TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.22K subscribers
Post #1564 173
روزی تولستوی در خیابانی راه می‌رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد.

زن بی‌وقفه شروع به فحش دادن و بدوبیراه گفتن کرد.

بعد از مدتی که از فحاشی زن گذشت،
تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت‌خواهی کرد و در پایان گفت:
مادمازل من لئو تولستوی هستم.

زن که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت :
چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟

تولستوی در جواب گفت:

شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار ندادید
  • ❤ 13
More from @ftsdls
  1. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  2. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  3. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
  4. Oct 13, 2026مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم
  5. Oct 13, 2026دیشب، بعد از مدتها خواب پدرم را دیدم. دستم را گرفت و داشت گریه می‌کرد؛ من هم گریه می‌کردم.…
  6. Oct 13, 2026این پُست را فوروارد کنید و ریکشن بگذارید تا من با الهام از نوشته‌های‌تان، برای هرکدام‌تان…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →