TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.21K subscribers
Post #1079 112
#داستان_پندآموز_کفش‌های_دیگران

روزی پادشاهی ثروتمند، تصمیم گرفت برای دیدن مردم سرزمینش، با لباس مبدّل به روستاها سفر کند.

او کفش‌های گران‌بهایش را در قصر گذاشت و کفش‌های کهنه‌ای از خدمتکارش قرض گرفت. وقتی به اولین روستا رسید، پاهایش به شدت درد گرفت؛ زمین پر از سنگ و خار بود.

او با عصبانیت گفت:
«چرا این مردم جاده را صاف نمی‌کنند؟! چرا همه‌جا این‌قدر خشن و سخت است؟!»

پیرمردی که حرف‌هایش را شنیده بود، لبخندی زد و گفت:
«پادشاه عزیز! اگر نمی‌توانی تمام جاده را نرم کنی، کفش‌هایت را نرم‌تر کن...»

پادشاه از حرف پیرمرد متعجب شد، اما آن جمله تا مدت‌ها در ذهنش ماند.

وقتی به قصر برگشت، به جای عصبانی شدن از سختی‌های راه، تصمیم گرفت زندگی مردم را بهتر کند؛ نه با تغییر همه‌چیز، بلکه با درک و همدلی بیشتر.

#پند_داستان:
قبل از اینکه دیگران را قضاوت کنی، کمی با کفش‌های آن‌ها راه برو...
دنیا همیشه به اندازه نگاه ما تغییر می‌کند.
گاهی برای حل مشکل، باید خودمان را تغییر دهیم، نه همه دنیا را.
  • ❤ 6
  • 👍 2
  • 👏 2
More from @ftsdls
  1. Oct 16, 2026🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم🌸 🚀 دنبال بهترین کانال‌های تلگرام هستی؟ دیگه لازم…
  2. Oct 16, 2026قلمت زیبا و روان، بانوی عزیزم
  3. Oct 16, 2026رفیق عزیز، به نظرت چند نفر در این دنیا ما را آن‌طور که واقعاً هستیم می‌شناسند، نه آن‌طور ک…
  4. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  5. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  6. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →