TGViewer
گاراژ ــ مهدی تدینی گاراژ ــ مهدی تدینی @garajetadayoni · 134K subscribers
Post #972 25.8K
«ادبای ملعون/محبوب»

دربارۀ رابطۀ عشق و نفرت میان مردم و روشنفکران بحث‌های زیادی می‌شه. یکی از ابعاد این بحث رو می‌خوام یادآوری کنم که به گمانم اهمیت زیادی داره. ابعاد این بحث گسترده‌ست و اتفاقاً از موضوعات مورد علاقۀ منه، چون دقیقاً زیرمجموعۀ مباحثِ «ایدئولوژی‌پژوهی» جای می‌گیره.

یک گروه ــ که عمدتاً هم چپ هستند ــ به مدافعان سینه‌چاک روشنفکرانی تبدیل شدند که امروز مورد نفرت واقع شده‌ند. این دیدگاه اصلاً دنبال کشف حقیقت نیست؛ دنبال تحلیل نیست، بلکه می‌خواد از واژگان و تعابیر چماقی بسازه برای اینکه بزنه تو سر مردم و متهمشون کنه به اینکه عوامند. از نظر من این دیدگاه هنوز نفهمیده اتفاقاً باید دست از تحقیر «عوام» برداره. اینها همون‌هایی‌اند که از وقتی یادمون میاد دنبال «آگاه» کردن مردم هستند؛ منظورشون از «آگاهی» هم پذیرش نظرات خودشون بوده. به تعبیرِ «عوام» کاری ندارم، اما من از «عقل عامه» در برابر دیدگاه‌های روشنفکرانه دفاع می‌کنم. عامه در زمانی اشتباه می‌کنه که تحت تأثیر یوتوپیاهای روشنفکری ایدئولوژی‌زده می‌شه وعقل سلیمش رو می‌بازه. بنابراین، برخلاف این دیدگاه خودبرترانگارانه، عقل عامۀ مردم از عقل روشنفکران متوهم بیشتر می‌فهمه؛ ممکنه سواد کمی داشته باشه، اما عقلش درست کار می‌کنه. منتها روشنفکران قدرت اقناع دارند و همین طریق عامۀ مردم رو با اسلحۀ نرم مطیع خودشون می‌کنند.

برم سر نکتۀ این نوشته: اهل ادب در ایران همیشه مرجع تفکر هم بوده‌ند. مردم با فیلسوفان ارتباط فکری برقرار نمی‌کردند، اما با ادبا رابطۀ خوبی داشتند. اینکه ادیبان تفکر پیچیده رو با زبانی شیرین، عامه‌فهم و تمثیلی برای عموم مردم بیان می‌کردند، سنتی بسیار دیرینه داره (کلیله و دمنه چی بود و چه کارکردی داشت؟). گلستان سعدی بهترین نمونه برای نشان دادن رابطه‌ایه که عامۀ مردم با ادبا داشتند. مردم بی‌سواد و کم‌سواد فرازهای فراوانی از گلستان رو حفظ بودند. ادبا متفکر قلمداد می‌شدند، و بیراه هم نبود. ممکن بود اون تفکر زندگی‌گریزانه باشه، ممکن بود عارفانه باشه، اما به هر حال الگوهای اندیشگانی داشت... «به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم.» این بیت عاری از اندیشه‌ست؟ محتوای این بیت چیه؟ صرفاً یه محتوای زیبایی‌شناختیه؟ آیا غیر از اینه که یک فلسفۀ زندگی رو به ساده‌ترین زبان بیان کرده؟ اصلاً اندیشه‌ش به قدری بارزه که بُعد زیبایی‌شناختی‌ش دیده نمی‌شه. ادیب از نظر ایرانی کسی بود که جای دیگران فکر می‌کرد. اگر هم در اینجا سوءتفاهم یا رویکرد نادرستی وجود داشته باشه، چیزی از واقعیتش کم نمی‌کنه.

