TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.22K subscribers
Post #1577 189
داستان کوتاه :هما زنی جسور

هر روز در حسرتی عمیق می‌سوزم؛ در حسرت دیدن او.
خودم را انسانی فقیر می‌دانم، نه از نداشتن مال، بلکه از نداشتن حضور او در کنارم.
چرا نمی‌توانم در همان صنف درسی باشم که مادر هما درس می‌دهد؟
چرا نمی‌توانم او را ببینم، در روزگار جوانی‌ام کنارش بنشینم، و با او چای بنوشم؟

روزی نزدیک محفل برادرم، گذرم به آرایشگاه سر کوچه افتاد.
آنجا یکی از معلمان دوره جمهوریت را دیدم. با خوش‌آمد و احترام به او سلام کردم و پرسیدم:
«استاد، هما جان چطور است؟»
لبخندی زد و گفت:
«هما خوب است، اما ما دیگر کمتر او را می‌بینیم. او در صنف شاگردانش چنان غرق تدریس است که کسی نمی‌تواند از حالش بپرسد. می‌گویند قانون‌شکن است، از دستورها پیروی نمی‌کند، و همیشه از همکارانش دوری می‌جوید. انگار در جهانی دیگر زندگی می‌کند.»

وقتی کارم تمام شد و از آرایشگاه بیرون آمدم، در دل گفتم:
«هما مرا ساخت.»
از آن روز، هر بار که دستانم را لاک می‌زنم، وقتی هدفونم را می‌گذارم و در خیابان قدم می‌زنم،
به درختان خیره می‌شوم و می‌نویسم. مدت کوتاهی در کنار او بودم،
اما همان مدت کوتاه برای ساختن من کافی بود.
دوستش دارم؛ او زنی جسور است و من جسارت را از او آموختم.

با این‌همه، هنوز حسرت دارم.
حسرت اینکه نمی‌توانم در صنف آجری کنار او بنشینم،
چای بنوشیم، لبخند بزنیم، و دستانمان را بگیریم و قد بزنیم.
اما هر صبح که راهی کارگاه می‌شوم، چشمانم را می‌بندم و خود را در همان صنف تصور می‌کنم—
صنفی با دیوارهایی از آفتاب‌گردان،
صندلی‌ای کنار پنجره‌ای ساخته‌شده از خشت پخته،
و معلمی که با تمام رنج‌ها هنوز امید را از یاد نبرده و نسل تازه را می‌آموزد.

کاش روزی بتوانم از پشت آن پنجره آجری،
مادرم را ببینم—وقتی تباشیر را روی تخته می‌زند، چای می‌نوشد، و در دفترچه‌اش می‌نویسد:
«زن.»
  • ❤ 12
More from @ftsdls
  1. Oct 13, 2026مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم
  2. Oct 13, 2026دیشب، بعد از مدتها خواب پدرم را دیدم. دستم را گرفت و داشت گریه می‌کرد؛ من هم گریه می‌کردم.…
  3. Oct 13, 2026این پُست را فوروارد کنید و ریکشن بگذارید تا من با الهام از نوشته‌های‌تان، برای هرکدام‌تان…
  4. Oct 13, 2026Post #2812
  5. Oct 13, 2026وقتی دلم برای پدرم تنگ می‌شود، به این آهنگ پناه می‌برم: به صدای شجریان، به غروب دلگیر هرات…
  6. Oct 11, 2026دختر روز نمی‌خواد، دختر سقوط می‌خواد.درد رنج می خواد
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →