تاچر چه کرد؟
در گاراژ بارها گفتههای مارگارت تاچر رو منتشر کردهم (نگاه کنید به هشتگ #تاچر). حالا در این پست میخوام مختصر و مفید بگم تاچر چی کار کرد.
در مطلب دیگهای (نگاه کنید به این پست: مالیاتچی) وضعیت اقتصادی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم رو شرح دادم. بریتانیا گرفتار سیاستِ «سوسیالیسم دموکراتیک» شده بود. صنایع به طور گسترده دولتی میشد و بالاترین نرخهای مالیاتی اخذ میشد. این سیاستها تا دهۀ هفتاد بریتانیا رو به قهقراه برد. به قول اقتصاددانی آلمانی هر کس در دهۀ هفتاد از بریتانیا دیدن میکرد، شک میکرد برنده جنگ جهانی بریتانیا بوده یا آلمان!
اینجاهاست که متوجه میشیم وقتی بریتانیا به عنوان مهد کاپیتالیسم، در دهههای ۵۰ تا ۷۰ میلادی تا خرخره در دولتیسازی و سوسیالیسم فرو رفته بود، چقدر مضحکه برخی امروز به شاه ایراد میگیرند چرا انحرافاتی به سمت دولت رفاه داشت و چرا یک اقتصاد کاپیتالیستی ناب برقرار نبود. ــ نصف دنیا هم اون موقع کمونیست بود!
تاچر در پایان دهۀ ۱۹۷۰ در چنین وضعیتی آمد و مسیر بریتانیا رو از سوسیالیسم به کاپیتالیسم برگردوند. البته مشخص بود با مقاومت شدیدی روبرو خواهد بود؛ هم از سوی حزب کارگر و هم حزب خودش! به قول تاچر در حزب محافظهکار «بیعرضههایی» بودند که فقط بلد بودند آبرومندانه مقابل چپ عقبنشینی کنند. اما بزرگترین حریف تاچر اتحادیههای کارگری بود. بریتانیا قویترین اتحادیهها رو داشت که با اعتصابات عمومی کشور رو گروگان میگرفتند و خاموشی (بیبرقی) گسترده ایجاد میکردند.
این اتحادیهها در دهۀ ۱۹۷۰ سالانه بیش از دو هزار اعتصاب انجام دادند که باعث سوخت ۱۳ میلیون روز کاری در سال میشد. فقط در ۱۹۷۲، تقریباً ۲۴ میلیون روز کاری سوخت. اتحادیهها تحت سلطۀ کمونیستها و دیگر چپهایی بودند که هدفشون نه بهبود زندگی کارگران، بلکه نابودی بقایای بازار آزاد بود.
اتحادیهها ابزارهایی داشتند که باعث میشد قدرتی دیکتاتورانه پیدا کنند: عضویت در اتحادیه اجباری بود؛ موقع اعتصاب نگهبانی میدادند و اجازه نمیدادند کسی اعتصاب رو بشکنه. کارگرانی که تخطی میکردند با ارعاب کارگری روبرو میشدند. اتحادیۀ معدنچیان وارد جنگی آشکار با تاچر شد؛ چون تاچر میخواست معدنهای شدیداً زیانده رو ببنده. این اعتصاب یک سال طول کشید و انواع خشونتها هم رخ داد. اما درنهایت تاچر پیروز شد و قدرت اتحادیهها به شدت افت کرد؛ به ویژه وقتی مشخص شد اتحادیهها از نظر مالی از سوی دیکتاتور لیبی، قذافی، و اتحادیههای افغانستان (که در اشغال شوروی بود) حمایت میشدند.
تاچر به لحاظ سیاست اقتصادی سه کار عمده کرد:
— کاهش مالیاتها
— خصوصیسازی گسترده
— مقرراتزدایی از امور مالی و ارزی
تاچر پایینترین نرخ مالیات رو از ۳۳ به ۳۰ درصد، و بالاترین نرخ رو از ۸۳ به ۵۰ درصد کاهش داد (به مرور پایینترین نرخ به ۲۵ و بالاترین نرخ به ۴۰ درصد رسید).
تاچر معتقد بود درمان پیامدهای فاسدکننده و ویرانگر سوسیالیسم، خصوصیسازیه. به همین دلیل دست به خصوصیسازی گسترده زد: بریتیش تلکام (مخابرات بریتانیا) رو با ۲۵۰ هزار کارمند خصوصی کرد. در بزرگترین عرضۀ سهام در تاریخ جهان تا اون موقع دو میلیون نفر سهام این شرکت رو خریدند. بریتیش ایرویز، بریتیش پترولیوم، رولزـرویس، جگوار، کشتیسازیها، پست سلطنتی و بسیاری شرکتهای دیگه خصوصی شد. استیلای دولت بر اقتصاد از بین رفت. در دوران نخستوزیری تاچر، درصد بریتانیاییهای سهامدار از ۷ به ۲۵ درصد رسید.
بریتانیا در دوران تاچر نخستین کشوری شد که پیشروی سوسیالیسم رو متوقف کرد. در نتیجه بریتانیایی که در ۱۹۷۶ در آستانۀ ورشکستگی بود و کسری بودجهش به ۴.۴ درصد از تولید ناخالص ملی رسیده بود، بودجهش رو در سال ۱۹۸۹ با مازاد ۱.۶ درصد بست.
بریتانیا که تا قبل از تاچر بالاترین نرخ مالیاتیش بالاتر از همۀ کشورهای اروپایی بود (تا ۹۸ درصد)، پس از تاچر بالاترین نرخ مالیاتیش کمترین نرخ (۴۰ درصد) در اروپا شد؛ به استثنای بهشتهای مالیاتی مثل لیختناشتاین و موناکو. فرهنگ حسادت سوسیالیستی، جاش رو به محیطی مساعد برای اقتصاد بازار و کارآفرینی داد. در سال ۱۹۷۹، ۱.۸۹ میلیون شرکت کوچک در بریتانیای کبیر وجود داشت؛ تا سال ۱۹۸۹، این تعداد به بیش از سه میلیون افزایش یافت. تعداد افراد مستقل (خوداشتغال) در همین دوره از ۱.۹ میلیون به ۳.۵ میلیون نفر افزایش یافت.
میگن تاچر نابرابری اجتماعی رو تشدید کرد. اما دستمزد خالص واقعیِ کارگران ساده در بریتانیا از ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۴، ۲۵.۸ درصد افزایش یافته (در همین دوره، در آلمان تنها ۲.۵ درصد و در فرانسه تنها ۱.۸ درصد افزایش یافته.)
تاچر به مرور فهمید راه نجات برگشت به کاپیتالیسمه. این رو هم از متفکران لیبرالی چون میزس، هایک و پوپر یاد گرفت. برخی از جملات تاچر روخوانی جملات میزسه.
#کاپیتالیسم #تاچر #سوسیالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
Post #8341
72.4K
- ❤ 1.3K
- 👍 389
- 👌 90
- 🔥 14
- 😁 10