TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.22K subscribers
Post #1338 177
دِیشب خلوت خوبی برایم بود .
بیدار بودن با فیلم ( بادبادک) باز عالی بود ...
نیمه های شب مرا خواب گرفته بود دستانم زیر‌چانه ام مانده، همان طور خوابم برده بود .


خواب دیدم در قرن بیست سال پیش زندگی می‌کنم....
زندگی در دوران طالبان گذشته در تجمع که زنان و مردان همه با سر خم شده منتظر بودند همه مان سنگ سار شدیم دلیل سنگ سار بودن این همه آدم‌ها را نمیدانم چرا من را آنجا آورده بودند، آیا من هم گناهی کرده بودم که سرم خم شده بود در بین این همه آدم؟؟
خدا خدا میگفتم :که ناگهان نیم نگاهی به -لباسم کردم،
لباسم هزاریی و چادر برقع در سر داشتم ...
مرد جوانی در کنارم نشسته بود برایش گفتم :میتوانی برایم شعری بخوانی؟؟؟ .

شعری بخوان تا قلبم آرام گیرد او شروع به خواندن شعری از حافظ کرد و منم دیوانه وار آن شعر را زمزمه کردم
نصف شبی از خواب بیدار شدم و این خط شعر را در صفحه گوشی ام نوشتم...


شبی در پرده ی با ساز می گفت

به دستش جام می آواز می گفت

عزل می خواند «حافظ » مست و پاتیل

خدا با وی نشسته راز می گفت




در حیرتم چرا اینطور خواب عجیبی دیدم نکند از تاثیرات غم انگیز فیلم حسن امیر بوده که قبلا نگاه کرده بودم و مرا همانطور خواب برده بود ....

نیمه‌شب، خواب از چشمانم گریخته بود. ناگزیر، در روشنی کم‌رمق چراغ خواب، به سراغ بخشی از کتاب شعری رفتم که شاعر جوانی از هرات، پیش‌تر برایم از راه ایمیل فرستاده بود. در سکوت شب، واژه‌هایش را ورق زدم؛ واژه‌هایی که بوی غربت و آفتاب می‌دادند.
  • ❤ 9
More from @ftsdls
  1. Oct 15, 2026#از آرزوهای برباد رفته این جوان
  2. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  3. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  4. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
  5. Oct 13, 2026مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم
  6. Oct 13, 2026دیشب، بعد از مدتها خواب پدرم را دیدم. دستم را گرفت و داشت گریه می‌کرد؛ من هم گریه می‌کردم.…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →