رؤیای اسکاندیناوی — سوسیالیسم قلابی چپ
چپ ایرانی وقتی فهمید دیگه نمیشه دم از آرمانهای سوسیالیستی زد و مشخص شده سوسیالیسم کلاسیک یک ایدۀ شکستخوردهست (دستکم دیگه پرطرفدار نیست)، پرچم «سوسیالدموکراسی» بلند کرد. اون موقع که چپ ایرانی باید مدافع سوسیالدموکراسی میبود، دنبال چریکبازی و کمونیسم و لنینیسم بود. وقتی همۀ این ایدهها در جهان شکست خورد و رسوا شد و جامعۀ ایران هم از حال و هوای پنجاهوهفت فاصله گرفت، رفتند سراغ سوسیالدموکراسی. این وسط گشتند و اسکاندیناوی رو به عنوان الگوی آرمانی این سوسیالیسم جدید مطرح کردند.
سوئدی که امروز میبینیم هر چیزی هست جز الگوی یک کشور سوسیالیستی. اون سوئدی که سوسیالدموکراتها درست کرده بودند، از اوایل دهۀ ۱۹۹۰ شروع کرد به تغییر و سالهاست که سوئد یکی از آزادترین اقتصادهای جهان رو داره. سوئد بسیار بیشتر یک کشور کاپیتالیستیه تا یک کشور احیاناً سوسیالیستی. سوئد رو نمیشه به عنوان الگوی سوسیالیستی فاکتور کرد. این رو شاخصهای آزادی اقتصادی نشون میده ــ گرچه چند شاخص هم در سوئد هست که نشون میده هنوز دولت رفاه برقراره. اما سوئد سه دههست از دولت رفاه بزرگی که از دهۀ ۱۹۷۰ ساخته بود فاصله گرفته.
با این مقدمه میخوام نشون بدم سوئد در دورهای که از ایدههای بازار آزاد فاصله گرفته بود و تحت ایدههای سوسیالدموکراتیک اداره میشد، چقدر نخبهستیز شده بود. پیشتر با اشاره به مثال 👈 بیتلها در انگلستان نشون دادم که وقتی پیه مالیاتگیری وحشیانه به تن هنرمندان میخوره، تازه میفهمند افکار ضدکاپیتالیستی باعث میشه دولت مالک دارایی فرد بشه و فرد عملاً کارمند و برده دولت بشه ــ بگذریم از اینکه این سیستم چه پیامدهای بلندمدت مهلکی داره.
پیشرفت، توسعه، تأمین و اشتغال ــ یعنی همۀ چیزهایی که یک کشور را جای خوبی برای زندگی میکنه ــ توسط اقتصاد خصوصی ساخته میشه. اگر قرار باشه یک سیستم مالیاتگیری کارآفرینستیزانه ایجاد شه که هر چه یک نفر درآمد و دارایی بیشتری داشته باشه، مالیات بیرحمانهتری هم ازش گرفته شه، کارآفرین به زنجیر مالیات کشیده میشه و همۀ اون مزایایی که گفتم میتونست برای جامعه داشته باشه، از بین میره. و اصلاً وقتی سرمایهدار و کارآفرین ببینند دولت فقط دندون تیز کرده تا هر چه درآمد دارند، به اسم مالیات ازشون بگیره، یا دست از کار میکشند یا مهاجرت میکنند. این یعنی از دست رفتن توسعه، اشتغال و رفاه؛ چون جایگزینی برای سرمایه(داران) و کارآفرینان وجود نداره. البته قابلقبول و قابلفهمه که با افزایش درآمد، نرخ مالیات افزایش پیدا کنه، اما نه به حدی که انگار کارآفرین و کاسبِ موفق دزدیه که باید او رو به صلابه کشید تا هر چه دزدیده پس بده ــ این کاری بود که سوئد، آرمانشهر چپهای ایرانی، در دهۀ ۱۹۷۰ شروع کرد به انجام دادن.
نتیجهش هم فرار سرمایه و کارفرمایان بزرگ بود. اما اگر شما بگید کسی مثل اینگوار کامپراد، بنیانگذار شرکت مبلمان ایکهآ، به دلیل این سیستم مالیاتی از سوئد مهاجرت کرد، احتمالاً برای چپها اهمیتی نداره. چه اهمیتی داره که یکی از ثروتمندترین مردان جهان از سوئد فرار کرد؟ اما وقتی این تیغ مالیاتی به قشر نویسنده، هنرمند و روشنفکر هم برسه، دیگه با این بیتفاوتی به قضیه نگاه نمیکنند. روشنفکرانِ قلمبهدست چپ از مالیات سنگین دفاع میکنند، چون قرار نیست گریبانگیر خودشون بشه ــ اما در سوئدِ آرمانشهری از قضا مالیات گریبان این قشر رو هم گرفت و دادشون جوری بلند شد که دنیا شنید.
من دانستههای سینمایی ناچیزی دارم، اما میدونم اینگمار برگمن یکی از بزرگترین فیلمسازان تاریخ سینماست. این سیستم مالیاتی به نحوی برگمن رو تحقیر کرد و آزار داد که او هم از سوئد فرار کرد ــ آیا در مورد برگمن هم میشه گفت یه پولدار خودخواد بود مثل کامپراد؟ در همون زمانها، آسترید لیندگرِن، بانوی نویسندۀ سوئدی که یکی از معروفترین نویسندگان ادبیات کودک در جهانه و آثار پرشماری ازش به فارسی هم ترجمه شده (و خودش هم همیشه طرفدار چپها بود)، در مقالهای اعتراضی گفت داره ۱۰۲ (!) درصد مالیات میده! یعنی هر چی درمیاره، دو درصد هم از جیب میذاره روش و به دولت میده و با وزیر امور مالی سوئد درگیر شد. رسانههای سوئد به صحنۀ جدل این دو نفر تبدیل شدند و آخرسر اولاف پالمه، نخستوزیر سوئد، در تلویزیون اعتراف کرد حق با خانم نویسندهست.
سوئدِ سوسیالیستی که چپ ایرانی میخواد به عنوان رویای جدید به ایرانیها بفروشه، اوایل دهۀ ۱۹۹۰ فهمید این سیاستها اشتباهه و به فقر عمومی منجر میشه و به جاش با شعارِ «اول رشد، سپس توزیع» دست از این سیاستهای سوسیالدموکراتیک کشید و دولت رفاه رو کوچک کرد.
به هر حال سوراخ در این جهان زیاده؛ این انتخاب ماست که از یک سوراخ چند بار گزیده بشیم. یک بار یا هفت بار به هفت روش!
#سوسیالیسم #چپ_نو
@Garajetadayoni | گاراژ
Post #8835
85.1K
- ❤ 1.6K
- 👍 708
- 👎 39
- 😁 13
- 🗿 4