یه مقاله بسیار کوتاه و جالب خوندم که یه مورد از soft skill هارو نقد و بررسی میکنه. و اونم نحوه برنامه ریزی و مدیریت زمان و جزییات task هاست. یکی از چیزایی که تو هر پروژه خیلی مهمه اینه که همه افراد تیم نسبت به هدف و محصول نهایی vision و دیدگاه کامل داشته باشن. مشکلی که خودم باهاش بارها برخورد کردم و به دفعات دیدم که همین مشکل باعث میشه افراد تیم به خاطر نداشتن دید کافی نسبت به هدف محصول و اولویت ها، deadline هارو miss کردن و توسعه و launch محصول حتی تا چند ماه عقب افتاده.
مقاله میگه برای پروژه ها باید Hard Edge داشته باشید و Soft Middle.
خب این یعنی چی؟ یعنی اینکه وقتی برای release یه featureی از محصول برنامه ریزی می کنید. یه deadline خیلی سفت و سخت بذارید، مثلا ۶ هفته و خیلی شفاف و کامل هم به همه افراد تیم منتقل کنید که انتظارتون از feature و ویژگی هاش چیه. ولی به افراد تیم اجازه بدید خودشون برای این ۶ هفته برنامه ریزی کنن. مثلا اگه قراره یه featureی زده بشه که احتیاج به یک یا چند third-party library داره، شما در مورد جزییات تعیین تکلیف نکنید که پیاده سازی فلان کتابخانه باید ۱ هفته ای تمام بشه، بعد هفته بعد باید فلان بشه و غیره..
ایرادی که خودم بارها دیدم اتفاق افتاده اینه که برای دید کوتاه مدت مثلا sprint های ۲ هفته ای، تیم ها برنامه خیلی مفصل و دقیقی میچینن با یه لیست کامل از کارهای ریز و درشتی که باید انجام بشه. اما هیچ وقت vision درست و کاملی به تیم نمیدن که هدف از همه این اسپرینت ها و task ها اینه که مثلا ۲ ماه دیگه یه محصول با فلان ویژگی ship بشه.
بهتره سعی کنیم ددلاین های خیلی سفت و سخت روی خروجی نهایی داشته باشیم. اما اجازه بدیم افراد، خودشون برای جزییات و task هاشون برنامه ریزی کنن. یکی از لازمه های رخ دادن چنین اتفاقی وجود داشتن trust بین همه افراد تیم هست که اتفاقا خیلی نکته مهمیه.
اگه بین افراد تیم trust وجود داشته باشه افراد متعهد خودشون میدونن که با چه ددلاینی چه چیزی رو باید تحویل بدن، ممکنه اون فرد بخواد ۴ تا کتابخونه دیگه رو هم تست کنه یا نکنه، این به خودش بستگی داره.
پیشنهاد میکنم حتما بخونید
https://www.colemanm.org/post/hard-edges-soft-middle
#soft_skills
@gocasts
Post #123
1.3K