عادت داریم وقتی پای هنرمندان وسط میاد، حرفای چپ تو بشنویم. منتها در این پست میخوام یک استثنا بیارم و بافت تاریخی و پس و پیش قضیه رو توضیح بدم، وسطش هم گریزی به ایران بزنم.
گروه بیتلز در ۱۹۶۶ (۱۳۴۵) ترانهای منتشر کرد با عنوان «مالیاتچی» (Taxman). این ترانه به سیستم مالیاتستانی بریتانیا و به دولت حمله میکنه. اولین چیزی که به ذهن میرسه اینه که «اوهو! چه غلطا! پاپاستار و این حرفای راستگرایانه؟» اما دلیلش واضح بود. مسئله اینه که بیتلز پردرآمد شده بودند و تازه فهمیده بودند «ای بابا! هر چی پول درمیاریم دولت ازمون میگیره که!»
توی ترانه مالیاتچی میگه:
بذار بهت بگم چطور خواهد شدشاید فکر کنید این حرف اغراقه! یعنی چی از بیستتا یکی مال تو، نوزده تا مال من؟ ولی اغراق نیست. بالاترین نرخ مالیاتی در بریتانیا در اون سالها به ۹۵ درصد میرسید. یعنی فرد پردرآمد ۹۵ درصد درآمدش رو مالیات میداد ــ و داد بیتلهای نوکیسه دراومده بود.
یکی برای تو، نوزدهتا برای من...
شاید پنج درصد خیلی کم به نظر برسه
ممنون باش که همهاش رو نمیگیرم
اما واقعاً چه بلایی سر بریتانیا، این مهد لیبرالیسم و اقتصاد آزاد، اومده بود؟ بریتانیا اقتصاد آزاد رو به جهان هدیه داده بود، حالا به چنین مفلسیِ دولتپرستانهای افتاده بود؟
خب همیشه وقتی خرابکاری میبینید، پای چپها/سوسیالیستها در میونه. پس از جنگ جهانی دوم حزب کارگر در انتخابات پیروز شد و رهبر حزب (کلمنت اَتلی) نخستوزیر شد. دولت کارگر ایدۀ جدیدی تحت عنوان «سوسیالیسم دموکراتیک» وارد کرد. دولت به طرز هولناکی شروع کرد به «ملیسازی» صنایع. از معادن تا برق و گاز و حملونقل و هر چیزی که به فکرتون برسه «ملی شد». اگر به تاریخ شمسی بگم... این اتفاقات در نیمۀ دوم دهۀ ۱۳۲۰ رخ داد. پس سری بزنیم به ایران ببینیم این اتفاقات بریتانیا چه بازتابی در ایران داشت.
همینکه بگم «نیمۀ دوم دهۀ ۱۳۲۰» باید تا ته خط رو برید. بله، در این سالها تب ملی کردن نفت هر روز داغتر میشد تا اینکه در آخرین روز این دهه، ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، این تب که به مرحلۀ هذیانگویی رسیده بود، به مرادش رسید و نفت ملی شد.راهی که بریتانیا رفت، دقیقاً برعکس راهی بود که آلمان غربی رفت. آلمانیها از انگلیسیها کاپیتالیسمستیز بودند، اما در آلمان یک نابغه به نام لودویگ ارهارد اقتصاد بازار آزاد رو ماهرانه با فرمول خوشطنینِ «اقتصاد بازار سوسیال» (که همون کاپیتالیسم بود) با عسل در حلق آلمانیها کرد. آلمان غربی هیچ صنعتی رو ملی نکرد، دولت رو از اقتصاد دور نگه داشت و از اصول اقتصاد آزاد پیروی کرد. «معجزهای اقتصادی» رخ داد. بریتانیای پیروز که آلمان غربی رو اشغال کرده بود، در عرض چند سال از هر لحاظ از آلمان عقب افتاد.
چه در سالهای قبل از ملی شدن نفت و
چه در دو سال و پنج ماه بعدش که دولت دکتر مصدق با بریتانیا درگیر بود، همیشه ایرانیها به «ملیسازی» در بریتانیا ارجاع میدادند. این روشی برای آچمس کردن بریتانیاییها بود: اگر ملی کردن بده، چرا خودتون صنایع رو ملی کردید؟ طبعاً بریتانیاییها جوابی براش نداشتند و بحث رو «بینالمللی» میکردند تا مجبور نشن جواب بدن. البته طرف ایرانی هم با این سوال داشت مغالطۀ ریزی میکرد؛ چرا؟ بماند.
در سالها بعد هم حین مذاکره با بریتانیا، مصدق از اینکه غرامت سنگینی به ایران تحمیل شه میترسید. مصدق میگفت اموال شرکت نفت چقدره، پولش رو میدیم (در طول سالهای طولانی، از روی فروش نفت)، اما طرف بریتانیایی «عدمالنفع» میخواست؛ یعنی باید نفعی هم که نمیبرم بهم بدی. اما در اینجا باز هم مصدق از ارجاع به ملیسازی در بریتانیا سود میبرد و میگفت شما هر چقدر به شرکتهای ملیشدۀ خودتون غرامت دادید، طبق همون فرمول هم ما به شرکت نفت غرامت میدیم. اینکه چه بود و چه شد بماند، فقط خواستم بگم چپ بریتانیا وقتی داشت بیمحابا صنایع رو ملی میکرد، بریتانیا رو هم در چنین دعواهایی خلعسلاح میکرد.
اقتصاد آزاد آلمان رو شکوفا کرد، اما بریتانیا هر سال بیشتر در باتلاق «سوسیالیسم دموکراتیک» فرو میرفت. حتی وقتی دولت محافظهکار (ادوارد هیث) سر کار اومد، عزمی جدی برای اصلاح اقتصادی نداشت و همون سیاستها رو ادامه داد.
در سال ۱۹۷۲ کمدرآمدترین معدنچی آلمانی هفتهای ۲۲۰ مارک دستمزد داشت، اما یه معدنچی بریتانیایی ۱۷۰ مارک! درآمد ناخالص سرانه در بریتانیا ۹.۲۴۰ بود، و در آلمان غربی ۱۳.۳۴۵. بریتانیا در دهۀ هفتاد در حد کشورهای کمدرآمد اروپا افت کرده بود.
اینجا بود که تاچر ظهور کرد و به مردم بریتانیا یادآوری کرد شما بنیانگذار کاپیتالیسم بودید؛ با ایدههای سوسیالیستی خودتون رو ذلیل کردید؟! تاچر حدود پونزده سال بعد از ترانۀ مالیاتچی بیتلها اومد و مالیاتچی رو ادب کرد.
#سوسیالیسم #کاپیتالیسم #مصدق
@Garajetadayoni | گاراژ