TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.21K subscribers
Post #1177 174
---

پس از خواندن نماز مغرب، قدم در آشپزخانه نهادم. چاینک برنجیِ کهنه‌ای را که یادگار مادربزرگ بود، با نگاهی پر از خاطره برداشتم. آن را از آب پُر کردم و روی شعله‌ی آتش گذاشتم. صدای احمد ظاهر در فضای خلوت خانه پیچید و حال و هوایم را عاشقانه‌تر ساخت. موهایم را گوجه‌ای بستم و با لبخندی محو، با صدای موسیقی زمزمه کردم.

با جوش آمدن آب، چای سبز را آماده ساختم. فنجانی را برداشتم و کنار گلخانه‌ی پدر نشستم. در سکوت شب، نوشیدن چای، طعمی از آرامش داشت.

پدر همیشه پس از بازگشت از نجاری، برای خودش چای می‌ریخت و آهنگی گوش می‌داد. گویا افکارش را میان گل‌ها جا می‌گذاشت. روزی که از خانه‌ی مادربزرگ برگشتم، بی‌صدا از دروازه‌ی پشتی وارد شدم و او را دیدم که در گوشه‌ی خلوت گلخانه نشسته بود؛ دست چپ‌اش زیر چانه، خیره به نقطه‌ای دوردست.

آرام پشت سرش رفتم، دستانم را بر شانه‌اش گذاشتم و پیشانی‌اش را بوسیدم. نگاهش را به من دوخت و با صدایی آرام گفت:
«ای کاش پیش خاله‌ات می‌ماندی... این تنهایی مرا از پا انداخته.»

چشمانم را شیطنت‌آمیز به هم فشردم و گفتم:
«من دخترت هستم، چگونه می‌توانی از من بیزار باشی؟»

خاطراتی که می‌سازیم، یادگارهایی‌اند که تا ابد در دل‌مان حک می‌مانند. چرا که هر آمدنی، رفتنی در پی دارد... و انسان‌ها برای ماندن ساخته نشده‌اند.


---
  • ❤ 7
More from @ftsdls
  1. Oct 16, 2026🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم🌸 🚀 دنبال بهترین کانال‌های تلگرام هستی؟ دیگه لازم…
  2. Oct 16, 2026قلمت زیبا و روان، بانوی عزیزم
  3. Oct 16, 2026رفیق عزیز، به نظرت چند نفر در این دنیا ما را آن‌طور که واقعاً هستیم می‌شناسند، نه آن‌طور ک…
  4. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  5. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  6. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →