Post #4460
241
دیروز صبح، قسمت پانزدهم از سریالِ مسافران را دیدم. قسمتی که عجیب مرا به فکر فرو برد و اینروزهایمان را برایم تداعی کرد. روزهایی که میانِ قیمتها دستوپا میزنیم و بازهم زورِ آنها بهمان میچربد و تا گردن در گِل فرو میرویم! روزهایی که همهچیز بوی فقر میدهد. بوی سفرههایی که دیگر در خانهها پهن نیستند و کارشان حتی از کوچکتر شدن گذشته. و شاید بوی کودکی که پشتِ ویترین مغازهها غمباد میگیرد. در این قسمت یک دیالوگ داشت که بسیار دوستش داشتم. سکانسی که مامور پشتِ درِ خانهی این فضاییها آمده بود و بهرام از شصتویک یا شهاب پرسید: «دزدی کردی؟!» و شهاب با چشمانی گردشده گفت: «دزدی؟! من دزدی نکردم، غذا شکار کردم!»
- ❤ 3
- 💘 2