سراب دنیای نرم افزاری
برای خودم زیاد پیش میاد که دچار هیجان مثبت و منفی بیش از حد بشم در مورد یه چیزی حین کار.
این هیجان میتونه در مورد یه ایده جدید باشه، در مورد یادگیری یه موضوع جدید باشه، یا حتی استرس یه incident و باگ باشه.
خیلی اوقات دوست دارم تا بی نهایت وقت داشته باشم که روی یک محصول نرم افزاری کار کنم ولی از اینکه چنین وقتی ندارم ناامید میشم.
بعضی وقت ها هم که خیلی غرق کار میشم یهو از درون خالی میشم و دچار پوچی میشم، حس بیهوده بودن میکنم، اینکه اصلا چرا دارم این کار رو میکنم، آینده ش چی میشه و غیره
چنین حس هایی ممکنه کم و بیش سراغ خیلی ها اومده باشه
نسخه ای که سعی میکنم برای خودم بپیچم اینه که سعی کنم از هیچ چیزی رویا نسازم، توهم فانتزی و خیالی نداشته باشم در مورد ساخت محصول خاصی یا موقعیت خاصی
این نسخه ممکنه گاها باعث دلسردی هم بشه، اما برای من حداقل فکر میکنم منفعت هاش بیشتر از مضراتش هست، چون بهم کمک میکنه یه تعادلی بین کار و زندگی ایجاد کنم، نه کار رو اونقدر شیرین و جذاب ببینم که زمان هایی که کار نمیکنم افسوس بخورم، و نه اونقدر کار رو سخت و پر استرس ببینم که نخوام سمت ش برم، داشتن دید واقع بینانه نسبت به حال و آینده کار در حد توان(طبیعتا خیلی چیزهای آینده رو نمیشه پیش بینی کرد)، فکر میکنم باعث بشه سطح انتظارمون رو بهتر تشخیص بدیم و از کاری که میکنیم به طور میانگین بیشتر لذت ببریم و کمتر حسرت کارهای انجام نداده رو بخوریم.
دو سه روز پیش این مصاحبه از آقای اسمش رو نبر (اینقدر که تلفظش سخته!) دیدم، سازنده زبان سی پلاس پلاس، که توصیه های جالبی داشتند که کم و بیش مرتبطه به این موضوع، دوست داشتید ببینید
https://www.youtube.com/watch?v=-QxI-RP6-HM
@gocasts
Post #508
4.2K