مردم به دهان نویسنده و شاعر نگاه می‌کردند. از طرفی سواد در ایران ارج و قیمت فراوانی داشت. تا همین اواخر که دانشگاه هنوز به بنگاه صدور مدرک تبدیل نشده بود، سواد داشتن وجهۀ اجتماعی بالایی به ارمغان می‌آورد. مردم ایران همین امروز برای آدم‌هایی که سواد فوق‌العاده‌ای دارند، احترام قائلند. طبیعی بود که عموم مردم حرف نویسنده و شاعر ــ و به طور کلی «اهل‌قلم» ــ امروزی رو که جایگزین ادبای کهن شده بود، جدی می‌گرفتند. منتها یه اتفاقی افتاد... اگر ادبای قدیم از توانایی‌های ادبی برای فهماندن حکمت استفاده می‌کردند، برخی از ادبای جدید توانایی ادبی رو ابزار تلقین دکترین سیاسی کردند؛ یا اینکه خودشون تا خرخره درگیر سیاست‌ورزی ایدئولوژیک شدند.

بیزاری اون روی علاقه‌ست. به زبان ساده، عامۀ مردم می‌گن: «تو قرار بود جای ما فکر کنی و راه رو از چاه نشونمون بدی! اما ما رو بدتر از راه به در کردی!» وقتی کسی بفهمه از جایی خورده که انتظار داشته براش امنیت بیاره، دچار نفرت می‌شه. همین حس رو انسان بزرگ و اندیشمندی در حد کسروی نسبت به ادبای بزرگی چون حافظ و سعدی داشت! همین نفرت رو نسبت به اونها ترویج می‌کرد. چرا؟ چون فکر می‌کرد دلیل امتناع ایرانیان در اندیشه‌ورزی گرفتاری‌شون در هزارتوی تخیلات شاعرانۀ اونها بوده ــ که البته کسروی برداشت ناروایی داشت. اما وقتی کسی مثل کسروی حس می‌کنه خیانتی از سوی ادبا صورت گرفته، چطور عموم مردم چنین برداشتی نکنند؟

امیدوارم یاد بگیریم هنر رو از اندیشه تفکیک کنیم، و هنرمند رو از اندیشمند. همین امروز اگر بگیم فلان کس هنرمنده و نه اندیشمند سیاسی، واکنش منفی می‌بینیم. اما بهتره برای درک نظام‌های اقتصادی و سیاسی‌ای که بهروزی خودمون و فرزندان رو تأمین می‌کنه، به سراغ اندیشمندان و نظریه‌پردازان سیاسی بریم. البته این پایان ماجرا نیست! این خودش تازه شروع دعواهای جدیده، اما دستکم دعوای درستیه! رینگ واقعی اینجاست! زندگیِ مفید یعنی انتخاب دعوای درست! حداقل وقتی درگیر دعوای سیاسی اندیشمندان سیاسی بشیم، جای درستی داریم دعوا می‌کنیم و به اندیشۀ کسانی رجوع کردیم که کارشون «نظریه»ست؛ نه هنر.

اینم نگاهی بندازید:
«روشنفکران و عقل عامه»

#روشنفکران
@Garajetadayoni | گاراژ
Telegram گاراژ ــ مهدی تدینی «روشنفکران و عقل عامه» عقل عامۀ مردم تا وقتی تحت تأثیر ایدئولوژی قرار نگرفته، بهتر از وقتی کار می‌کنه که ایدئولوژیزه شده. فکر می‌کنم این چیزیه که می‌شه سرش توافق کرد؛ یعنی می‌شه به خوبی از این دیدگاه دفاع کرد. عقل ایدئولوژیک اینجا یعنی چی؟ یعنی یه «ایده‌هایی»…
  • ❤ 723
  • 🤔 37
  • 🌭 16
  • 👀 11
  • 😐 3
More from @garajetadayoni
  1. Sep 27, 2026اختصاصی ایرنا — هیات نمایندگی اعزامی ایران در نیویورک برنامه‌ای برای مذاکره با آمریکا ندار…
  2. Sep 27, 2026نتانیاهو روز یکشنبه به ابوظبی سفر کرد و با محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، دیدار کرد…
  3. Sep 27, 2026حمید رسایی در پروندۀ شکایت محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، به ۱۰ ماه حبس محکوم شده. دلیل این…
  4. Sep 27, 2026عروسی کیم‌ جونگ‌ اوغلو. عین فیلم‌های عروسی خانوادگی همه هم جوون‌ترن 😊 @Garajetadayoni | گ…
  5. Sep 27, 2026ترامپ پس از رد پیشنهاد ایران: انتظار دارم این هفته مذاکرات ادامه پیدا کند ترامپ گفت: «انتظ…
  6. Sep 27, 2026برخلاف آلمان، همسایه شرقی‌ش، لهستان، در طول دههٔ اخیر — و کلاً از وقتی از شر کمونیسم خلاص…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →