تاریخ اندیشه - انقیاد استعلایی
فوکو در " دیرینه شناسی علوم " نسبت جزمی تاریخ اندیشه و نگاه استعلایی را کندوکاو می کند :
خلاص کردن تاریخ اندیشه از انقیادِ استعلایی اش مهم است .
اصلا مساله ی من این نبود که مقوله هایی را که امتحانشان را در عرصه ی زبان
پس داده بودند ، در مورد صیرورت دانش یا تکوین علوم به کار بندم تا این تاریخ را ساختارمند کنم . می خواستم این تاریخ را در ناپیوستگی یی که هیچ غایت شناسی یی آن را پیشاپیش تقلیل ندهد ، تحلیل کنم ، موقعیت آن را در پراکندگی یی که هیچ افقِ مقدمی نتواند آن را بازبندد ، تعیین کنم ، بگذارم تاریخ در گمنامی یی بگسترد که هیچ ساخت استعلایی یی شکل سوژه را به آن تحمیل نکند ، زمان مندیی را به این تاریخ وارد کنم که امکان بازگشت هیچ سرآغازی را ندهد .
می خواستم هر گونه خودشیفتگیِ استعلایی را از این تاریخ بزدایم ،
باید این این تاریخ را از آن چرخه ی خاستگاهِ گم شده و بازیافته که در آن محبوس بود ، خلاص می کردم ، باید نشان می دادم که تاریخ اندیشه نمی تواندآن نقشِ آشکارکننده ی لحظه ی استعلایی را داشته باشد ، نقشی که مکانیک عقلانی از کانت به بعد ، مثالیّت های ریاضی از هوسرل به بعد و دلالت های جهانِ دریافتی از مرلوپونتی به بعد دیگر نداشتند ، با وجود تلاش هایی که با این حال اینان برای کشف این نقش در تاریخ کردند ....
هدف دیرینه شناسی° خلاص کردن تاریخ از تسلطِ پدیدارشناسی است .
https://t.me/gggggutt
Post #1229
486
Forwarded from Ali Zahedi
- 👍 3
- 🔥 2