«روشنفکران و عقل عامه»
عقل عامۀ مردم تا وقتی تحت تأثیر ایدئولوژی قرار نگرفته، بهتر از وقتی کار میکنه که ایدئولوژیزه شده. فکر میکنم این چیزیه که میشه سرش توافق کرد؛ یعنی میشه به خوبی از این دیدگاه دفاع کرد. عقل ایدئولوژیک اینجا یعنی چی؟ یعنی یه «ایدههایی» هست که به زندگی جهت میده و زندگی تا قبل از اون ایدهها پوچ و بیارزشه.
وقتی ایدهها اومد و نشست روی بصلالنخاع، عقل عامه رو دچار اختلالات میکنه. تا قبلش آدمیزاد طبق درکهای عمومی خودش از خوبی و بدی عمل میکرد؛ مثلاً آسایش رو به عدم آسایش ترجیح میداد؛ خونه داشتن رو به خونه نداشتن ترجیح میداد. داشتن دو نوع غذا سر سفرهش رو به داشتن یک نوع ترجیح میداد. لذت جنسی براش بدون اما و اگر لذتبخش بود. از لحاظ معنوی هم جایگاهش براش مهم بود: مثلاً از توسری خوردن بدش میاومد، از اینکه نوکر دیگران باشه بدش میاومد، ترجیح میداد یک حریم خصوصی داشته باشه و کسی بهش توهین نکنه.
همۀ اینا رو عقل عامۀ مردم تشخیص میداد. از تواناییهای شگفتانگیز عقل عامۀ مردم هم این بود که میتونست سلسلهمراتبی میان مطلوباتش تعریف کنه و مطابق اون رفتارش رو تنظیم کنه. مثلاً کسی که «زیردست بودن» براش سخت بود، قید سود و منافعی که از زیردست بودن عایدش میشد، میزد و به کم قناعت میکرد، اما آقا و خانم خودش بود. در بین منافع مادیِ محض هم همینقدر ماهرانه سلسلهمراتبی تعریف میکرد: مثلاً براش مثل روز روشن بود که ماشین (اسب) داشتن زمانی خوبه که قبلش شکمش سیر باشه. هیچکس توی ماشین (روی اسب) از گرسنگی نمرده! چرا؟ چون ماشینش (اسبش) رو قبلش فروخته و شکمش رو سیر کرده.
حالا انسان با عقل عامه بر اساس همین ارزشگذاریها میره توی جامعه و بر اساس همین ارزشگذاریها رفتار میکنه. با هر کسی که کمک کنه تا این سلسلهمراتب مطلوبات رو تأمین کنه، رابطۀ خوبی داره، و هر کسی رو که به تأمین این سلسلهمراتب آسیب بزنه، دشمن میبینه. در اینجا عوامل فرهنگی و دینی هم خیلی روی این رفتار اثر نمیگذاره، چون انسان در عمل در نهایت به سوی تأمین این سلسلهمراتب مطلوبات سوق پیدا میکنه.
اما اینجاست که «ایدهها» رو «ایدئولوگها» وارد عقل عامه میکنند. دلیل اینکه عموم جامعه امروز یقۀ روشنفکران رو گرفته و بهشون بدبین شده همینه! چیه قضیه؟ قضیه اینه که عموم مردم میفهمند ایدههای تخریبکنندۀ مطلوباتشون از «عقل عامه» درنیومده! بلکه در افکار یک قشر خاصی ریشه داشته که از عقل عامه بدشون میاومده! میگفتند عقل عامه سخیفه! عقل عامه مبتذله! عقل عامه فقط دنبال تأمین نیازهاست! ارزشهای والاتر رو رها کرده! خب چه چیزی رو جایگزین ارزشگذاریهای عقل عامه کردند؟ همون ایدهها! و البته این روشنفکران انقدر هم احمق نبودند که انسان رو از مطلوباتش محروم کنند بدون اینکه جایگزین شیرینی بهش بدن، بلکه به جاش به مردم میگفتند به بهشتهای زمینی فکر کنید! به خاطر یه قرون دوزار خودتون رو کوچیک نکنید! به جاش جامعۀ بیطبقه برپا کنید، دست سرمایهداران رو قطع کنید و به آزادی بیحدوحصر فکر کنید! لذائذ شما منهای عدالت اجتماعی و جهانی هیچ فایدهای نداره! و چه و چه... اینها همون ایدههایی بود که نشست بر سلولهای مغزی عقل عامه و اون سلسلهمراتب قبلی رو مختل کرد و از کار انداخت.
روشنفکر هژمونی فکری، یعنی سلطۀ فکری داشت. چون میتونست مجاب کنه. من هرگز خودم رو در زمرۀ روشنفکران نمیدونم، چون اتفاقاً بازگشت به عقل عامه رو صلاح میدونم. پذیرش عقل عامه و روشنفکری به نظر نمیرسه با هم سازگار باشه. شاید صرفاً فرقم با بقیه این باشه که این سازوکار عقل عامه رو تبیین میکنم ــ که اینم بعیده روشنفکری به حساب بیاد.
#روشنفکران
@Garajetadayoni | گاراژ
Post #620
25.3K
- 👍 864
- 👏 96
- ❤ 92
- 🔥 13
- 💩 13