☘️ بررسی مستندات غلات و صوفیه (12)
حدیث نبوی مشهور به قرب نوافل:
... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَه.
به چند طریق مروی است: رسول خدا (ص) فرمود خداى عز و جل فرمايد: هر كس دوستى از من را خوار كند، براى جنگ با من كمين كرده است، و هيچ بنده بچيزى بمن تقرب نجويد كه نزد من محبوبتر از آنچه بر او واجب كردهام باشد، و همانا او بوسيله نماز نافله به من نزديك شود، تا آنجا كه من او را دوست بدارم، و هنگامى كه او را دوست بدارم، گوش او شوم كه با آن ميشنود، و چشم او شوم كه با آن میبيند، و زبانش شوم، همان زبانى كه با آن سخن میگويد، و دست او گردم، همان دستى كه با آن بگيرد. اگر مرا بخواند اجابتش كنم، و اگر از من خواهشى كند باو بدهم، و من در كارى كه انجام دهم هيچ گاه ترديد نداشتهام مانند ترديدى كه در مرگ مؤمن دارم، (زيرا) او مرگ را خوش ندارد، و من ناخوش كردن او را.
حدیث قرب نوافل از جمله روایاتی است که صوفیان و عارفان متأخر برای عقایدی مانند وحدت وجود و عصمت اقطاب و ابواب خود فراوان به آن استناد کردهاند. همچنانکه استناد مکرر جمعی از منبریان عرفان مسلک معاصر به فراز «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ...» برای همین معنا، این برداشتها را در ذهن بسیاری از عوام ما نیز مسلم جلوه داده است. با این همه اشکالات بسیاری در برداشت این اشخاص وجود دارد، و به نظر می آید اگر از فضای صوفیانه متأخر و تبلیغات ایشان بیرون بیاییم، معنی خبر چیز دیگری است.
در مقاله مفصلی آقای آذرخشی استفاده وحدت وجود از خبر را به خوبی نقد کرده، و آسیبهای بسیار آرای امثال ابن عربی را نشان دادهاند. (حدیث «قرب نوافل» درمنابع فریقین و بررسی تطبیقی رویکرد عرفا و محدّثان- پژوهشنامه قرآن و حدیث، ش7) با این همه هنوز در نقد استناد به خبر بر عصمت و حجیت اقوال و افعال اقطاب کار مجزایی صورت نگرفته، و در اینجا به اجمال بدان می پردازیم.
به عنوان نمونه برخی از معاصران مدافع حجیت افعال اقطاب، همین خبر را نیز شاهد گرفته، و گفته اند: «اولياء الهى كه از مدار نفس خارج شده و به مقام فناء فى الله رسيدهاند هرگز سخنى از خود ندارند و آنجا كه از خويش سخنى مىگويند جز به إذن الله و براى بيان نعمت الهى و گرفتن درس لازم و ابلاغ پيامى ضمنى نيست.» (طهرانی، آيت نور، ص48؛ و نک: موسوی، تعليقات على شرح«فصوص الحكم»و«مصباح الأنس»، ص282؛ سر الصلاة، ص81؛ جوادی، مقدمه همان، ص15 و...)
@gholow2
Post #208
517