TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.21K subscribers
Post #1087 112
---

این روزها غرق خواندن رمانی افغان شده‌ام؛ داستان دختری جوان و جسور به‌نام "مهتاب" که از کودکی‌اش در دوران گذشته‌ی طالبان روایت می‌کند. نمی‌دانم چرا این بخش از داستان گلویم را فشرد؛ شاید چون تصویرگر روزگار من و دختران این سرزمین است… روزگاری که نمی‌بخشَد.

کمی آن‌سوتر از خانه، جوجه‌ی کوچکی را دیدم که پیداست از لانه‌ی بالای درخت افتاده بود. با شتاب به‌سویش دویدم.

– آخِی، تو از کجا پیدات شد نانازی؟

چشمانش پر از معصومیتی بود که مرا یاد خودم می‌انداخت. نگاهی به درخت انداختم؛ لانه هنوز آن بالا بود. با هزار زحمت از تنه‌ی درخت بالا رفتم و جوجه را کنـار چند تخم دیگر در لانه گذاشتم. هنوز نفس‌نفس می‌زدم که پایین آمدم، چشمم به دو طالب مسلح افتاد.

با وحشت پا به فرار گذاشتم، اما صدای یکی‌شان میخکوبم کرد:

– پاتسی شی!
– ته څوک یی؟ همدا څه کار کوی؟

من که نه به زبان پشتو بلدیت داشتم و نه آشنایی ...چرا ؟؟؟ چون از وقتی طالبان کشور را در سلطه خود قرار دادند مانع رفتن دختران به مکتب شده بودند. فقط ایستاده بودم و مات و مبهوت آن دو مرد را نظاره می‌کردم. یکی چیزی به گوش آن یکی گفت و بعد...

– دومره ښایسته دی! (چه‌قدر زیباست!)

طالب دوم خنده‌ای کرد و رو به من گفت:

– ستا د پلار نوم څه دی کوچنی؟ (اسم پدرت چیه کوچولو؟)

از ترس فقط بزاق دهانم را فرو می‌دادم؛ نه جرئت فرار داشتم، نه توان پاسخ دادن. نمی‌فهمیدم از چه حرف می‌زنند.
با دل‌هراسی دویدم به‌سمت خانه و از لای سوراخ در، بیرون را نگاه می‌کردم. آن روز با دلی لرزان گذشت. اشک‌های مادرم تمامی نداشت. پدرم برای نجات من و خواهرم، مبینا، تمام دارایی‌مان را فروخت و ما را قاچاقی از مرز گذر داد. رسیدیم به مرز افغانستان... مشتی خاک برداشتم. حالا سال‌هاست که این مشت خاک، همسفر تنهایی‌های من است.

دنبال پناهگاهی می‌گشتم در این زندگی پرآشوب. می‌خواستم به چیزی چنگ بزنم، چیزی که آرامم کند. شاید این بحران روحی و اخلاقی، با اتکا به آن، رنگ ببازد...


---
  • ❤ 10
More from @ftsdls
  1. Oct 16, 2026🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم🌸 🚀 دنبال بهترین کانال‌های تلگرام هستی؟ دیگه لازم…
  2. Oct 16, 2026قلمت زیبا و روان، بانوی عزیزم
  3. Oct 16, 2026رفیق عزیز، به نظرت چند نفر در این دنیا ما را آن‌طور که واقعاً هستیم می‌شناسند، نه آن‌طور ک…
  4. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  5. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  6. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →