یادداشتهای انتقادی و ادبیِ
محسن شریفی صَحی
*مطالب تخصصی است
آیدی من: @m_sharifi_sahi
گروه چت گاهنامۀ ادبی https://t.me/chatGahname
اینستاگرام گاهنامۀ ادبی:
https://www.instagram.com/gahnameyeadabi/
Post #450
761
ناتصحیح!
بیمقدمه نقد خود را با دستهبندی چهارگانهای از اشکالات کار آقای دکتر علیرضا شانظری مصحح محترم دیوان شمس طبسی ارائه میدهم:
1- ناخوانا دانستن برخی مواضع در اشعاری که فقط در نسخۀ اساس (حکیم اوغلو) به ثبت رسیده است.
در قصیدهای دو بیت را ناخوانا دانسته و هیچ بخشی ازین دو بیت را ثبت نکردهاند (ص7). با کمی تأمل خوانش آن ممکن و بدین شرح است:
دوش چون شد در حجاب شرم پنهان
آفتاب از خانۀ گوهرنگارت
شاه ظلمترای بین لشکر کشیده
بر سر آن خسرو خنجرگذارت
ص240 مصراع دوم مقطع را سفید گذاشتهاند:
بیزارم از حلال که تا محشر ازین نشان
یک نوعروس بگذرد از شهره معانی
ص252 دو مصراع اول دو بیت زیر را سفید گذاشتهاند:
فرصت دلداری بندهست آگه کردمت
کین چنین فرصت چو پیش آید توقف کم کند
تاکنون نزدیک گشت آخر که دست روزگار
خانۀ وصل مرا از وصل او معلم کند
2- بدخوانی اشعاری که فقط در نسخۀ اساس به ثبت رسیده؛ یعنی کاتب نسخه چیزی نوشته و مصحح چیز دیگری خوانده:
از روانی خاک در چشم فلک زد/ بارۀ حبلهتن گردونغبارت
حبلهتن را در متون دیگر نیافتم و به نظر میرسد ساختۀ مصحح باشد. نسخه: قلعهتن
*
عالی علاء دولت و دین صدر شرق منصور/ بحری که هست خادمش اقبال آسمانی
مصحح ممدوحی تراشیده منصورنام. اما نسخه دلالت بر بیغو یا پیغو دارد که از ممدوحان معروف شمس است.
*
گردن و گوش هنر در زرّ و زیور/ از چه از انعام دست زر نثارت
نسخه: دُر نثارت
*
جبرییل از سدره سوی درگه تو/ طرّقوگویان درآمد روز بارت
نسخه: طرّقواگویان درآید
*
توشه دادند آسمان بخت و دولت/ چون نهادند آرزوها در کنارت
نسخه: بوسه دادند آسمان و بخت و دولت
*
بر حصیر چرخ ماه عید گفته/ تا قیامت حفظ حق بادا شعارت
نسخه: حصارت
*
از بهر فاش کردن اسرار آسمانی/ کلک سخن برای تو دام زبان گشاده
نسخه: دایم
*
اقبال گرچه خادم درگاه توست بادا/ ز اقبال بر بقاش درِ جاودان گشاده
نسخه: اوست
*
عطارد آنکه نماید به نقشبندی سحر/ ز صورت تو خطا رفت و پس قلم بشکست
نسخه: به خط
*
نظم کهتر گر نیامد راست معذورست ازانک/ بار شکرت قد نظمت را همی پر خم کند
نسخه: نظمش
*
3- اعتماد نابجا به نسخۀ اساس. چنان که کل دیوان چاپی رونویسی از دستنویس حکیم اوغلو است. در تمام صفحات آنچه مثلاً در هفت دستنویس یکسان آمده و نسخۀ اساس متفاوت است، مصحح همان ضبط متفاوت را ولو اشتباه در متن وارد کرده است:
به دست خواجۀ دنیا زمام کار جهان/ زمانه داد به فرمان کردگار جهان
مصحح فقط با استناد به نسخۀ اساس، مصاریع مطلع مذکور را جابجا ذکر کرده است. در حالیکه کاتب نسخه با علامتی که دلالت بر تقدیم و تأخیر مصاریع دارد، اشتباه خویش را تصحیح نموده؛ تمامی نسخ جز اساس، بر خلاف مصحح، مصاریع را به درستی ثبت کردهاند.
*
در هوس رایت آفتاب چو تقویم/ با دل پر خون هزار بار برآمد
چرا باید آفتاب هوس رای ممدوح را داشته باشد!؟ کاتب نسخۀ اساس این اشتباه را مرتکب شده و مصحح ضبط صحیح تمام نسخ دیگر یعنی «رویت» را نادیده گرفته است.
*
باد شیر چرخ اسیر بند پای حکم تو/ خصم سگفعلت شده در دست محنت مستهان
معنیِ اسیر بند پای حکم کسی بودن را نمیدانم! اما تمامی نسخ جز اساس، بند پای را پایبند گفتهاند و باید: اسیر و پایبند حکم باشد.
*
آن به که نهم روی به درگاه وزیری/ کز بهر شرف عرش کشد غاشیۀ او
تمام نسخ جز اساس: چرخ گفتهاند که مضمونی میسازد که در اشعار دیگران هم -بهویژه در سدۀ ششم- رواج دارد. اما اینکه عرش غاشیۀ وزیری را بکشد ترک ادب شرعیای است که در ادب فارسی سابقه ندارد!
*
4- امانتنداری! گاهی مصحح تمایل داشته واژگان و عباراتی از خودش بسازد و به شعر شمس تحمیل نماید که چیز غریبی است:
مجمعالبحرین یعنی دست معطی/ گفته ما هرگز نداریم استوارت
سخن از دو بحر است و باید دنبال دست و چیز دیگری از ممدوح باشیم. معلوم نیست مصحح معطی را از کجا آورده است. ضبط صحیح نسخۀ اساس چنین است:
مجمعالبحرین یعنی دست و طبعت
*
گر اشارت یابد از صاحب نتابد/ شاه انجم رخ ز روی مهعذارت
مصراع دوم ساختۀ مصحح است نه شاعر که گفته:
شاه انجم خیل ماه خوشعذارت
*
هم ضرب تیغ کلۀ بخت بدن دریده/ هم طعن رمح درز گریبان جان گشاده
نمیدانم بدن چه ارتباطی با بخت دارد! اما طبق نسخۀاساس، شاعر گفته:
هم ضرب تیغ کلۀ بخت و بقا دریده
*
تاکنون نزدیک گشت آخر که دست روزگار/ خانۀ وصل مرا از وصل او معلم کند
نمیدانم خانۀ وصل از کجا به ذهن مصحح آمده است! ضبط نسخه: جامۀ عمر است!
*
https://t.me/gahnameyeadabi
Telegram گاهنامۀ ادبی یادداشتهای انتقادی و ادبیِ
محسن شریفی صَحی
*مطالب تخصصی است
آیدی من: @m_sharifi_sahi
گروه چت گاهنامۀ ادبی https://t.me/chatGahname
اینستاگرام گاهنامۀ ادبی:
https://www.instagram.com/gahnameyeadabi/ بیمقدمه نقد خود را با دستهبندی چهارگانهای از اشکالات کار آقای دکتر علیرضا شانظری مصحح محترم دیوان شمس طبسی ارائه میدهم:
1- ناخوانا دانستن برخی مواضع در اشعاری که فقط در نسخۀ اساس (حکیم اوغلو) به ثبت رسیده است.
در قصیدهای دو بیت را ناخوانا دانسته و هیچ بخشی ازین دو بیت را ثبت نکردهاند (ص7). با کمی تأمل خوانش آن ممکن و بدین شرح است:
دوش چون شد در حجاب شرم پنهان
آفتاب از خانۀ گوهرنگارت
شاه ظلمترای بین لشکر کشیده
بر سر آن خسرو خنجرگذارت
ص240 مصراع دوم مقطع را سفید گذاشتهاند:
بیزارم از حلال که تا محشر ازین نشان
یک نوعروس بگذرد از شهره معانی
ص252 دو مصراع اول دو بیت زیر را سفید گذاشتهاند:
فرصت دلداری بندهست آگه کردمت
کین چنین فرصت چو پیش آید توقف کم کند
تاکنون نزدیک گشت آخر که دست روزگار
خانۀ وصل مرا از وصل او معلم کند
2- بدخوانی اشعاری که فقط در نسخۀ اساس به ثبت رسیده؛ یعنی کاتب نسخه چیزی نوشته و مصحح چیز دیگری خوانده:
از روانی خاک در چشم فلک زد/ بارۀ حبلهتن گردونغبارت
حبلهتن را در متون دیگر نیافتم و به نظر میرسد ساختۀ مصحح باشد. نسخه: قلعهتن
*
عالی علاء دولت و دین صدر شرق منصور/ بحری که هست خادمش اقبال آسمانی
مصحح ممدوحی تراشیده منصورنام. اما نسخه دلالت بر بیغو یا پیغو دارد که از ممدوحان معروف شمس است.
*
گردن و گوش هنر در زرّ و زیور/ از چه از انعام دست زر نثارت
نسخه: دُر نثارت
*
جبرییل از سدره سوی درگه تو/ طرّقوگویان درآمد روز بارت
نسخه: طرّقواگویان درآید
*
توشه دادند آسمان بخت و دولت/ چون نهادند آرزوها در کنارت
نسخه: بوسه دادند آسمان و بخت و دولت
*
بر حصیر چرخ ماه عید گفته/ تا قیامت حفظ حق بادا شعارت
نسخه: حصارت
*
از بهر فاش کردن اسرار آسمانی/ کلک سخن برای تو دام زبان گشاده
نسخه: دایم
*
اقبال گرچه خادم درگاه توست بادا/ ز اقبال بر بقاش درِ جاودان گشاده
نسخه: اوست
*
عطارد آنکه نماید به نقشبندی سحر/ ز صورت تو خطا رفت و پس قلم بشکست
نسخه: به خط
*
نظم کهتر گر نیامد راست معذورست ازانک/ بار شکرت قد نظمت را همی پر خم کند
نسخه: نظمش
*
3- اعتماد نابجا به نسخۀ اساس. چنان که کل دیوان چاپی رونویسی از دستنویس حکیم اوغلو است. در تمام صفحات آنچه مثلاً در هفت دستنویس یکسان آمده و نسخۀ اساس متفاوت است، مصحح همان ضبط متفاوت را ولو اشتباه در متن وارد کرده است:
به دست خواجۀ دنیا زمام کار جهان/ زمانه داد به فرمان کردگار جهان
مصحح فقط با استناد به نسخۀ اساس، مصاریع مطلع مذکور را جابجا ذکر کرده است. در حالیکه کاتب نسخه با علامتی که دلالت بر تقدیم و تأخیر مصاریع دارد، اشتباه خویش را تصحیح نموده؛ تمامی نسخ جز اساس، بر خلاف مصحح، مصاریع را به درستی ثبت کردهاند.
*
در هوس رایت آفتاب چو تقویم/ با دل پر خون هزار بار برآمد
چرا باید آفتاب هوس رای ممدوح را داشته باشد!؟ کاتب نسخۀ اساس این اشتباه را مرتکب شده و مصحح ضبط صحیح تمام نسخ دیگر یعنی «رویت» را نادیده گرفته است.
*
باد شیر چرخ اسیر بند پای حکم تو/ خصم سگفعلت شده در دست محنت مستهان
معنیِ اسیر بند پای حکم کسی بودن را نمیدانم! اما تمامی نسخ جز اساس، بند پای را پایبند گفتهاند و باید: اسیر و پایبند حکم باشد.
*
آن به که نهم روی به درگاه وزیری/ کز بهر شرف عرش کشد غاشیۀ او
تمام نسخ جز اساس: چرخ گفتهاند که مضمونی میسازد که در اشعار دیگران هم -بهویژه در سدۀ ششم- رواج دارد. اما اینکه عرش غاشیۀ وزیری را بکشد ترک ادب شرعیای است که در ادب فارسی سابقه ندارد!
*
4- امانتنداری! گاهی مصحح تمایل داشته واژگان و عباراتی از خودش بسازد و به شعر شمس تحمیل نماید که چیز غریبی است:
مجمعالبحرین یعنی دست معطی/ گفته ما هرگز نداریم استوارت
سخن از دو بحر است و باید دنبال دست و چیز دیگری از ممدوح باشیم. معلوم نیست مصحح معطی را از کجا آورده است. ضبط صحیح نسخۀ اساس چنین است:
مجمعالبحرین یعنی دست و طبعت
*
گر اشارت یابد از صاحب نتابد/ شاه انجم رخ ز روی مهعذارت
مصراع دوم ساختۀ مصحح است نه شاعر که گفته:
شاه انجم خیل ماه خوشعذارت
*
هم ضرب تیغ کلۀ بخت بدن دریده/ هم طعن رمح درز گریبان جان گشاده
نمیدانم بدن چه ارتباطی با بخت دارد! اما طبق نسخۀاساس، شاعر گفته:
هم ضرب تیغ کلۀ بخت و بقا دریده
*
تاکنون نزدیک گشت آخر که دست روزگار/ خانۀ وصل مرا از وصل او معلم کند
نمیدانم خانۀ وصل از کجا به ذهن مصحح آمده است! ضبط نسخه: جامۀ عمر است!
شواهد بسی بیشازینهاست. نیز نمایشی بودن بسیاری از نسخهبدلها، عدم ذکر دقیق اختلافات، عدم آشنایی مصحح با اصول کتابت و ... را هم میتوانم با شواهد بسیار نشان دهم، اما ظرف تلگرام کوچک است و گنجایش ذکر اشتباهات بیشتر از این تصحیح را ندارد. فقط میتوانم گفت چاپ جناب تقی بینش مصحح پیشین این دیوان بسیار مقبولتر از تصحیح جدید دیوان شمس است.
*
https://t.me/gahnameyeadabi
- 👍 14
- ❤ 3


