✍️ایران و آمریکا کجای کارند؟
مرور رسانهها و اندیشکدههای خارجی
اگر این چند روز تحلیلهای خارجی درباره ایران و آمریکا را کنار هم بگذاریم، تصویر کلی یک بنبست فرسایشی است. دیپلماسی هنوز زنده است، ولی هر دو طرف دارند برای دور بعدی درگیری هم آماده میشوند. واشنگتن هنوز نتوانسته فشار نظامی و اقتصادی را به توافقی تبدیل کند که میخواهد، و تهران هم در حالی که هزینههای داخلی بالا میرود، باید اهرمهای بازدارندگیاش را حفظ کند. سؤال اصلی این است که کدام طرف میتواند فشارش را به دستاورد سیاسی تبدیل کند و بحران را از دسترفتن کنترل نجات دهد.
۱. مذاکرات سر چه چیزی گیر کرده؟
به نوشته اسکاینیوز عربی و نیویورکر، دعوا فقط سر اصل مذاکره نیست. بحث اصلی این است که چه کسی اول باید قدم بردارد و تعهدات طرف مقابل تا چه حد قابل اعتماد است. ایران میخواهد بازگشایی تنگه هرمز به رفع محاصره، کاهش فشار اقتصادی و گرفتن تضمین گره بخورد. آمریکا برعکس، بازگشایی هرمز و مطالبات هستهای را مقدم میداند. وقتی هیچکس به ماندگاری تعهدات طرف دیگر اطمینان ندارد، توافق سریع بعید میشود و گفتوگوها عملاً همزمان با آمادگی برای جنگ ادامه پیدا میکنند.
۲. آمریکایی ها نیرو میآورند
گاردین، الجزیره و مرکز سوفان از تقویت حضور نظامی آمریکا نوشتهاند. این کار هم فشار بر تهران را بیشتر میکند و هم گزینههای عملیاتی را آماده نگه میدارد. اما سه مانع جدی سر راه واشنگتن هست: هزینه جنگ، سخت بودن رسیدن به یک نتیجه قطعی، و واکنش منطقهای ایران. سه سناریوی اصلی هم مطرح است: ادامه درگیری کمشدت و فرسایشی، حملات سنگین ولی محدود برای گرفتن امتیاز، یا یک توافق مرحلهای. فقط با دیدن افزایش نیروها نمیشود نتیجه گرفت حمله قطعی است یا کی شروع میشود.
۳. وضعیت تنگه راهبردی هرمز
ریسپانسیبل استیتکرفت و نیویورکتایمز میگویند بالا رفتن میزان انتقال نفت از منطقه یعنی کشتیرانی عادی نشده است. این جریان به حفاظت نظامی، مسیرهای جایگزین و روشهای گران حملونقل متکی است و هنوز شکننده میماند. آمریکا میخواهد هم صادرات کشورهای منطقه را حفظ کند و هم درآمد ایران را محدود. اگر این وضع ادامه پیدا کند، فشار اقتصادی روی تهران بیشتر میشود، ولی نگه داشتن امنیت این مسیر هم منابع و توان عملیاتی آمریکا را مشغول میکند.
۴. اقتصاد و انسجام داخلی؛ آیا فشار جواب میدهد؟
نیویورکتایمز از افت درآمد نفتی، ارزش پایینآمده پول ملی، محدودیت در حملونقل و گران شدن تأمین کالا نوشته و اینها را به اختلافنظرهای سیاسی درباره نحوه پایان جنگ ربط میدهد. نگرانی از این است که فشار معیشتی، نارضایتی اجتماعی و اختلاف در تصمیمگیری همدیگر را تقویت کنند. اما نیویورکر هشدار میدهد که فشار اقتصادی لزوماً به پذیرش شروط آمریکا ختم نمیشود. چیزی که تعیین میکند ایران توافق را انتخاب کند یا تقابل را، برداشت تصمیمگیرانش از تهدید امنیتی و اعتبار تضمینهاست.
۵. شبکه منطقهای ایران و خطر وصل شدن جبههها
نشنالنیوز و بنیاد دفاع از دموکراسیها، هر کدام با نگاه خودشان، میگویند کارکرد دفاعی شبکه منطقهای ایران ضعیف شده، اما ظرفیت آن برای فشار آوردن اهمیت بیشتری پیدا کرده است. یمن، بابالمندب و عراق در این معادله پررنگتر شدهاند. واشنگتنپست هم از خروج نیروهای آمریکایی از عراق نوشته و اینکه ممکن است توازن سیاسی و امنیتی آنجا تغییر کند. نتیجه مشترک این است که بحران ایران میتواند به امنیت خلیج فارس، دریای سرخ و تحولات عراق گره بخورد. البته اینکه تهران چقدر بر رفتار گروههای همسو کنترل و هماهنگی دارد، در منابع مختلف محل اختلاف است.
۶. چین کجای ماجرا ایستاده؟
ریسپانسیبل استیتکرفت نقش چین را فرصتی میبیند برای رسیدن به توافقی که پشتوانه اقتصادی و سیاسی گستردهتری دارد. آسیا تایمز و دیلی صباح هم بر روابط اقتصادی پکن با تهران و رقابت چین و آمریکا تأکید میکنند. چین از ضعیف شدن شدید ایران ضرر میکند و از اختلال بزرگ در بازار انرژی هم، پس توان همکاری و میانجیگریاش جدی است. اما این به معنای حمایت بیحد از مواضع ایران نیست و چین منافع مستقل خودش را دنبال میکند.
پیام اصلی این مرور این است که بازدارندگی، مهار فرسایش اقتصادی، انسجام در تصمیمگیری و دیپلماسیِ مبتنی بر تعهدات متقابل و قابل سنجش، باید با هم پیش بروند. ادامه وضع فعلی برای هر دو طرف پرهزینه است، ولی هزینهها نه به یک اندازه جمع میشوند و نه با یک سرعت. برای ایران، موفقیت یعنی حفظ توان دفاعی، کاهش محسوس فشار بر اقتصاد و جلوگیری از گستردهتر شدن جنگ.
🌐 #شبکه_گرا
🆔 @geraa_ir
Post #4514
58