صدای باد و رعدوبرق توی فضا میپیچه. بوی نمِ بارون با باد پخش میشه و ابرهای سیاه، توی غروب، رنگ دیگهای به خودشون میگیرن.
صدای همهمهی خیابون، زوزهی باد لابهلای درختها، نوری که ناگهان از دل آسمون میگذره و صدای رعدی که سکوت رو میشکنه... و بعد، یواشیواش، کوچه خیس میشه.
اون لحظه فقط باید بشینی، برای چند دقیقه هم که شده، دنیا رو فراموش کنی و لحظه رو برای خودت زندگی کنی؛ نفس بکشی، چشمهات رو ببندی و بذاری بوی بارون، تمام خستگیهات رو با خودش ببره.
گاهی زندگی همینقدر سادهست؛ یک آسمونِ طوفانی، یک کوچهی خیس و چند لحظه آرامش برای خودت. 🌧️🖤
Post #77
150

- 💯 5
- ❤ 1