات است و کالبدی ندارد.
اما منظور از «واقعیت» چیست؟ مگر حقوق‌دان آلمانی به واقعیت توجه نمی‌کرد؟ او به دعاوی و وقایع روزمره (واقعیات پراکنده) رسیدگی می‌کرد. اما واقعیتی که هگل مدنظر دارد، «واقعیت سیاسی» است؛ واقعیتی که در لحظهٔ تأسیس «کُل» یا «شهر» خلق می‌شود. دسترسی به واقعیاتِ اجتماعیِ پراکنده به سادگی ممکن نیست. کارل اشمیت در رساله «آموزهٔ اساس» مثال می‌زند که حتی مفهومی به ظاهر روشن، مانند «خیانت به سرزمین» نیز در عمل مبهم است و نمی‌توان به سادگی آن را به واقعیت متصل کرد و هیچ تعیّنی ندارد. برای مثال، قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله را در نظر بگیرید. امروز در افکار عمومی کمتر کسی در خیانت او شک دارد. اما وقتی زندگی و تفکر وثوق‌الدوله را مطالعه می‌کنید، می‌بینید او از جمله روشنفکرانی بود که درکی از استعمار برای پیشرفت ایران داشت. اگر به او می‌گفتید خائن، احتمالاً با تعجب می‌پرسید: «من خائنم؟» این نشان می‌دهد که مفاهیم حقوقی به راحتی به واقعیت الصاق نمی‌شوند. حقوق‌دان برای جبران این عدم امکان تفسیر و تماس با واقعیت، به «تفصیل قانون» (ایجاد تبصره‌ها و مواد متعدد) روی می‌آورد، اما این تلاش نیز ناموفق است. این بلای امروز ماست.

اما چگونه می‌توان به واقعیت رسید؟ راه حل در بازگشت به آن لحظهٔ تأسیس است. جایی که به اشارۀ افلاطون شهر خود را می‌نامد؛ نامی که استعاری و مصنوعی نیست. در لحظه تأسیس شهر، یک «واقعیت سیاسی» خلق می‌شود یا به عبارت دیگر قدرتی متبلور می‌شود. این واقعیت، مرزهای دوستی و دشمنی را مشخص می‌کند و به اصطلاح هگل یک «کُل» را پدید می‌آورد. این «حد اصیل» که در لحظه خلق کلیت سیاسی رخ داده، دروازه ورود به «واقعیات» پراکنده است. قانون تنها زمانی معنا می‌یابد و دستش به واقعیت می‌رسد که از آن واقعیت سیاسی بنیادین استقبال کند. اگر دست قانون از دست شهر (به معنای آن کلیت سیاسی) جدا شود، به تشریفات و بیهوده‌گویی تبدیل خواهد شد.

#قانون
#قدرت
#نشست
#مدرسه_فلسفه_و_سیاست

📎متن کامل گزارش نشست را در اینجا بخوانید.


🔸️مدرسه فلسفه و سیاست ایران
ایران را بیندیشم...
@goftaresiasi
  • ❤ 4
Older posts →

About this channel

How can I read @goftaresiasi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for مدرسه فلسفه و سیاست ایران: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does مدرسه فلسفه و سیاست ایران have?
مدرسه فلسفه و سیاست ایران (@goftaresiasi) has 209 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does مدرسه فلسفه و سیاست ایران know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →