TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.22K subscribers
Post #1455 179
موهایم پریشان، رها در باد شبانگاهی،
کتاب هزار خورشید تابان در دستانم سنگینی می‌کرد؛
ورقی گشودم، ورقی آغشته به اندوهی آرام،
و حکایت دو هزار سال جنگ و زخم افغانستان،
در لابه‌لای واژه‌ها نفس می‌کشید.

کنار صندوقچه‌ی چوبی پدر،
همچون غباری کهنه در خاطره‌ای دور،
یادداشتی چسباندم،
تا فراموش نشود آنچه باید بماند.

من این کتاب را دوست دارم،
اثر خالد حسینی،
که با هر جمله‌اش، مهتابی از حقیقت بر شب‌های تار می‌تابد.

امشب، از پنجره‌ی حیات،
مهتاب را دیدم؛
تاریک، خونین،
و صدای اذان امام مسجد،
از دور، دلنشین و آرام،
چون قطره‌ای از عشق،
در قلبم چکید.

امیدی در من جوانه زد،
برای روشنایی مهتاب،
برای فردایی که شاید بی‌زخم باشد.

🕘 ساعت ۹:۱۹ شب،
۱۴۰۴ سنبله،
باشد این یادداشت،
برای من، برای تو،
برای آنکه فراموش نکنیم...
  • ❤ 7
More from @ftsdls
  1. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  2. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  3. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
  4. Oct 13, 2026مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم
  5. Oct 13, 2026دیشب، بعد از مدتها خواب پدرم را دیدم. دستم را گرفت و داشت گریه می‌کرد؛ من هم گریه می‌کردم.…
  6. Oct 13, 2026این پُست را فوروارد کنید و ریکشن بگذارید تا من با الهام از نوشته‌های‌تان، برای هرکدام‌تان…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →