دیوارهای ترسناک سوسیالیسم
پیشتر در چند پست اشاراتی به آلمان شرقی و غربی داشتم تا ببینیم چطور مردمی که یک فرهنگ، یک زبان و یک تاریخ دارند، وقتی سیستمهای حکمرانیشون تفاوت داره، سرنوشت متفاوتی پیدا میکنند. شما نمیتونید بگید «آلمان شرقی به این دلیل از آلمان غربی عقب مونده بود، چون مردمش به لحاظ فرهنگی یا اجتماعی یا تاریخی با مردم آلمان غربی فرق داشتند.»
فکر میکنم این حرف به حدی یاوهست که نیازی به توضیح نداره. اتفاقاً «مغالطۀ فرهنگ» در اینجور جاها نمایان میشه. فرهنگ مردم کره شمالی و جنوبی فرقی با هم نداشت؛ فرهنگ مردم آلمان شرقی و غربی هم با هم فرقی نداشت. چیزی که فرق داشت این بود که آلمان شرقی و کره شمالی دچار سوسیالیسم شده بودند و آلمان غربی و کره جنوبی از مزایای بازار آزاد و کاپیتالیسم بهرهمند بودند. سیستمهای متفاوت، نتایج متفاوتی هم دربرداره. هر قدر یک سیستمی کاپیتالیسمستیزتر باشه، تولید و مصرف بیشتر افت میکنه و در نهایت مصرفکننده متضررتر میشه. در آلمان غربی از اول نظام سیاسی دموکراتیک بود. اما در کره جنوبی تازه از اواخر دههٔ هشتاد میلادی دموکراسی واقعی برقرار شد. اما بازار آزاد و ویژگیهای اصلی نظم کاپیتالیستی در این دو کشور تا حد زیادی وجود داشت ــ که نتیجهش دو معجزۀ اقتصادی شد: یکی در آلمان غربی و یکی در کره جنوبی.
در پستهای پیشین مقایسههایی بین آلمان شرقی و غربی کرده بودم. در اینجا میخوام این مقایسه رو دقیقتر انجام بدم. هر دو دیکتاتور آلمان شرقی (اولبریشت و هونِکِر) تمام هموغمشون این بود که اتفاقاً اثبات کنند سوسیالیسم بهتر از کاپیتالیسم برای مردم رفاه به ارمغان میاره. اما این دروغ و توهمی بود که با هیچ ترفند سیاسی نمیشد پنهانش کرد و آخر کشتی ناخدایان دروغگو غرق شد.
▪️بریم به زمانی که دیوار برلین فرو ریخت.
ــ در اون زمان ۶۷.۸ درصد از آلمانیهای غربی صاحب خودرو بودند، اما تنها ۵۴.۳ درصد از آلمانیهای شرقی خودرو داشتند. اختلاف زیاد نیست، اما وقتی کیفیت و قیمت خودروها رو با هم مقایسه میکنید، به این نتیجه میرسید این مقایسه اصلاً توهینآمیزه! کیفیت خودروهای آلمان غربی ــ فولکسواگن، بیامو، مرسدس و غیره ــ با خودروهای ساخت آلمان شرقی مانند ترابانت یا وارتبورگ اصلاً قابل مقایسه نبود. از طرف دیگه مردم آلمان غربی هر وقت اراده میکردند میتونستند برای خرید خودروی تولید داخل یا خارج به نمایندگیهای خودرو مراجعه کنند، اما شهروندان آلمان شرقی باید حداقل یک دهه برای دریافت خودرو منتظر میموندند. (بنگرید به این پست: یک ملت، دو خودرو)
ــ در سال ۱۹۸۹، دوازده درصد از ساکنان آلمان شرقی صاحب کامپیوتر بودند، این رقم در آلمان غربی بیش از سه برابر بیشتر بود (۳۷.۴ درصد).
ــ در آلمان شرقی داشتن تلفن در خونه عمدتاً امتیازی برای کارمندان دولت و کارمندان بلندپایه بود. در سال ۱۹۸۹ تنها ۱۶ درصد از شهروندان آلمان شرقی تلفن داشتند، اما ۹۹.۳ درصد از شهروندان آلمان غربی، صاحب تلفن بودند. وقتی اقتصاد بازار در آلمان شرقی وارد شد، این ارقام به سرعت به هم نزدیک شد. تا سال ۲۰۰۶، ۷۲.۹ درصد از ساکنان آلمان شرقی (۷۸ درصد از ساکنان آلمان غربی) صاحب خودرو، و ۶۶.۶ درصد از ساکنان آلمان شرقی (۶۹ درصد از ساکنان آلمان غربی) صاحب کامپیوتر بودند. در زمینۀ تعداد اتصال تلفنی هم هیچ تفاوتی وجود نداشت (۹۹.۸ درصد ساکنان غرب، ۹۹.۲ درصد ساکنان شرق).
ــ مسئلۀ مهمتر مسکن بود. دیکتاتورهای آلمان شرقی خیلی روی ساخت مسکن اصرار داشتند. با این حال شهروندان اغلب باید سالها منتظر میموندند تا یک واحد از آپارتمانهای بلوکی نصیبشون بشه. پس از اتحاد آلمان، یکی از بزرگترین مشکلات این بود که لازم بود میلیاردها دلار خرج مسکن در آلمان شرقی سابق بشه تا خونهها قابل سکونت باشه. در مجموع، در دهۀ نود میلادی، ۸۳۸.۶۳۸ واحد مسکونی در آلمان شرقی سابق ساخته شد. با هزینۀ سرسامآور ۸۴ میلیارد یورو!
اینها فقط چند قلم از نیازهای شهروندانه. هر چه بازار آزادتر و اقتصاد کاپیتالیستیتر باشه، تنوع کمّی و کیفی کالاها و همچنین قیمت کالاها (و در نتیجه تأمین مصرفکنندگان) بهتره. مردم آلمان شرقی تولیداتی در آلمان غربی میدیدند که اصلاً مشابهش در کشور سوسیالیستیشون وجود نداشت! و این کاملاً طبیعی و بدیهیه. کالا و خدمات رو کارآفرین در بازار آزاد ایجاد میکنه. هر چه بازار رو محدودتر کنید، این کارکرد بازار افت میکنه (چه به شیوۀ مارکسیستی سابق و چه به شیوۀ دولت رفاه و سوسیالدموکراسی فعلی). بله، باید از چپ ترسید، چون در هر زمان با نسخهای آپدیتشده به بازار آزاد — گهواره تمدن و رفاه — حمله میکنه؛ حتی اگر صد بار شکست بخوره.
همچنین بنگرید به این پستها: یک ملت؛ دو خودرو | جنون برنامهریزیشده | پرتقال خشک
#سوسیالیسم #کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
Post #8296
68.7K

- ❤ 1K
- 👌 339
- 👍 171
- 👎 9
- 😁 8